سال 6 | شماره 255 | سه شنبه 3  بهمن  1388 | 32 صفحه

 

نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :13/9/1387      14:38:0      تعداد بازديد كنندگان مطلب:342



گپي با پريسا و محمد؛ زوج خوشبختي که معلوليت را دور زده‌اند - زهرا سپيدنامه
معلوليم؟ مهم نيست!


پريسا افتخار و محمد مقدم‌زاده هردو معلول‌اند. پريسا 25 ساله است و زماني مثل همه ما روي پاهايش مي‌ايستاد اما حالا چهار سال است که بر اثر تصادف دچار ضايعه نخاعي شده و روي صندلي چرخ‌دار مي‌نشيند، محمد مقدم‌زاده، شوهرش هم معلوليت ضعف عضلاني دارد و 10 سالي مي‌شود که با اين بيماري دست به گريبان است. آنها هفت ماه است که با وجود مشکلات بسيار با هم ازدواج کرده‌اند؛ مشکلاتي که از ديد خودشان بيشتر مساله است تا مشکل...

محمد مقدم‌زاده معتقد است که نبايد سختي‌ها را مشکل بناميم، او مي‌گويد: «من معتقدم سختي‌هاي پيش روي ما مساله است، مسايلي ساده که با نگاه متفاوت مي‌توانيم آن را حل کنيم. هيچ‌وقت معلوليت جسمي‌همسرم برايم مطرح نبوده است. هميشه به دنبال گوهر روح او بوده‌ام. اين مساله تا حدي است که مي‌توانم به جرات بگويم اگر من مشکل جسمي‌هم نداشتم و ايشان معلوليت داشتند باز هم درخواست ازدواج مي‌کردم يا اگر من معلول بودم و ايشان در سلامت کامل بودند بازهم برايم فرق نمي‌کرد.»


روزهاي خوب، روزهاي بد

هفت ماهي که پريسا و محمد با هم زندگي کرده‌اند، روزهاي خوب و بد بسياري داشته است.

پريسا مي‌گويد: «حمايت خانواده‌ها را نمي‌توان ناديده گرفت. ضمن اينکه ما آنها را از هر نظر آماده کرده بوديم و اين حقيقت را بيان کرده بوديم که معلول شدن يا نشدن افراد براي هر فرد يک شانس برابر است، يعني ممکن است هرکدام از ما با فرد سالمي‌ازدواج کند و آن فرد بعد از مدتي دچار معلوليت شود. ما باور داشتيم که هفت روز زندگي با معنا به هفتاد سال زندگي بي‌معني ارجحيّت دارد.»


روي پاي خودمان

اما آيا دو فرد معلول مي‌توانند از عهده وظايف خود در نقش‌هاي شوهر و زن خانواده بر آيند؟ محمد معتقد است اين فکر انسان است که از عهده کارها بر مي‌آيد نه جسم او، ضمن اينکه خانه پريسا و محمد به‌طور کامل براي زندگي آنها مناسب‌سازي شده است. مثلا اجاق گاز يا ظرف‌شويي طوري است که پريسا مي‌تواند با ويلچر زير آنها برود و به کارهاي خانه برسد. محمد هم طي سال‌ها ‌انديشه و کار توانسته در چند شرکت سرمايه‌گذاري کند، به طوري که آنها مشکل مالي ندارند.


نديدن نگاه ديگران

پريسا درباره نگاه ديگران به زندگي خودشان هم مي‌گويد: «ما سال‌هاست تکليف خودمان را با نگاه ديگران روشن کرده‌ايم، از همان روزي که روي صندلي چرخ‌دار نشستيم و نتوانستيم ديگر به تنهايي حرکت کنيم. براي ما نگاه نادرست برخي آدم‌ها اهميت ندارد، هرچند ممکن است بعضي از معلولين را گوشه نشين کند و جلوي فعاليت اجتماعي آنها را بگيرد.»

باز هم انجمن باور

محمد و پريسا در حال حاضر اوقاتشان را در انجمن باور مي‌گذرانند. انجمني که درست در لحظه‌اي که مي‌رفت از زندگي
نااميد شوند دستشان را گرفته است.

محمد مي‌گويد: «هدف ما در انجمن باور تغيير نوع نگاه مردم است. اينکه به معلولين به چشم افراد قابل ترحم نگاه نکنند و اين تصور باطل که خانواده معلولان گناهي به درگاه الهي مرتکب شده‌اند که شايسته اين بوده‌اند که فرزند معلول داشته باشند از ميان برود، همان طور که پريسا گفت، معلوليت يک شانس برابر است. هرکدام از ما قبل از معلوليت يا نشستن روي صندلي چرخ‌دار فکر نمي‌کرديم که روزي دچار معلوليت شويم.»

مشاهده مطلب ارسال شده بعد



 

بیشتر بخوانید...

  امکانات مطالب
نسخه PDF ◊
مشاهده نسخه چاپي ◊
دريافت فايل مطلب (Rtf Format) ◊
مشاهده نسخه XML ◊
ارسال اين مطلب به ديگران ◊
بازگشت ◊

  فهرست مطالب مرتبط

  نظر شما درباره اين مطلب
 
 

 




 

امتياز شما به تحلیل اين مطلب


نظرات دیگران در مورد این مطلب

صفحه اصلی
  • جامعه سالم
  • زير ذره‌بين
  • بازار سالم
  • سلامت در جهان
  • موفقيت
  • خانه سالم
  • سفره سالم
  • پوست و مو
  • چهره‌ها و رسانه‌ها
  • زنان و مردان
  • نفس عميق
  • پرونده
  • زيبايي
  • تناسب اندام
  • سلامت روان
  • درمانگاه
  • كودكان و نوجوانان
  • دهان و دندان
  • دستور غذا
  • تغذيه
  • داستان يک زندگي
  • سلامت خانواده
  • بچه هاي سلامت
  • سرگرمي
  • صفحه آخر

  • آرشیو
  • جستجوی پيشرفته
  • عضویت در سایت
  • فهرست مطالب
  • ارسال خبر
  • لینک های مفید
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • RSS


1387 © کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی ابن سينای بزرگ بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است | نگارش: نرم افزار تحريريه الکترونيک - نسخه5