نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :6/10/1386 14:48:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:588 هنر، رسانه، سلامتعوايد آفرينش هنريتحقيقات نشان داده است كه كيفيت و اثر زيبايي شناختي آثار هنري ميتواند توان آفرينش، نشاط، عزت نفس و آگاهي شخصي بيمار را بهبود بخشد. درگيري عميق افراد در فعاليتهايي كه از آن لذت ميبرند باعث تنظيم عملکرد بدن از راه كاهش ضربان قلب، فشارخون و تنفس ميشود. خلق هنر فرصتي است تا چشمها و دستها با هم تمرين كرده و ميان آنها هماهنگي ايجاد شود. طي اين فرآيند، مسيرهاي عصبي بين دست و مغز نيز تحريك و تهييج ميگردد. خلق اثر هنري به افراد كمك ميكند تا طرز تفكر و احساسي را كه به طور معمول به وسيله ضمير نيمه خود آگاه پنهان ميشود، رها كرده و استرس كاهش مييابد. ثابت شده كه سركوب احساسات ميتواند موجب استرس شده و علايم بيماري را تشديد كند. با توجه به اينكه خلق اثر هنري كمك ميكند كه بيمار ضمير ناخودآگاه و احساسات محصور شده خود را تخليه كند، اين فرآيند درمانگر براي كاهش و بهبود فشارهاي رواني، مشكلات رفتاري، سوء مصرف دارو و الكل و نيز ثبت و درك بهتر در مبتلايان پاركينسون و آلزايمر سودبخشي چشمگيري دارد. نكته مهمي كه بايد در اين روش هنر درماني (كه در واقع خلق درماني است) لحاظ كرد، اين است كه فرآيند خلق صاحب اهميت درمانگرانه است؛ نه نتيجه خلق. يك هنر درمانگر بر اين باور است كه عمل انجام شده در راه خلق يك اثر هنري، مجموعهاي از فعاليتهاي داخلي را در جهت مشاركت ابعاد فيزيكي، احساسي و معنوي درمان راه اندازي ميكند. آفرينش هنري الزاما به انواع بصري يا حجمي محدود نميشود و در واقع هر فعاليتي را شامل ميشود كه سبب لذت استتيک شود. براي مثال، آواز خواندن ميتواند به افراد مبتلا به بيماري آلزايمر كمك كند تا حافظه درازمدت خود را به كار اندازند. هراس معاشرتي و ترس از روبهرويي با شخصيتهاي با نفوذ را هم ميتوان با تهييج ناشي از موسيقي راك، بهبود بخشيد. اثبات شده كه فعاليت مستمر و كنترل شده در زمينه آفرينش موسيقي، بر برخي بيماريها از جمله مشكلات تنفسي، بيماريهاي قلبي، دردهاي كليوي، دردهاي زايمان، سوختگي، عوارض سرطان و حتي كما اثر بهبود بخشي داشته باشد. همانگونه كه بارها از سوي محققان اعلام شده، اضطراب و افسردگي، پايه و اساس بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني است و هر نوع مشاركت و فعاليت هنري ميتواند با كاهش استرس و افسردگي، از شدت بيماريهاي جسمي و رواني فرد بكاهد. توامان بودن چنين فعاليتي در كنار روان درماني توانسته تاثير آن را تا 85 درصد افزايش دهد. موسيقي درماني خلاق توانسته پاسخدهي اسكيزوفرنيها و كودكان در خود فرورفته را كه به روشهاي معمولي كلامي پاسخ نميدهند به گونه معنا داري افزايش دهد. روند رو به رشد هنر درماني و خلق درماني موجب شده كه حتي در نوع انتخابساز براي درمان جو در موسيقي درماني نيز حساسيتهاي ويژه وضع شود. به طور مثال تاكيد ميشود كه اين سازها از لحاظ شنيدن و حركت دادن، خوش صدا و خوش دست باشند و افراد به راحتي بتوانند آنها را به كار گرفته و بنوازند. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
هنر، رسانه، سلامتعوايد آفرينش هنريتحقيقات نشان داده است كه كيفيت و اثر زيبايي شناختي آثار هنري ميتواند توان آفرينش، نشاط، عزت نفس و آگاهي شخصي بيمار را بهبود بخشد. درگيري عميق افراد در فعاليتهايي كه از آن لذت ميبرند باعث تنظيم عملکرد بدن از راه كاهش ضربان قلب، فشارخون و تنفس ميشود. خلق هنر فرصتي است تا چشمها و دستها با هم تمرين كرده و ميان آنها هماهنگي ايجاد شود. طي اين فرآيند، مسيرهاي عصبي بين دست و مغز نيز تحريك و تهييج ميگردد. خلق اثر هنري به افراد كمك ميكند تا طرز تفكر و احساسي را كه به طور معمول به وسيله ضمير نيمه خود آگاه پنهان ميشود، رها كرده و استرس كاهش مييابد. ثابت شده كه سركوب احساسات ميتواند موجب استرس شده و علايم بيماري را تشديد كند. با توجه به اينكه خلق اثر هنري كمك ميكند كه بيمار ضمير ناخودآگاه و احساسات محصور شده خود را تخليه كند، اين فرآيند درمانگر براي كاهش و بهبود فشارهاي رواني، مشكلات رفتاري، سوء مصرف دارو و الكل و نيز ثبت و درك بهتر در مبتلايان پاركينسون و آلزايمر سودبخشي چشمگيري دارد. نكته مهمي كه بايد در اين روش هنر درماني (كه در واقع خلق درماني است) لحاظ كرد، اين است كه فرآيند خلق صاحب اهميت درمانگرانه است؛ نه نتيجه خلق. يك هنر درمانگر بر اين باور است كه عمل انجام شده در راه خلق يك اثر هنري، مجموعهاي از فعاليتهاي داخلي را در جهت مشاركت ابعاد فيزيكي، احساسي و معنوي درمان راه اندازي ميكند. آفرينش هنري الزاما به انواع بصري يا حجمي محدود نميشود و در واقع هر فعاليتي را شامل ميشود كه سبب لذت استتيک شود. براي مثال، آواز خواندن ميتواند به افراد مبتلا به بيماري آلزايمر كمك كند تا حافظه درازمدت خود را به كار اندازند. هراس معاشرتي و ترس از روبهرويي با شخصيتهاي با نفوذ را هم ميتوان با تهييج ناشي از موسيقي راك، بهبود بخشيد. اثبات شده كه فعاليت مستمر و كنترل شده در زمينه آفرينش موسيقي، بر برخي بيماريها از جمله مشكلات تنفسي، بيماريهاي قلبي، دردهاي كليوي، دردهاي زايمان، سوختگي، عوارض سرطان و حتي كما اثر بهبود بخشي داشته باشد. همانگونه كه بارها از سوي محققان اعلام شده، اضطراب و افسردگي، پايه و اساس بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني است و هر نوع مشاركت و فعاليت هنري ميتواند با كاهش استرس و افسردگي، از شدت بيماريهاي جسمي و رواني فرد بكاهد. توامان بودن چنين فعاليتي در كنار روان درماني توانسته تاثير آن را تا 85 درصد افزايش دهد. موسيقي درماني خلاق توانسته پاسخدهي اسكيزوفرنيها و كودكان در خود فرورفته را كه به روشهاي معمولي كلامي پاسخ نميدهند به گونه معنا داري افزايش دهد. روند رو به رشد هنر درماني و خلق درماني موجب شده كه حتي در نوع انتخابساز براي درمان جو در موسيقي درماني نيز حساسيتهاي ويژه وضع شود. به طور مثال تاكيد ميشود كه اين سازها از لحاظ شنيدن و حركت دادن، خوش صدا و خوش دست باشند و افراد به راحتي بتوانند آنها را به كار گرفته و بنوازند. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب