نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :21/11/1387 11:49:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:399 تلويزيون و سلامتتلويزيون کمبود آب نداردعصر گس جمعه است. برنامههاي کودک تمام شده که صفحه تلويزيون به تيتراژ تله فيلمي ايراني و البته جديد که به تلاش خود تلويزيون تهيه شده مزين ميشود. يک پله پايين تر داستان مصايب زني- بهناز جعفري –است که با وجود دختر و پسري بزرگ تن به ازدواج با همکارش-فرهاد اصلاني- داده که در تصادفي خانواده اش را از دست داده البته آنها با هم هيچ مشکلي ندارند و اوضاعشان گل و بلبل است که دختر و پسر در صدد انتقام گرفتن از مادر هر دو در يک عمليات همزمان تصميم ميگيرند دندان شاگرد اولي بودن را بکشند و هر دو برگههاي امتحانيشان را خالي از جواب تحويل بدهند و به قول قديميترها رفوزه شوند... بعد هم چند ساعتي از خانه دور شوند تا دل مادر به شور بيفتد و روابطش با شوهر جديد به هم بريزد که طبق نقشه اين کارها پيش ميرود و اوضاع خانه حسابي به هم ميريزد. گره در گره ميافتد و پدر با مادر، مادر با بچهها و بچهها با همديگر درگير ميشوند و پسر خانواده بعد از پارهپاره کردن لباسهاي ناپدري با ساتور بدون گواهينامه سوار بر ماشين مادر به دل خيابانها ميزند و با دختر بچهاي دوچرخه سوارتصادف ميکند. و حالا معجزه تلويزيون در عصر جمعه وقتي که ذهن مخاطبانش را که طبعا خانواده هستند و خداي ناکرده حتما يکي از اين جميع مشکلات را دارند، ببينيد. پدر –ببخشيد ناپدري-در نقش يک قهرمان به خانه ميرود تا سند بياورد که با ديدن صحنه پاره شدن عکسهاي خانوادهاش دلش به درد ميآيد و اشکش سرازير ميشود و به دختر ميگويد که وقت جدايي او و مادرشان فرا رسيده! اينجا است که اشک دخترهم سرازير ميشود. ادامه فيلم هندي را در پاسگاه ميبينيم وقتي که پسر بر اثر کتک خوردن و افت فشار! مدام بالا ميآورد و سروان اجازه بردن او را به بيمارستان نميدهد و ناپدري ميخواهد به جاي او در پاسگاه بماند، اين جاست که ناپسري در عصر جمعه ادب ميشود و در همين حين نادختري هم با اداي اين کلمه: بابا! به مردي که قلبش شکسته ميگويد از کرده خود پشيمان است و به همين آسودگي جميع مشکلات يک خانواده از مشکل زن و شوهري گرفته تا مشکل بين مادر و بچههايي که به ازدواج مجدد او اعتراض دارند و مرد قلب شکسته که ميخواسته خانوادهاي داشته باشد، دختربچهاي که تصادف کرده و تا نيمتنه زير ماشين رفته حل ميشود. اما سوال اينجاست که چرا بعضي از شما براي حل مشکلات خانوادگيتان خود را به زحمت مياندازيد و از اين مشاور به آن مشاور و از اين روانشناس به آن روانشناس ميرويد و اين همه وقت و هزينه ميکنيد، وقتي رسانه تلويزيون به همين سادگي و آسودگي تمام مشکلات شما را با ساخت يک تلهفيلم آموزشي حل ميکند؟ تلهفيلمي که براي ساخت آن کلي هزينه عوامل و تهيه آب شده است. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
تلويزيون و سلامتتلويزيون کمبود آب نداردعصر گس جمعه است. برنامههاي کودک تمام شده که صفحه تلويزيون به تيتراژ تله فيلمي ايراني و البته جديد که به تلاش خود تلويزيون تهيه شده مزين ميشود. يک پله پايين تر داستان مصايب زني- بهناز جعفري –است که با وجود دختر و پسري بزرگ تن به ازدواج با همکارش-فرهاد اصلاني- داده که در تصادفي خانواده اش را از دست داده البته آنها با هم هيچ مشکلي ندارند و اوضاعشان گل و بلبل است که دختر و پسر در صدد انتقام گرفتن از مادر هر دو در يک عمليات همزمان تصميم ميگيرند دندان شاگرد اولي بودن را بکشند و هر دو برگههاي امتحانيشان را خالي از جواب تحويل بدهند و به قول قديميترها رفوزه شوند... بعد هم چند ساعتي از خانه دور شوند تا دل مادر به شور بيفتد و روابطش با شوهر جديد به هم بريزد که طبق نقشه اين کارها پيش ميرود و اوضاع خانه حسابي به هم ميريزد. گره در گره ميافتد و پدر با مادر، مادر با بچهها و بچهها با همديگر درگير ميشوند و پسر خانواده بعد از پارهپاره کردن لباسهاي ناپدري با ساتور بدون گواهينامه سوار بر ماشين مادر به دل خيابانها ميزند و با دختر بچهاي دوچرخه سوارتصادف ميکند. و حالا معجزه تلويزيون در عصر جمعه وقتي که ذهن مخاطبانش را که طبعا خانواده هستند و خداي ناکرده حتما يکي از اين جميع مشکلات را دارند، ببينيد. پدر –ببخشيد ناپدري-در نقش يک قهرمان به خانه ميرود تا سند بياورد که با ديدن صحنه پاره شدن عکسهاي خانوادهاش دلش به درد ميآيد و اشکش سرازير ميشود و به دختر ميگويد که وقت جدايي او و مادرشان فرا رسيده! اينجا است که اشک دخترهم سرازير ميشود. ادامه فيلم هندي را در پاسگاه ميبينيم وقتي که پسر بر اثر کتک خوردن و افت فشار! مدام بالا ميآورد و سروان اجازه بردن او را به بيمارستان نميدهد و ناپدري ميخواهد به جاي او در پاسگاه بماند، اين جاست که ناپسري در عصر جمعه ادب ميشود و در همين حين نادختري هم با اداي اين کلمه: بابا! به مردي که قلبش شکسته ميگويد از کرده خود پشيمان است و به همين آسودگي جميع مشکلات يک خانواده از مشکل زن و شوهري گرفته تا مشکل بين مادر و بچههايي که به ازدواج مجدد او اعتراض دارند و مرد قلب شکسته که ميخواسته خانوادهاي داشته باشد، دختربچهاي که تصادف کرده و تا نيمتنه زير ماشين رفته حل ميشود. اما سوال اينجاست که چرا بعضي از شما براي حل مشکلات خانوادگيتان خود را به زحمت مياندازيد و از اين مشاور به آن مشاور و از اين روانشناس به آن روانشناس ميرويد و اين همه وقت و هزينه ميکنيد، وقتي رسانه تلويزيون به همين سادگي و آسودگي تمام مشکلات شما را با ساخت يک تلهفيلم آموزشي حل ميکند؟ تلهفيلمي که براي ساخت آن کلي هزينه عوامل و تهيه آب شده است. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بعد هم چند ساعتي از خانه دور شوند تا دل مادر به شور بيفتد و روابطش با شوهر جديد به هم بريزد که طبق نقشه اين کارها پيش ميرود و اوضاع خانه حسابي به هم ميريزد. گره در گره ميافتد و پدر با مادر، مادر با بچهها و بچهها با همديگر درگير ميشوند و پسر خانواده بعد از پارهپاره کردن لباسهاي ناپدري با ساتور بدون گواهينامه سوار بر ماشين مادر به دل خيابانها ميزند و با دختر بچهاي دوچرخه سوارتصادف ميکند.
و حالا معجزه تلويزيون در عصر جمعه وقتي که ذهن مخاطبانش را که طبعا خانواده هستند و خداي ناکرده حتما يکي از اين جميع مشکلات را دارند، ببينيد. پدر –ببخشيد ناپدري-در نقش يک قهرمان به خانه ميرود تا سند بياورد که با ديدن صحنه پاره شدن عکسهاي خانوادهاش دلش به درد ميآيد و اشکش سرازير ميشود و به دختر ميگويد که وقت جدايي او و مادرشان فرا رسيده! اينجا است که اشک دخترهم سرازير ميشود.
ادامه فيلم هندي را در پاسگاه ميبينيم وقتي که پسر بر اثر کتک خوردن و افت فشار! مدام بالا ميآورد و سروان اجازه بردن او را به بيمارستان نميدهد و ناپدري ميخواهد به جاي او در پاسگاه بماند، اين جاست که ناپسري در عصر جمعه ادب ميشود و در همين حين نادختري هم با اداي اين کلمه: بابا! به مردي که قلبش شکسته ميگويد از کرده خود پشيمان است و به همين آسودگي جميع مشکلات يک خانواده از مشکل زن و شوهري گرفته تا مشکل بين مادر و بچههايي که به ازدواج مجدد او اعتراض دارند و مرد قلب شکسته که ميخواسته خانوادهاي داشته باشد، دختربچهاي که تصادف کرده و تا نيمتنه زير ماشين رفته حل ميشود.
اما سوال اينجاست که چرا بعضي از شما براي حل مشکلات خانوادگيتان خود را به زحمت مياندازيد و از اين مشاور به آن مشاور و از اين روانشناس به آن روانشناس ميرويد و اين همه وقت و هزينه ميکنيد، وقتي رسانه تلويزيون به همين سادگي و آسودگي تمام مشکلات شما را با ساخت يک تلهفيلم آموزشي حل ميکند؟ تلهفيلمي که براي ساخت آن کلي هزينه عوامل و تهيه آب شده است.
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب