سال 6 | شماره 255 | سه شنبه 3  بهمن  1388 | 32 صفحه

 

نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :3/6/1387      10:59:0      تعداد بازديد كنندگان مطلب:559



دکتر مصطفي جلالي‌فخر

هنر، رسانه و سلامت
دايره خون و مينا


روز اهداي خون را سپري كرديم و همچنان هنر و رسانه ايران در اين باره كم كار است. حتما همه مي‌دانيم كه درباره چه ضرورتي حرف مي‌زنيم و طبيعي است كه هر نوع «اهدايي» به فرهنگ‌سازي نياز دارد.
يادم نمي‌آيد كه سينماي ايران طي سه دهه اخير به اين مقوله پرداخته باشد. حداكثر در حد نياز به خون بيمار و نشان دادن كيسه‌هاي خون در بخشي از قصه‌هايي كه به اين مقوله ربط چنداني ندارند. تلويزيون هم درنهايت به زيرنويس و چند مصاحبه و احيانا نمايش اهداي خون اعضاي هيات دولت اكتفا مي‌كند. گاهي هم در ماه مبارك رمضان و ليالي قدر است كه به اين مهم مي‌پردازند؛ غافل از اينكه بيماران در همه روز سال به خون نياز دارند. خوشبختانه اين موضوع به فرجام تلخ اهداي كليه دچار نشده است كه به روابط مالي و تجاري آلوده شود؛ مانند اهداي اعضاي بيماران دچار مرگ مغزي كه با وجود كم بودن آماري، هنوز در قالب‌هاي تنها انساني تعريف مي‌شود. براي حفظ كرامت و بسندگي آمار چنين حركات زندگي بخشي، بايد در ذهن مردم جا باز كرد.
تنها فيلم تاثير گذار تاريخ سينماي ايران در اين باره، «دايره مينا» ساخته داريوش مهرجويي است كه در سال 1353 ساخته شد؛ اما تا سه سال توقيف بود و امكان نمايش نيافت. پسر جواني همراه با پدر پير و بيمارش از خيابان‌هاي حاشيه شهر به راه مي‌افتند و به بيمارستاني مي‌رسند، مقابل در بيمارستان با آقاي سامري برخورد مي‌كنند كه در بخش تهيه خون آنجا كار مي‌كند. سامري به آنها مي‌گويد كه اگر مي‌خواهند به راحتي پول‌دار شوند فردا صبح سر چهار راه منتظر او باشند. صبح روز بعد آنها سوار كاميوني مي‌شوند كه دونرها را به آزمايشگاه مي‌برد. از پسر خون گرفته مي‌شود و در مقابل 20 تومان پول مي‌گيرد. سامري از پسر مي‌خواهد براي او كار كند و براي آزمايشگاه خون‌گيري‌شان، دونر جمع‌آوري كند و به اين ترتيب پسر مشغول به كار مي‌شود. پدر در اين ميان فوت مي‌كند اما پسر در اين باتلاق غير انساني روز به روز بيشتر
فرو مي‌رود. اين فيلم زماني ساخته شد كه هنوز سازماني متولي اين امر نشده بود و هيچ نوع كنترل بهداشتي هم در كار نبود. همه چيز در قالب تلخ و سياه خون فروشي بيچاره‌ها و معتادها خلاصه مي‌شد و عده‌اي سودجو كه دلال خون بودند.فيلم تا آن حد واقع‌گرا و تكان دهنده از كار در آمد كه از همان موقع سازمان انتقال خون را تاسيس كردند. خيلي عجيب است كه پس از آن فيلم و طي اين همه سال، چنين موضوع مهم و گسترده و دراماتيكي با اقبال هنرمندان رو‌به‌رو نشده است. شايد چون با جزئيات و ضروريات آن آشنا نيستند. اهداي خون از آن دسته موضوعاتي است كه هم پيچ و خم روايتي خوبي دارد (چون حالات داستاني متعددي دارد) و هم به راحتي با حيطه‌هاي حسي/ انساني پيوند مي‌خورد. كاري كه بيشتر مشهود است، پيام‌رساني‌هاي مقطعي و گل درشت درباره اهداي خون و ضرر نداشتن آن است؛ انگار كه مي‌خواهيم كسي را با خواهش و اصرار به اين كار قانع كنيم؛ در حالي كه بايد خود به چنين نتيجه‌اي برسد. سينما ثابت كرده كه در اين زمينه تواناست.

مشاهده مطلب ارسال شده بعد



 

بیشتر بخوانید...

  امکانات مطالب
نسخه PDF ◊
مشاهده نسخه چاپي ◊
دريافت فايل مطلب (Rtf Format) ◊
مشاهده نسخه XML ◊
ارسال اين مطلب به ديگران ◊
بازگشت ◊

  فهرست مطالب مرتبط

  نظر شما درباره اين مطلب
 
 

 




 

امتياز شما به تحلیل اين مطلب


نظرات دیگران در مورد این مطلب

صفحه اصلی
  • جامعه سالم
  • زير ذره‌بين
  • بازار سالم
  • سلامت در جهان
  • موفقيت
  • خانه سالم
  • سفره سالم
  • پوست و مو
  • چهره‌ها و رسانه‌ها
  • زنان و مردان
  • نفس عميق
  • پرونده
  • زيبايي
  • تناسب اندام
  • سلامت روان
  • درمانگاه
  • كودكان و نوجوانان
  • دهان و دندان
  • دستور غذا
  • تغذيه
  • داستان يک زندگي
  • سلامت خانواده
  • بچه هاي سلامت
  • سرگرمي
  • صفحه آخر

  • آرشیو
  • جستجوی پيشرفته
  • عضویت در سایت
  • فهرست مطالب
  • ارسال خبر
  • لینک های مفید
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • RSS


1387 © کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی ابن سينای بزرگ بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است | نگارش: نرم افزار تحريريه الکترونيک - نسخه5