سال 4 | شماره 190 | سه شنبه 21  بهمن  1388 | 12 صفحه

 

نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :21/10/1387      13:8:0      تعداد بازديد كنندگان مطلب:1326



دندان کاغذي - دکتر سيامک شايان
آموزش پسرخاله بازي در دندانپزشکي


«دکتر جان بالاخره عصب‌کِشي درسته يا عصب‌کُشي؟» سوال غريبي نيست. از همان روزي که اسمم در رشته دندانپزشکي درآمد، بارها و بارها اين سوال را شنيده‌ام. در جواب دوستم خطابه غرايي سر مي‌دهم. صدايي از پشت سر خطاب به دوستم مي‌گويد: «شما همراه بيمار هستيد؟ ميشه بيرون تشريف داشته باشيد؟» ...

- ما آشناي دکتر هستيم، خانم. دکتر جان، اشکالي نداره که من اينجا کنارتون بايستم؟

معمولا آدم کم‌حافظه‌اي نيستم و چهره بيشتر آدم‌ها تا سال‌ها در ذهنم مي‌ماند، اما اين مرد... او را به‌ياد نمي‌آورم. از در که وارد شد، چنان گرم برايم آغوش گشود که گويي رفيق ديرينه است. شرمنده شدم از اينکه اعتراف کنم او را نمي‌شناسم. پس به‌رو نياوردم و به همان گرمي که به من سلام کرد، جواب سلام او را دادم. «والا ... هرطور مايلي، فقط اينجا ممکنه سر پا خسته بشي، کارم ممکنه طول بکشه!»

- اشکال نداره، همين‌جا مي‌ايستم، گفتم همين‌طور که داري واسه خانومم کار مي‌کني، يک گپي هم با هم زده باشيم. آخه خيلي ساله تو رو نديدم.

پرستارم از دور چشم غره مي‌رود. خودم بارها و بارها به ‌او تاکيد کرده‌ام که همراه بيمار را بيرون بفرستد تا مزاحم کار من نشود، اما حالا در برابر مردي که ادعاي رفاقت ديرينه‌اي با من دارد، خلع سلاح شده‌ام.

- دکتر، مي‌گن جرم‌گيري به دندون آسيب مي‌زنه، درست ميگن؟

به دوست کنجکاوم لبخند مي‌زنم و برايش شرح مي‌دهم چرا جرم‌گيري به دندان‌ها آسيب نمي‌زد و حتي براي سلامت آنها مفيد است.

- دکتر الان اين چيه باهاش دندون رو مي‌تراشي؟ چرا از اون يکي مته استفاده نمي‌کني؟ شما دندون سالمو هم مي‌تراشي؟ آخه بابام يک‌بار رفت دندونپزشکي، دکتره همه دندونشو الکي سوراخ کرد. توضيح مي‌دي الان داري چه‌کار مي‌کني. سرش را از پهلوي من پيش مي‌آورد تا داخل دهان زنش. سوالات پشت سر هم قطار شده‌اند و مسلسل‌وار به‌سمت من شليک مي‌شوند. ناخودآگاه عصبي مي‌شوم. سوال‌ها ادامه مي‌يابد و حتي تخصصي‌تر مي‌شود: احتمال کروژن پين برنجي، مقاومت دندان زير فشار جويدن، دليل کوتاه‌کردن کاسپ و درباره هر حرکتي که از من مي‌بيند، مي‌پرسد و جواب مي‌شنود.

وقتي بعد از گذشت نيم ساعت کار زنش به آخر مي‌رسد، هنوز او را به‌خاطر نياورده‌ام. تنها کشف کرده‌ام مهندس متالورژي است و البته حالا پس از گذران يک دوره فشرده نظري، يک دندانپزشک نصفه نيمه. پرونده را که مي‌نويسم، سنگيني نگاهش مانع مي‌شود قيمت معمول را براي همسر دوستي که به خاطر نمي‌آورم، درج کنم. وقت خروج دستي به پشتم مي‌زند و مي‌گويد: «دکتر، ان‌شاء‌الله بازم ميام پيشت، به شرطي که قول بدي «قيمت همکار» حساب کني!» و من هنوز درگير اينکه اين مرد کي بود؟!

مشاهده مطلب ارسال شده بعد



 

بیشتر بخوانید...

  امکانات مطالب
نسخه PDF ◊
مشاهده نسخه چاپي ◊
دريافت فايل مطلب (Rtf Format) ◊
مشاهده نسخه XML ◊
ارسال اين مطلب به ديگران ◊
بازگشت ◊

  فهرست مطالب مرتبط

  نظر شما درباره اين مطلب
 
 

 




 

امتياز شما به تحلیل اين مطلب


نظرات دیگران در مورد این مطلب

صفحه اصلی
  • سرمقاله
  • پزشکي و جامعه
  • سياست سلامت
  • پشت پرده
  • يک هفته با رسانه ها
  • داروخانه
  • تجهيزات پزشکي
  • روزنه
  • پاويون
  • جهان پزشکي
  • صفحه آخر

  • آرشیو
  • جستجوی پيشرفته
  • عضویت در سایت
  • فهرست مطالب
  • ارسال خبر
  • لینک های مفید
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • RSS


1387 © کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی ابن سينای بزرگ بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است | نگارش: نرم افزار تحريريه الکترونيک - نسخه5