نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :13/6/1387 13:53:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:448 شما فرد خلاقي هستيد؟كار هنري موجب افزايش توان و غلبه بر موانع رواني ميشود و منبع خلاقيت شما را نيز آشكار ميكند. دانيل براون در كتاب هنر درمانياش (ترجمه مهدي وهابي)، يافتههاي متعددي را در ساماندهي مواجهه موثر ميان فرد و هنر، به صورت منظم دستهبندي كرده است. پيش از اين، هنر درماني را در جايگاه مصرفكننده پي ميگرفتندكار هنري موجب افزايش توان و غلبه بر موانع رواني ميشود و منبع خلاقيت شما را نيز آشكار ميكند. دانيل براون در كتاب هنر درمانياش (ترجمه مهدي وهابي)، يافتههاي متعددي را در ساماندهي مواجهه موثر ميان فرد و هنر، به صورت منظم دستهبندي كرده است. پيش از اين، هنر درماني را در جايگاه مصرفكننده پي ميگرفتند و آفرينشگري را در حيطه كم تعداد هنرمندان جست و جو ميكردند. اكنون شاهد كم رنگ شدن اين مرزها هستيم و... شما فرد خلاقي هستيد. بر خلاف خيليها كه از كاغذ سفيد ميهراسند، اين فرصت تازه ميتواند هيجانانگيز هم باشد. محصول هنري در نتيجه درمان چندان اهميت ندارد؛ مهم مشاركت فعال در خلق است. دانيل براون معتقد است كه: «هنردرماني با احساساتي در ارتباطاند كه محرك آنها يك اثر هنري است. تحول رواني حاصله، اهميت بيشتري نسبت به محصول دارد.» يادمان باشد كه هنردرماني شبيه آنتيبيوتيك عمل نميكند كه مثلا بعد از اتمام دوره درماني، عفونت را سركوب كرده باشد. اگر شبيه ميشل فوكو، «زندگي» را يك اثر هنري بدانيد، با استمرار نگاه خلاق ميتوان به درمان بسياري از مشكلات رسيد. بايد ترسها و قضاوتها را كنار گذاشت و اجازه داد كه عقايد و احساسات در خلاقيتها جريان يابند. ترس پذيرفته نشدن كارتان را كنار بگذاريد. حتي در مراحل نخست، كارهايتان را به كساني نشان دهيد كه به واكنش مثبت شهرهاند. اين الگو در شيوههاي پيشگيرانه نيز كارآمد است. براي كسب آثار درماني ناشي از خلاقيت، نبايد منتظر الهام و اتفاق بود. بايد برنامه داشته باشيد. با خودتان قرار بگذاريد كه در زمانهاي خاصي به كشف و پرورش خلاقيت خود بپردازيد. به اين قرار پايبند باشيد. حس درونيتان را به رسميت بشناسيد. نيازي نيست كه براي غمگين نبودن، به دروغ و از سر اجبار به خود، اثر شادي خلق كنيد. خلق آثار ناراحتكننده اشكالي ندارد و اصلا يكي از اهداف هنر درماني، كسب احساسات قوي است. هدف نهايي مهار احساسات مشكلزاست؛ نه ناديده انگاري و سركوب آنها. حتي نتايج كارتان ميتواند به تشخيص بهتر و كاملتر هم كمك كند. دكتر برني سيگل به بيماران سرطانياش توصيه كرده بود تا تصويري بكشند از خود، بيماري و گلبولهاي سفيدشان كه در درمان موثرند. او معتقد است كه اين طرحها از مرز توصيفهاي كلامي فراتر رفته و به زبان ناخودآگاه دست يافته است. يادتان باشد كه براي كسب رهايي ناشي از خلاقيت، خودتان هم همين گونه عمل كنيد. براي مثال در نقاشي، همه چيز را همان طور كه ميخواهيد بكشيد؛ بدون آنكه به دليل آن فكر كنيد. مهم اين است كه مثبت فكر كنيد، حتي اگر عواطف ناخوشايند خود را به اثر هنري تبديل ميكنيد. اين طوري ميتوان فهميد كه كدام بخشهاي وجودتان به توجه افزونتري نياز دارند. اين نكته را هميشه به خاطر بسپاريم كه: «هنر درماني براي گسترش احساسات منفي به كار نميرود. كار آن تغيير احساسات منفي است.» مشاهده مطلب ارسال شده بعد
شما فرد خلاقي هستيد؟كار هنري موجب افزايش توان و غلبه بر موانع رواني ميشود و منبع خلاقيت شما را نيز آشكار ميكند. دانيل براون در كتاب هنر درمانياش (ترجمه مهدي وهابي)، يافتههاي متعددي را در ساماندهي مواجهه موثر ميان فرد و هنر، به صورت منظم دستهبندي كرده است. پيش از اين، هنر درماني را در جايگاه مصرفكننده پي ميگرفتندكار هنري موجب افزايش توان و غلبه بر موانع رواني ميشود و منبع خلاقيت شما را نيز آشكار ميكند. دانيل براون در كتاب هنر درمانياش (ترجمه مهدي وهابي)، يافتههاي متعددي را در ساماندهي مواجهه موثر ميان فرد و هنر، به صورت منظم دستهبندي كرده است. پيش از اين، هنر درماني را در جايگاه مصرفكننده پي ميگرفتند و آفرينشگري را در حيطه كم تعداد هنرمندان جست و جو ميكردند. اكنون شاهد كم رنگ شدن اين مرزها هستيم و... شما فرد خلاقي هستيد. بر خلاف خيليها كه از كاغذ سفيد ميهراسند، اين فرصت تازه ميتواند هيجانانگيز هم باشد. محصول هنري در نتيجه درمان چندان اهميت ندارد؛ مهم مشاركت فعال در خلق است. دانيل براون معتقد است كه: «هنردرماني با احساساتي در ارتباطاند كه محرك آنها يك اثر هنري است. تحول رواني حاصله، اهميت بيشتري نسبت به محصول دارد.» يادمان باشد كه هنردرماني شبيه آنتيبيوتيك عمل نميكند كه مثلا بعد از اتمام دوره درماني، عفونت را سركوب كرده باشد. اگر شبيه ميشل فوكو، «زندگي» را يك اثر هنري بدانيد، با استمرار نگاه خلاق ميتوان به درمان بسياري از مشكلات رسيد. بايد ترسها و قضاوتها را كنار گذاشت و اجازه داد كه عقايد و احساسات در خلاقيتها جريان يابند. ترس پذيرفته نشدن كارتان را كنار بگذاريد. حتي در مراحل نخست، كارهايتان را به كساني نشان دهيد كه به واكنش مثبت شهرهاند. اين الگو در شيوههاي پيشگيرانه نيز كارآمد است. براي كسب آثار درماني ناشي از خلاقيت، نبايد منتظر الهام و اتفاق بود. بايد برنامه داشته باشيد. با خودتان قرار بگذاريد كه در زمانهاي خاصي به كشف و پرورش خلاقيت خود بپردازيد. به اين قرار پايبند باشيد. حس درونيتان را به رسميت بشناسيد. نيازي نيست كه براي غمگين نبودن، به دروغ و از سر اجبار به خود، اثر شادي خلق كنيد. خلق آثار ناراحتكننده اشكالي ندارد و اصلا يكي از اهداف هنر درماني، كسب احساسات قوي است. هدف نهايي مهار احساسات مشكلزاست؛ نه ناديده انگاري و سركوب آنها. حتي نتايج كارتان ميتواند به تشخيص بهتر و كاملتر هم كمك كند. دكتر برني سيگل به بيماران سرطانياش توصيه كرده بود تا تصويري بكشند از خود، بيماري و گلبولهاي سفيدشان كه در درمان موثرند. او معتقد است كه اين طرحها از مرز توصيفهاي كلامي فراتر رفته و به زبان ناخودآگاه دست يافته است. يادتان باشد كه براي كسب رهايي ناشي از خلاقيت، خودتان هم همين گونه عمل كنيد. براي مثال در نقاشي، همه چيز را همان طور كه ميخواهيد بكشيد؛ بدون آنكه به دليل آن فكر كنيد. مهم اين است كه مثبت فكر كنيد، حتي اگر عواطف ناخوشايند خود را به اثر هنري تبديل ميكنيد. اين طوري ميتوان فهميد كه كدام بخشهاي وجودتان به توجه افزونتري نياز دارند. اين نكته را هميشه به خاطر بسپاريم كه: «هنر درماني براي گسترش احساسات منفي به كار نميرود. كار آن تغيير احساسات منفي است.» مشاهده مطلب ارسال شده بعد
كار هنري موجب افزايش توان و غلبه بر موانع رواني ميشود و منبع خلاقيت شما را نيز آشكار ميكند. دانيل براون در كتاب هنر درمانياش (ترجمه مهدي وهابي)، يافتههاي متعددي را در ساماندهي مواجهه موثر ميان فرد و هنر، به صورت منظم دستهبندي كرده است. پيش از اين، هنر درماني را در جايگاه مصرفكننده پي ميگرفتند و آفرينشگري را در حيطه كم تعداد هنرمندان جست و جو ميكردند. اكنون شاهد كم رنگ شدن اين مرزها هستيم و... شما فرد خلاقي هستيد. بر خلاف خيليها كه از كاغذ سفيد ميهراسند، اين فرصت تازه ميتواند هيجانانگيز هم باشد. محصول هنري در نتيجه درمان چندان اهميت ندارد؛ مهم مشاركت فعال در خلق است. دانيل براون معتقد است كه: «هنردرماني با احساساتي در ارتباطاند كه محرك آنها يك اثر هنري است. تحول رواني حاصله، اهميت بيشتري نسبت به محصول دارد.» يادمان باشد كه هنردرماني شبيه آنتيبيوتيك عمل نميكند كه مثلا بعد از اتمام دوره درماني، عفونت را سركوب كرده باشد. اگر شبيه ميشل فوكو، «زندگي» را يك اثر هنري بدانيد، با استمرار نگاه خلاق ميتوان به درمان بسياري از مشكلات رسيد. بايد ترسها و قضاوتها را كنار گذاشت و اجازه داد كه عقايد و احساسات در خلاقيتها جريان يابند. ترس پذيرفته نشدن كارتان را كنار بگذاريد. حتي در مراحل نخست، كارهايتان را به كساني نشان دهيد كه به واكنش مثبت شهرهاند. اين الگو در شيوههاي پيشگيرانه نيز كارآمد است. براي كسب آثار درماني ناشي از خلاقيت، نبايد منتظر الهام و اتفاق بود. بايد برنامه داشته باشيد. با خودتان قرار بگذاريد كه در زمانهاي خاصي به كشف و پرورش خلاقيت خود بپردازيد. به اين قرار پايبند باشيد. حس درونيتان را به رسميت بشناسيد. نيازي نيست كه براي غمگين نبودن، به دروغ و از سر اجبار به خود، اثر شادي خلق كنيد. خلق آثار ناراحتكننده اشكالي ندارد و اصلا يكي از اهداف هنر درماني، كسب احساسات قوي است. هدف نهايي مهار احساسات مشكلزاست؛ نه ناديده انگاري و سركوب آنها. حتي نتايج كارتان ميتواند به تشخيص بهتر و كاملتر هم كمك كند. دكتر برني سيگل به بيماران سرطانياش توصيه كرده بود تا تصويري بكشند از خود، بيماري و گلبولهاي سفيدشان كه در درمان موثرند. او معتقد است كه اين طرحها از مرز توصيفهاي كلامي فراتر رفته و به زبان ناخودآگاه دست يافته است. يادتان باشد كه براي كسب رهايي ناشي از خلاقيت، خودتان هم همين گونه عمل كنيد. براي مثال در نقاشي، همه چيز را همان طور كه ميخواهيد بكشيد؛ بدون آنكه به دليل آن فكر كنيد. مهم اين است كه مثبت فكر كنيد، حتي اگر عواطف ناخوشايند خود را به اثر هنري تبديل ميكنيد. اين طوري ميتوان فهميد كه كدام بخشهاي وجودتان به توجه افزونتري نياز دارند. اين نكته را هميشه به خاطر بسپاريم كه: «هنر درماني براي گسترش احساسات منفي به كار نميرود. كار آن تغيير احساسات منفي است.»
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب