نمایش جزئیات مقاله / زمان مخابره مقاله :7/2/1389 16:40:0 تعداد بازديد كنندگان مقاله:32917 ترجمه: دکترحسام جهانديده/ در مراقبتهاي اوليه بايد شناختبيماريهاي شايع زباناگرچه معاينه زبان کار دشواري نيست، بيماريهاي زبان ميتوانند از لحاظ تشخيصي و درماني براي پزشک چالشبرانگيز باشند.....شناسايي و تشخيص اين اختلالات نيازمند اخذ شرح حال کامل شامل زمان شروع و طول مدت علايم، علايم پيشدرآمد و سابقه مصرف دخانيات و الکل است. معاينه زبان از لحاظ شکل ظاهري و ارزيابي دقيق لنفادنوپاتيها نيز اهميت دارد. زبان جغرافيايي، زبان شقاقدار و زبان مويي شايعترين مشکلات زبان هستند که نيازي به درمان ندارند. گلوسيت رومبوييد مياني معمولا با عفونت کانديدايي همراهي دارد و به داروهاي ضد قارچ موضعي پاسخ ميدهد. گلوسيت آتروفيک اغلب با کمبود تغذيهاي زمينهاي آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، نياسين يا ريبوفلاوين ارتباط دارد و با اصلاح اختلال زمينهاي برطرف ميگردد. لکوپلاکي مويي دهان ميتواند نشانهاي از نقص ايمني زمينهاي باشد که به وسيله ويروس اپشتاينـ بار ايجاد و به کمک داروهاي ضدويروس خوراکي درمان ميشود. در مورد تودههاي زبان معمولا انجام بيوپسي براي افتراق ضايعات خوشخيم (مثل تومور سلول گرانولار، فيبروم و کيستهاي لنفواپيتليال) از لکوپلاکي پيشبدخيم يا کارسينوم سلول سنگفرشي (SCC) ضروري است. سندرم دهان سوزان(1) اغلب زبان را نيز درگير ميکند و در کارآزماييهاي شاهددار به درمان با آلفاـ ليپوييک اسيد، کلونازپام و درمان شناختيـ رفتاري پاسخ داده است. کارآزماييهاي متعدد همچنين حاکي از تاثير تاييدشده درمان جراحي زبان بنددار (tongue- tie يا آنکيلوگلوسي) در مقايسه با آموزش به تنهايي، در به حداکثر رساندن ميزان موفقيت در تغذيه با شير مادر بودهاند. ضايعات زباني با اتيولوژي نامشخص، ممکن است نيازمند بيوپسي يا ارجاع به متخصص گوش، حلق و بيني، جراح سر و گردن يا دندانپزشک باتجربه در زمينه پاتولوژيهاي دهان باشند.مقدمهشناسايي و تشخيص اختلالات زبان نيازمند معاينه اين عضو از لحاظ شکل ظاهري و اخذ شرح حال کامل درباره زمان شروع و طول مدت علايم، علايم پيشدرآمد و سابقه مصرف دخانيات و الکل هستند. معاينه کامل سر و گردن همراه با ارزيابي دقيق از لحاظ وجود لنفادنوپاتي ضروري است.بر اساس بررسي پيمايشي ملي ارزيابي سلامت و تغذيه، شيوع مقطعي ضايعات زبان در بزرگسالان ايالات متحده 5/15 است. شيوع ضايعات زبان در بيماراني که از دندان مصنوعي يا دخانيات استفاده ميکنند، بيشتر است. شايعترين اختلالات زبان به ترتيب شامل زبان جغرافيايي، زبان شقاقدار و زبان مويي هستند. در جدول 1 اختلالات شايع زبان به صورت خلاصه آورده شدهاند.اختلالات سطح زبانگلوسيت رومبوييد ميانيمشخصه گلوسيت رومبوييد مياني يک ضايعه پلاکمانند مسطح، براق، اريتماتو، با حاشيه مشخص و بدون علامت در خط وسط سطح دورسال زبان است (شکل 1). مردان 3 برابر بيشتر از زنان به اين اختلال مبتلا ميشوند. بيشتر مبتلايان بدون علامت هستند اما ممکن است سوزش يا خارش داشته باشند. گلوسيت رومبوييد مياني به طور شايع با عفونت کانديدايي همراهي دارد و به داروهاي ضدقارچ (مثل نيستاتين، فلوکونازول و کلوتريمازول) که به صورت سوسپانسيون يا قرص تجويز ميشوند، پاسخ ميدهد. جدول1. ضايعات دهاني.ضايعهتظاهرات بالينيدرمانملاحظاتگلوسيت رومبوييد ميانيپلاک لوزيشکل با سطح صاف، براق، اريتماتو و داراي حاشيه مشخص؛ معمولا بدون علامت است اما ممکن است احساس سوزش يا خارش وجود داشته باشد؛ در خط وسط در سطح دورسال ديده ميشودداروهاي ضدقارچ موضعياغلب با عفونت کانديدايي همراهي داردگلوسيت آتروفيکداراي سطح صاف و براق با زمينه قرمز يا صورتيدرمان کمبودهاي تغذيهاي يا ساير اختلالات زمينهايناشي از بيماري زمينهاي، داروها يا کمبودهاي تغذيهاي (مانند آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين)زبان شقاقدارشيارهاي عميق روي زبان، در صورت وجود التهاب يا گير کردن مواد غذايي ممکن است بوي بد و تغيير رنگ ايجاد شودمعمولا نياز به درمان ندارد، مسواک زدن ملايم در صورت وجود التهاب علامتدار توصيه ميشودهمراهي با نشانگان داون، پسوريازيس، نشانگان شوگرن، نشانگان ملکرسونـ روزنتال و زبان جغرافياييزبان جغرافياييپچهاي بدون پوشش روي سطح دورسال زبان که به وسيله يک حاشيه مضرس برآمده و با تغيير رنگ مختصر احاطه شده استنيازي به درمان وجود ندارد اما ژلهاي استروييدي موضعي يا دهانشويه آنتيهيستامين ميتواند حساسيت زبان را کاهش دهدهمراهي با زبان شقاقدار، همراهي معکوس با سيگار کشيدنزبان موييهيپرتروفي پاپيهاي نخيشکل، تغيير رنگ زبان (سفيد، قهوهاي روشن، سياه)نيازي به درمان وجود ندارد اما مسواک زدن ملايم يا خراشاندن سطح زبان ميتواند مفيد باشدهمراهي با مصرف دخانيات، بهداشت دهاني ضعيف و مصرف آنتيبيوتيکلکوپلاکي مويي دهانضايعات سفيد موييشکل روي لبه جانبي زبانداروهاي ضدويروسسوار شدن عفونت ويروس اپشتاينـ بار، همراهي با نقص ايمني و عفونت HIVليکن پلانبه صورت الگوي مشبک سفيد توريمانند روي سطح دورسال زبان يا زخمهاي اريتماتوي کمعمق پراکنده تظاهر مييابددر صورت بدون علامت بودن نيازي به درمان ندارد، براي ضايعات زخمي علامتدار ميتوان از استروييدهاي موضعي استفاده کردمدنظر داشتن ارزيابي و درمان عفونت کانديدايي همزمان، براي تشخيص قطعي ليکن پلان نياز به بيوپسي وجود داردلينهآ آلباخط سفيد ظريف ناشي از ضخيم شدن اپيتليوم روي لبههاي جانبي زباننيازي به درمان نداردبه علت وارد آمدن تروماي ناشي از جويدن به لبههاي جانبي زبان ايجاد ميشودلکوپلاکيپچ يا پلاک سفيد چسبندهتحت نظر گرفتن دقيق، بيوپسي براي رد کردن بدخيميهمراهي قوي با مصرف سيگار، با اين حال در صورت بروز در افراد غيرسيگاري پتانسيل بدخيمي بيشتري داردکارسينوم سلول سنگفرشي (SCC)پچ يا پلاک ضخيم سفيد يا قرمز؛ ممکن است به صورت ندولار يا زخمي ظاهر شود؛ معمولا در قسمتهاي جانبي زباناکسيزيون جراحي، پرتودرمانيهمراهي با مصرف سيگار و الکل و سن بالاپاپيلومضايعه منفرد مجزا و پايهدار با برآمدگيهاي انگشتيشکلاکسيزيون جراحي يا تخريب با ليزرهمراهي با عفونت ويروس پاپيلوم انساني نوع 6 يا 11زبان سوزاندرد روزانه که در طي روز شديدتر ميشود، زبان ظاهر طبيعي دارداسيد آلفا ـ ليپوييک، کلونازپام، درمان شناختي ـ رفتاري، درمان اختلالات زمينهاياختلالات سيستميک يا موضعي زمينهاي (مانند کمبودهاي تغذيهاي، اختلالات غدد درونريز، کاهش ترشح بزاق، عفونت، واکنش آلرژيک) بايد رد شوندزبان بنددار (آنکيلوگلوسي)کوتاهي فرنولوم باعث محدوديت در بيرون آوردن زبان ميشود، اختلال در تغذيه با شير مادرقطع فرونولوم به وسيله جراحي در شيرخواراني که دچار اختلال در تغذيه با شير مادر هستندهمراهي با اشکال در تغذيه با شير مادر از جمله درد نوک سينهماکروگلوسيبزرگي زبان همراه با کنگرهکنگره شدن لبههاي جانبي زباندرمان اختلالات زمينهايهمراهي با اختلالات زمينهاي مختلفابتلا به کانديدا ميتواند به وسيله آزمون خراش (scraping) يا کشت تاييد شود.ساير سطوح زبان مشخصا سالم و بدون درگيري هستند. با اين حال وجود التهاب در کام ميتواند نشاندهنده نقص ايمني باشد و از اين رو عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (HIV) در اين موارد بايد مد نظر قرار گيرد.گلوسيت آتروفيک گلوسيت آتروفيک به علت داشتن نماي مسطح و براق در يک زمينه قرمز يا صورتي تحت عنوان زبان مسطح نيز ناميده ميشود. نماي مسطح زبان در اين اختلال ناشي از آتروفي پاپيهاي نخيشکل (filiform) است. گلوسيت آتروفيک در اصل تظاهري از ساير علل زمينهاي به شمار ميآيد (جدول 2) و ارزيابي تشخيصي کامل را ضروري ميسازد. کمبود تغذيهاي آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين، علل شايع اين اختلال به شمار ميروند. ساير اتيولوژيها شامل عفونتهاي سيستميک (مانند سيفيليس)، عفونتهاي موضعي (مانند کانديدا)، آميلوييدوز، بيماري سلياک، سوءتغذيه پروتئين ـ کالري و گزرستومي ناشي از برخي داروها و نشانگان شوگرن هستند. گلوسيت آتروفيک ناشي از کمبود تغذيهاي اغلب باعث احساس درد در زبان ميشود. درمان مشتمل بر جايگزيني کمبود مواد تغذيهاي يا درمان اختلال زمينهاي است.توصيههاي کليدي براي طبابتتوصيه بالينيرتبهبندي شواهدليکن پلان زخميشونده را ميتوان به کمک استروييدهاي موضعي مانند کلوبتازول يا خمير دندان فلوسينونايد درمان کرد.Bبرخي لکوپلاکيهاي دهاني ميتوانند بدخيم شوند. از اين رو بيوپسي و بررسي ميکروسکوپيک اين ضايعات بايد مدنظر باشد.Cتنها اسيد آلفا ـ ليپوييک، کلونازپام و درمان شناختي ـ رفتاري در کاهش علايم زبان سوزان موثر بودهاندBفرنولکتومي يک رويکرد موثر در آن دسته از شيرخواران مبتلا به زبان بنددار (آنکيلوگلوسي) است که دچار اشکال در تغذيه با شير مادر هستند.BA: شواهد بيمارمحور با کيفيت مطلوب؛ B: شواهد بيمارمحور غيرقطعي با کيفيت محدود؛ C: اجماع، شواهد بيماريمحور، طبابت رايج، عقيده صاحبنظران يا مجموعه موارد باليني.کشت تاييد شود.ساير سطوح زبان مشخصا سالم و بدون درگيري هستند. با اين حال وجود التهاب در کام ميتواند نشاندهنده نقص ايمني باشد و از اين رو عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (HIV) در اين موارد بايد مد نظر قرار گيرد.گلوسيت آتروفيک گلوسيت آتروفيک به علت داشتن نماي مسطح و براق در يک زمينه قرمز يا صورتي تحت عنوان زبان مسطح نيز ناميده ميشود. نماي مسطح زبان در اين اختلال ناشي از آتروفي پاپيهاي نخيشکل (filiform) است. گلوسيت آتروفيک در اصل تظاهري از ساير علل زمينهاي به شمار ميآيد (جدول 2) و ارزيابي تشخيصي کامل را ضروري ميسازد. کمبود تغذيهاي آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين، علل شايع اين اختلال به شمار ميروند. ساير اتيولوژيها شامل عفونتهاي سيستميک (مانند سيفيليس)، عفونتهاي موضعي (مانند کانديدا)، آميلوييدوز، بيماري سلياک، سوءتغذيه پروتئين ـ کالري و گزرستومي ناشي از برخي داروها و نشانگان شوگرن هستند. گلوسيت آتروفيک ناشي از کمبود تغذيهاي اغلب باعث احساس درد در زبان ميشود. درمان مشتمل بر جايگزيني کمبود مواد تغذيهاي يا درمان اختلال زمينهاي است. زبان شقاقداردر مبتلايان به زبان شقاقدار (شکل 2)، عميق شدن فيزيولوژيک شيارهاي طبيعي زبان باعث ايجاد شکافهايي در سطح زبان ميشود. اين اختلال معمولا با افزايش سن ايجاد ميشود و نيازي به درمان ندارد مگر اينکه گير افتادن مواد غذايي و باکتريها باعث ايجاد التهاب در اين شکافها شود. مسواک زدن ملايم زبان در بيماران داراي التهاب علامتدار سودمند است. زبان شقاقدار با نشانگان داون، آکرومگالي، پسوريازيس و نشانگان شوگران همراهي دارد. نشانگان ملکرسونـ روزنتال يک اختلال نادر با اتيولوژي نامشخص است که مشخصه آن ترياد شقاقدار شدن شديد زبان، ادم راجعه دهان و صورت و فلج عصب فاسيال است.زبان جغرافياييزبان جغرافيايي (شکل 3) که با عنوان گلوسيت مهاجر خوشخيم يا اريتم ميگرانس نيز شناخته ميشود، 14-1 از جمعيت ايالات متحده را مبتلا ميسازد و اتيولوژي نامشخصي دارد. اگرچه پژوهشهاي قبلي حاکي از همراهي اين اختلال با ديابت، پسوريازيس، درماتيت سبوره و آتوپي بودهاند، بررسي اخير دادههاي جمعيتي از بيماران آمريکايي اين يافتهها را تاييد نکرده است. شيوع اين اختلال در افراد سفيدپوست و سياهپوست در مقايسه با آمريکاييهاي مکزيکيتبار بيشتر است. اين بيماري با زبان شقاقدار همراهي مثبت و با سيگار کشيدن همراهي معکوس دارد.در مبتلايان به زبان جغرافيايي در سطح دورسال زبان نواحي آتروفي پاپيها نماي مسطحي پيدا ميکند که به وسيله حاشيههاي برآمده مضرس احاطه شده است. نواحي آتروفي به صورت خودبهخود بهبود مييابند و ضايعه در قسمت ديگري از زبان ايجاد ميشود. بنابراين زبان ظاهري چندرنگ و ناهمگون پيدا ميکند. اين ضايعه خوشخيم و محدود به يک ناحيه است و معمولا جز اطمينانبخشي به درمان ديگري نياز ندارد. ممکن است برخي مبتلايان نسبت به غذاهاي داغ يا ادويهدار حساسيت داشته باشند. ژلهاي استروييدي موضعي (مانند خمير دندان تريامسينولون) و دهانشويههاي آنتيهيستاميني (به عنوان مثال الگزير ديفنهيدرامين 5/12 ميليگرم در 5 سيسي که به نسبت 1 به 4 با آب رقيق شده باشد) ميتوانند حساسيت زبان را کاهش دهند.جدول2. اختلالات داراي همراهي با گلوسيت.آميلوييدوزبيماري سلياکمحرکهاي شيمياييواکنشهاي داروييعفونتهاي موضعي (خصوصا کانديدياز) کمبودهاي تغذيهاي (به عنوان مثال آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين، نياسين)آنمي وخيمسوءتغذيه پروتئين ـ کالري سارکوييدوزنشانگان شوگرنعفونتهاي سيستميک (مثل سيفيليس) بيماريهاي وزيکوليـ اروزيو (مانند پمفگيوييد، پمفيگوس ولگاريس، اريتم مولتيفرم، نشانگان استيونسـ جانسون)زبان موييتجمع کراتين اضافي روي پاپيهاي نخيشکل سطح دورسال زبان باعث ايجاد رشتههاي طويلي ميشود که ظاهر مو را تقليد ميکنند. رنگ زبان ميتواند از سفيد يا قهوهاي روشن تا سياه متغير باشد. رنگهاي تيرهتر ناشي از گير افتادن دبريها و باکتريها در رشتههاي طويل هستند (شکل 4). اين پديده بيشتر در سيگاريها و افرادي که بهداشت دهاني پاييني دارند ديده ميشود. زبان مويي همچنين با مصرف برخي آنتيبيوتيکهاي خاص همراهي دارد.بيشتر بيماران بدون علامت هستند اما برخي از آنها دچار بوي بد دهان يا اختلال در چشايي ميشوند. اين اختلال نيازي به درمان ندارد اما دبريدمان ملايم روزانه با يک پاککننده زبان يا مسواک نرم ميتواند بافت کراتينيزه را از بين ببرد. لکوپلاکي مويي دهانلکوپلاکي مويي دهان (شکل 5) از لحاظ محل بروز و نيز همراهي با نقص ايمني با زبان مويي تفاوت دارد. مشخصه اين اختلال، ضايعات سفيدرنگ با ظاهر مويي هستند که در لبههاي جانبي زبان در يک يا هر دو سمت واقع شدهاند. اين ضايعات ناشي از عفونت با ويروس اپشتاينـ بار هستند. در صورتي که لکوپلاکي مويي دهان در غياب يک اختلال شناختهشده ايجادکننده نقص ايمني ايجاد گردد، انجام آزمايش HIV بايد مد نظر قرار گيرد. ميتوان داروهاي ضدويروس مانند آسيکلووير (با دوز 800 ميليگرم پنج بار در روز) يا گانسيکلووير (با دوز 100 ميليگرم سه بار در روز) را براي مدت 3-1 هفته تجويز کرد؛ هر چند عود بيماري شايع است.ليکن پلانليکن پلان يک اختلال ايمونولوژيک است که پوست يا سطوح مخاطي مانند دهان و زبان را درگير ميکند (شکل 6). دو شکل از ليکن پلان توصيف شده است: الگوي مشبک سفيد تورمانند که مخاط بوکال و زبان را درگير ميکند و شکل اروزيو (erosive) که به صورت زخمهاي سطحي تظاهر مييابد. کانديدا ميتواند به صورت همزمان با ليکن پلان وجود داشته باشد و در اين صورت درمان با داروهاي ضدقارچ ضروري است. ليکن پلان مشبک نيازي به درمان ندارد. ليکن پلان زخميشونده را ميتوان به کمک استروييدهاي موضعي مثل خمير دندان فلوسينونايد يا ژل کلوبتازول که روزي دو بار به مدت 3-2 هفته استفاده شود، درمان نمود. در صورت شک به تشخيص، بيوپسي انديکاسيون دارد.لينهآ آلبالينهآ آلبا به صورت يک خط سفيد ظريف که ناشي از افزايش ضخامت اپيتليوم به دنبال تروماي خفيف مکرر ناشي از جويدن است، تظاهر پيدا ميکند. اگرچه اين ضايعه معمولا روي مخاط بوکال ايجاد ميگردد، ممکن است روي لبههاي زبان در دو سمت نيز ايجاد شود. لينهآ آلبا يک ضايعه خوشخيم است و نيازي به درمان ندارد.تودههاي زبانتومور سلول گرانولارتومور سلول گرانولار به صورت ضايعاتي کوچک، منفرد، سفت و بدون درد ميتواند در هر جايي از بدن تظاهر پيدا کند. بيش از نيمي از موارد در حفره دهان ايجاد ميشوند و تا يکسوم از موارد دورسوم زبان را درگير ميکنند. برخلاف SCC که يک نماي خشن يا زخمي دارد، تومور سلول گرانولار داراي سطحي صاف است. اين تومورها پس از سن 30 سالگي و در زنان شايعتر هستند. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است. به ندرت اين ضايعه به شکل بدخيم تبديل ميشود که در اين حالت اکسيزيون وسيع موضعي بايد انجام گيرد.فيبروم تروماتيکفيبروم تروماتيک (شکل 7) يکي از ضايعات شايع حفره دهان است که معمولا در محل خط چفت شدن دندانها و به صورت يک ناحيه افزايش ضخامت موضعي که معمولا گنبديشکل، صورتي و داراي سطح صاف است تظاهر مييابد. اين ضايعه به علت تجمع بافت همبند کلاژني متراکم در محل تحريک مزمن ايجاد ميگردد. از آنجايي که افتراق اين ضايعه از ساير نئوپلاسمها ميتواند دشوار باشد، بيوپسي اکسيزيونال انديکاسيون دارد. تروماي مزمن همچنين ميتواند باعث ايجاد گرانولوم پيوژن در محل فيبروم تروماتيک شود.لکوپلاکي و اريتروپلاکيلکوپلاکي يک پچ يا پلاک چسبنده است که ميتواند روي زبان ايجاد شود. اريتروپلاکي ضايعه مشابهي است که رنگ قرمز دارد. ضايعاتي که نماي ترکيبي سفيد با نقاط قرمزرنگ دارند با عنوان اريترولکوپلاکي شناخته ميشوند. تمام اين ضايعات پتانسيل پيشبدخيمي دارند و از اين رو بيوپسي و بررسي ميکروسکوپيک آنها توصيه ميگردد. احتمال پيشبدخيمي در اريتروپلاکي و اريترولکوپلاکي بيشتر است. پتانسيل پيشبدخيمي لکوپلاکي با افزايش سن، اندازه و تعداد ضايعات افزايش مييابد. اين خطر همچنين در زنها و افرادي که ضايعات آنها روي زبان يا کف دهان واقع شده يا نماي غيريکنواخت يا نقطهنقطه دارد بيشتر است. شايعترين عامل واجد همراهي با لکوپلاکي مصرف دخانيات است و پس از قطع مصرف دخانيات ممکن است اين ضايعات به صورت خودبهخود برطرف شوند. کارسينوم سلول سنگفرشي (SCC)عوامل خطرزاي SCC شامل سن بالا و مصرف دخانيات و الکل هستند. ضايعات SCC داخل دهان معمولا سطح جانبي زبان را درگير ميکنند (شکل 8). بيماران مبتلا به SCC داخل دهان که سن کمتر از 40 سال دارند اغلب فاقد عوامل خطرزا هستند. در ابتدا ضايعات به صورت يک افزايش ضخامت مختصر روي يک قاعده قرمز يا سفيد ايجاد ميگردند. اين روند ميتواند به ايجاد حالت ندولاريته يا زخمشدگي منجر شود و درد و احساس ناراحتي را به دنبال داشته باشد. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است و امکان درمان پيش از گسترش وسيع موضعي را فراهم ميکند. درمان معمولا مشتمل بر جراحي و پرتودرماني است.ندول تيروييد زبانيتقريبا 90 از موارد بافت تيروييد نابهجا در محل دورسوم زبان يافت ميشود. اين ضايعه معمولا به صورت تودهاي ندولار با سطح صاف که در خط وسط در قسمت خلفي سطح دورسال زبان واقع شده است، تظاهر مييابد. وجود تيروييد زباني نشاندهنده عدم نزول بافت تيروييد حين مراحل نمو است. تا 70 از بيماران داراي تيروييد زباني دچار هيپوتيروييدي هستند. برخي بيماران از احساس وجود توده يا اشکال در بلع شکايت دارند. علايم در دورههاي افزايش نياز متابوليک مانند نوجواني يا بارداري شايعتر هستند. در صورت وجود هيپوتيروييدي، جايگزيني هورمونهاي تيروييد ميتواند باعث کاهش اندازه تيروييد زباني و بهبود علايم انسدادي گردد. اکسيزيون جراحي اغلب براي بيماران داراي تيروييد زباني با کارکرد طبيعي تيروييد توصيه ميشود؛ با اين حال اين اقدام ممکن است جايگزيني هورمونهاي تيروييد را پس از عمل جراحي اجتنابناپذير کند زيرا تيروييد زباني معمولا تنها بافت تيروييدي داراي کارکرد در اين بيماران است.کيستهاي لنفواپيتليالکيستهاي لنفواپيتليال ندولهاي زردرنگي هستند که در سطح ونترال زبان، محل لوزهها يا کف دهان ايجاد ميگردند. اين ضايعات خوشخيم هستند و به نظر ميرسد که ناشي از گير افتادن اپيتليوم بزاقي در تجمعات لنفوييد در حين آمبريوژنز باشند. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است.پاپيلومپاپيلوم سنگفرشي يکي از ضايعات نسبتا شايعتر دهاني است که در تقريبا 1 از بزرگسالان مشاهده ميشود. اين ضايعه معمولا با عفونت با ويروس پاپيلوماي انساني (HPV) نوع 6 يا 11 همراهي دارد. پاپيلومها معمولا به صورت ضايعات منفرد، مجزا و پايهدار با برآمدگيهاي انگشتيشکل تظاهر مييابند. درمان مشتمل بر اکسيزيون جراحي يا تخريب ضايعه به کمک ليزر است.زبان سوزانحس سوزش زبان ميتواند به صورت يک نشانگان اوليه يا به صورت ثانويه به اختلالاتي که باعث از بين رفتن پوشش سطح طبيعي زبان ميشوند (مثل عفونت کانديدايي يا کمبود ويتامينها) تظاهر يابد. زبان سوزان اتيولوژي ناشناختهاي دارد و به نظر ميرسد زنان را 7 برابر بيشتر از مردان مبتلا ميسازد. ميزان شيوع اين اختلال از 15 - 7/0 متغير است. بيماران معمولا شروع ناگهاني احساس سوزش را به صورت سوختن زبان در مواجهه با مواد داغ توصيف ميکنند که دفعات آن در طي روز افزايش مييابد. زبان در اين افراد اغلب ظاهري طبيعي دارد. اين اختلال خوشخيم است و معمولا پس از سالها به صورت خودبهخود بهبود مييابد. تنها اسيد آلفاـ ليپوييک، کلونازپام و درمان شناختيـ رفتاري در کارآزماييهاي شاهددار در کاهش علايم اين بيماري موثر بودهاند. در موارد مقاوم، رويکردي مشابه با رويکردهاي مورد استفاده در مورد ساير دردهاي نورالژيک مزمن ميتواند سودمند باشد.اختلالات آناتوميک زبانزبان بنددار (آنکيلوگلوسي)زبان بنددار که با عنوان آنکيلوگلوسي نيز شناخته ميشود، يک اختلال مادرزادي است که به علت کوتاهي غيرطبيعي فرنولوم زبان ايجاد ميشود و در بيرون آوردن کامل زبان محدوديت ايجاد ميکند. در گذشته تصور ميشد که زبان بنددار به ندرت باعث ايجاد اشکالات تغذيهاي ميشود. با اين حال افزايش محبوبيت تغذيه با شير مادر که در مقايسه با تغذيه با شيشه نياز به کار دهاني بيشتري توسط شيرخوار دارد، اين تصور را زير سوال برده است. کارآزماييهاي تصادفيشده متعدد نشان دادهاند که در شيرخواران داراي زبان بنددار و مشکلات تغذيه با شير مادر، فرنولکتومي نسبت به آموزش و حمايت از شيردهي به تنهايي برتري دارد.ماکروگلوسيماکروگلوسي به معني بزرگي غيرطبيعي زبان در مقايسه با دهان و فکها است. معاينه افراد مبتلا، اغلب کنگرهکنگره شدن لبههاي جانبي زبان را در نتيجه فشرده شدن در مقابل دندانها نشان ميدهد. ماکروگلوسي با نشانگان داون، هيپوتيروييدي، سل، سارکوييدوز، آميلوييدوز، ميلوم مولتيپل، نوروفيبروماتوز، عفونتها (مانند سيفيليس) و آنژيوادم يا واکنش آلرژيک همراهي دارد. مد نظر داشتن ماکروگلوسي به عنوان نشانهاي از يک اختلال زمينهاي و انجام آزمونهاي تشخيصي به صورت متمرکز و هدفمند و از جمله بيوپسي، نکتهاي حايز اهميت است. درمان بايد بر اساس علت زمينهاي تعيين شود.ارجاعميتوان بيماران مبتلا به ضايعات زباني بدون اتيولوژي مشخص را به متخصص گوش، حلق و بيني، جراح سر و گردن يا دندانپزشک باتجربه در زمينه پاتولوژي دهان ارجاع نمود.منبع:Reamy BV, et al. Common tongue conditions in primary care. AmericanFamily Physician March 1, 2010; 81: 627-34. مشاهده مقاله ارسال شده بعد
ترجمه: دکترحسام جهانديده/ در مراقبتهاي اوليه بايد شناختبيماريهاي شايع زباناگرچه معاينه زبان کار دشواري نيست، بيماريهاي زبان ميتوانند از لحاظ تشخيصي و درماني براي پزشک چالشبرانگيز باشند.....شناسايي و تشخيص اين اختلالات نيازمند اخذ شرح حال کامل شامل زمان شروع و طول مدت علايم، علايم پيشدرآمد و سابقه مصرف دخانيات و الکل است. معاينه زبان از لحاظ شکل ظاهري و ارزيابي دقيق لنفادنوپاتيها نيز اهميت دارد. زبان جغرافيايي، زبان شقاقدار و زبان مويي شايعترين مشکلات زبان هستند که نيازي به درمان ندارند. گلوسيت رومبوييد مياني معمولا با عفونت کانديدايي همراهي دارد و به داروهاي ضد قارچ موضعي پاسخ ميدهد. گلوسيت آتروفيک اغلب با کمبود تغذيهاي زمينهاي آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، نياسين يا ريبوفلاوين ارتباط دارد و با اصلاح اختلال زمينهاي برطرف ميگردد. لکوپلاکي مويي دهان ميتواند نشانهاي از نقص ايمني زمينهاي باشد که به وسيله ويروس اپشتاينـ بار ايجاد و به کمک داروهاي ضدويروس خوراکي درمان ميشود. در مورد تودههاي زبان معمولا انجام بيوپسي براي افتراق ضايعات خوشخيم (مثل تومور سلول گرانولار، فيبروم و کيستهاي لنفواپيتليال) از لکوپلاکي پيشبدخيم يا کارسينوم سلول سنگفرشي (SCC) ضروري است. سندرم دهان سوزان(1) اغلب زبان را نيز درگير ميکند و در کارآزماييهاي شاهددار به درمان با آلفاـ ليپوييک اسيد، کلونازپام و درمان شناختيـ رفتاري پاسخ داده است. کارآزماييهاي متعدد همچنين حاکي از تاثير تاييدشده درمان جراحي زبان بنددار (tongue- tie يا آنکيلوگلوسي) در مقايسه با آموزش به تنهايي، در به حداکثر رساندن ميزان موفقيت در تغذيه با شير مادر بودهاند. ضايعات زباني با اتيولوژي نامشخص، ممکن است نيازمند بيوپسي يا ارجاع به متخصص گوش، حلق و بيني، جراح سر و گردن يا دندانپزشک باتجربه در زمينه پاتولوژيهاي دهان باشند.مقدمهشناسايي و تشخيص اختلالات زبان نيازمند معاينه اين عضو از لحاظ شکل ظاهري و اخذ شرح حال کامل درباره زمان شروع و طول مدت علايم، علايم پيشدرآمد و سابقه مصرف دخانيات و الکل هستند. معاينه کامل سر و گردن همراه با ارزيابي دقيق از لحاظ وجود لنفادنوپاتي ضروري است.بر اساس بررسي پيمايشي ملي ارزيابي سلامت و تغذيه، شيوع مقطعي ضايعات زبان در بزرگسالان ايالات متحده 5/15 است. شيوع ضايعات زبان در بيماراني که از دندان مصنوعي يا دخانيات استفاده ميکنند، بيشتر است. شايعترين اختلالات زبان به ترتيب شامل زبان جغرافيايي، زبان شقاقدار و زبان مويي هستند. در جدول 1 اختلالات شايع زبان به صورت خلاصه آورده شدهاند.اختلالات سطح زبانگلوسيت رومبوييد ميانيمشخصه گلوسيت رومبوييد مياني يک ضايعه پلاکمانند مسطح، براق، اريتماتو، با حاشيه مشخص و بدون علامت در خط وسط سطح دورسال زبان است (شکل 1). مردان 3 برابر بيشتر از زنان به اين اختلال مبتلا ميشوند. بيشتر مبتلايان بدون علامت هستند اما ممکن است سوزش يا خارش داشته باشند. گلوسيت رومبوييد مياني به طور شايع با عفونت کانديدايي همراهي دارد و به داروهاي ضدقارچ (مثل نيستاتين، فلوکونازول و کلوتريمازول) که به صورت سوسپانسيون يا قرص تجويز ميشوند، پاسخ ميدهد. جدول1. ضايعات دهاني.ضايعهتظاهرات بالينيدرمانملاحظاتگلوسيت رومبوييد ميانيپلاک لوزيشکل با سطح صاف، براق، اريتماتو و داراي حاشيه مشخص؛ معمولا بدون علامت است اما ممکن است احساس سوزش يا خارش وجود داشته باشد؛ در خط وسط در سطح دورسال ديده ميشودداروهاي ضدقارچ موضعياغلب با عفونت کانديدايي همراهي داردگلوسيت آتروفيکداراي سطح صاف و براق با زمينه قرمز يا صورتيدرمان کمبودهاي تغذيهاي يا ساير اختلالات زمينهايناشي از بيماري زمينهاي، داروها يا کمبودهاي تغذيهاي (مانند آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين)زبان شقاقدارشيارهاي عميق روي زبان، در صورت وجود التهاب يا گير کردن مواد غذايي ممکن است بوي بد و تغيير رنگ ايجاد شودمعمولا نياز به درمان ندارد، مسواک زدن ملايم در صورت وجود التهاب علامتدار توصيه ميشودهمراهي با نشانگان داون، پسوريازيس، نشانگان شوگرن، نشانگان ملکرسونـ روزنتال و زبان جغرافياييزبان جغرافياييپچهاي بدون پوشش روي سطح دورسال زبان که به وسيله يک حاشيه مضرس برآمده و با تغيير رنگ مختصر احاطه شده استنيازي به درمان وجود ندارد اما ژلهاي استروييدي موضعي يا دهانشويه آنتيهيستامين ميتواند حساسيت زبان را کاهش دهدهمراهي با زبان شقاقدار، همراهي معکوس با سيگار کشيدنزبان موييهيپرتروفي پاپيهاي نخيشکل، تغيير رنگ زبان (سفيد، قهوهاي روشن، سياه)نيازي به درمان وجود ندارد اما مسواک زدن ملايم يا خراشاندن سطح زبان ميتواند مفيد باشدهمراهي با مصرف دخانيات، بهداشت دهاني ضعيف و مصرف آنتيبيوتيکلکوپلاکي مويي دهانضايعات سفيد موييشکل روي لبه جانبي زبانداروهاي ضدويروسسوار شدن عفونت ويروس اپشتاينـ بار، همراهي با نقص ايمني و عفونت HIVليکن پلانبه صورت الگوي مشبک سفيد توريمانند روي سطح دورسال زبان يا زخمهاي اريتماتوي کمعمق پراکنده تظاهر مييابددر صورت بدون علامت بودن نيازي به درمان ندارد، براي ضايعات زخمي علامتدار ميتوان از استروييدهاي موضعي استفاده کردمدنظر داشتن ارزيابي و درمان عفونت کانديدايي همزمان، براي تشخيص قطعي ليکن پلان نياز به بيوپسي وجود داردلينهآ آلباخط سفيد ظريف ناشي از ضخيم شدن اپيتليوم روي لبههاي جانبي زباننيازي به درمان نداردبه علت وارد آمدن تروماي ناشي از جويدن به لبههاي جانبي زبان ايجاد ميشودلکوپلاکيپچ يا پلاک سفيد چسبندهتحت نظر گرفتن دقيق، بيوپسي براي رد کردن بدخيميهمراهي قوي با مصرف سيگار، با اين حال در صورت بروز در افراد غيرسيگاري پتانسيل بدخيمي بيشتري داردکارسينوم سلول سنگفرشي (SCC)پچ يا پلاک ضخيم سفيد يا قرمز؛ ممکن است به صورت ندولار يا زخمي ظاهر شود؛ معمولا در قسمتهاي جانبي زباناکسيزيون جراحي، پرتودرمانيهمراهي با مصرف سيگار و الکل و سن بالاپاپيلومضايعه منفرد مجزا و پايهدار با برآمدگيهاي انگشتيشکلاکسيزيون جراحي يا تخريب با ليزرهمراهي با عفونت ويروس پاپيلوم انساني نوع 6 يا 11زبان سوزاندرد روزانه که در طي روز شديدتر ميشود، زبان ظاهر طبيعي دارداسيد آلفا ـ ليپوييک، کلونازپام، درمان شناختي ـ رفتاري، درمان اختلالات زمينهاياختلالات سيستميک يا موضعي زمينهاي (مانند کمبودهاي تغذيهاي، اختلالات غدد درونريز، کاهش ترشح بزاق، عفونت، واکنش آلرژيک) بايد رد شوندزبان بنددار (آنکيلوگلوسي)کوتاهي فرنولوم باعث محدوديت در بيرون آوردن زبان ميشود، اختلال در تغذيه با شير مادرقطع فرونولوم به وسيله جراحي در شيرخواراني که دچار اختلال در تغذيه با شير مادر هستندهمراهي با اشکال در تغذيه با شير مادر از جمله درد نوک سينهماکروگلوسيبزرگي زبان همراه با کنگرهکنگره شدن لبههاي جانبي زباندرمان اختلالات زمينهايهمراهي با اختلالات زمينهاي مختلفابتلا به کانديدا ميتواند به وسيله آزمون خراش (scraping) يا کشت تاييد شود.ساير سطوح زبان مشخصا سالم و بدون درگيري هستند. با اين حال وجود التهاب در کام ميتواند نشاندهنده نقص ايمني باشد و از اين رو عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (HIV) در اين موارد بايد مد نظر قرار گيرد.گلوسيت آتروفيک گلوسيت آتروفيک به علت داشتن نماي مسطح و براق در يک زمينه قرمز يا صورتي تحت عنوان زبان مسطح نيز ناميده ميشود. نماي مسطح زبان در اين اختلال ناشي از آتروفي پاپيهاي نخيشکل (filiform) است. گلوسيت آتروفيک در اصل تظاهري از ساير علل زمينهاي به شمار ميآيد (جدول 2) و ارزيابي تشخيصي کامل را ضروري ميسازد. کمبود تغذيهاي آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين، علل شايع اين اختلال به شمار ميروند. ساير اتيولوژيها شامل عفونتهاي سيستميک (مانند سيفيليس)، عفونتهاي موضعي (مانند کانديدا)، آميلوييدوز، بيماري سلياک، سوءتغذيه پروتئين ـ کالري و گزرستومي ناشي از برخي داروها و نشانگان شوگرن هستند. گلوسيت آتروفيک ناشي از کمبود تغذيهاي اغلب باعث احساس درد در زبان ميشود. درمان مشتمل بر جايگزيني کمبود مواد تغذيهاي يا درمان اختلال زمينهاي است.توصيههاي کليدي براي طبابتتوصيه بالينيرتبهبندي شواهدليکن پلان زخميشونده را ميتوان به کمک استروييدهاي موضعي مانند کلوبتازول يا خمير دندان فلوسينونايد درمان کرد.Bبرخي لکوپلاکيهاي دهاني ميتوانند بدخيم شوند. از اين رو بيوپسي و بررسي ميکروسکوپيک اين ضايعات بايد مدنظر باشد.Cتنها اسيد آلفا ـ ليپوييک، کلونازپام و درمان شناختي ـ رفتاري در کاهش علايم زبان سوزان موثر بودهاندBفرنولکتومي يک رويکرد موثر در آن دسته از شيرخواران مبتلا به زبان بنددار (آنکيلوگلوسي) است که دچار اشکال در تغذيه با شير مادر هستند.BA: شواهد بيمارمحور با کيفيت مطلوب؛ B: شواهد بيمارمحور غيرقطعي با کيفيت محدود؛ C: اجماع، شواهد بيماريمحور، طبابت رايج، عقيده صاحبنظران يا مجموعه موارد باليني.کشت تاييد شود.ساير سطوح زبان مشخصا سالم و بدون درگيري هستند. با اين حال وجود التهاب در کام ميتواند نشاندهنده نقص ايمني باشد و از اين رو عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (HIV) در اين موارد بايد مد نظر قرار گيرد.گلوسيت آتروفيک گلوسيت آتروفيک به علت داشتن نماي مسطح و براق در يک زمينه قرمز يا صورتي تحت عنوان زبان مسطح نيز ناميده ميشود. نماي مسطح زبان در اين اختلال ناشي از آتروفي پاپيهاي نخيشکل (filiform) است. گلوسيت آتروفيک در اصل تظاهري از ساير علل زمينهاي به شمار ميآيد (جدول 2) و ارزيابي تشخيصي کامل را ضروري ميسازد. کمبود تغذيهاي آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين، علل شايع اين اختلال به شمار ميروند. ساير اتيولوژيها شامل عفونتهاي سيستميک (مانند سيفيليس)، عفونتهاي موضعي (مانند کانديدا)، آميلوييدوز، بيماري سلياک، سوءتغذيه پروتئين ـ کالري و گزرستومي ناشي از برخي داروها و نشانگان شوگرن هستند. گلوسيت آتروفيک ناشي از کمبود تغذيهاي اغلب باعث احساس درد در زبان ميشود. درمان مشتمل بر جايگزيني کمبود مواد تغذيهاي يا درمان اختلال زمينهاي است. زبان شقاقداردر مبتلايان به زبان شقاقدار (شکل 2)، عميق شدن فيزيولوژيک شيارهاي طبيعي زبان باعث ايجاد شکافهايي در سطح زبان ميشود. اين اختلال معمولا با افزايش سن ايجاد ميشود و نيازي به درمان ندارد مگر اينکه گير افتادن مواد غذايي و باکتريها باعث ايجاد التهاب در اين شکافها شود. مسواک زدن ملايم زبان در بيماران داراي التهاب علامتدار سودمند است. زبان شقاقدار با نشانگان داون، آکرومگالي، پسوريازيس و نشانگان شوگران همراهي دارد. نشانگان ملکرسونـ روزنتال يک اختلال نادر با اتيولوژي نامشخص است که مشخصه آن ترياد شقاقدار شدن شديد زبان، ادم راجعه دهان و صورت و فلج عصب فاسيال است.زبان جغرافياييزبان جغرافيايي (شکل 3) که با عنوان گلوسيت مهاجر خوشخيم يا اريتم ميگرانس نيز شناخته ميشود، 14-1 از جمعيت ايالات متحده را مبتلا ميسازد و اتيولوژي نامشخصي دارد. اگرچه پژوهشهاي قبلي حاکي از همراهي اين اختلال با ديابت، پسوريازيس، درماتيت سبوره و آتوپي بودهاند، بررسي اخير دادههاي جمعيتي از بيماران آمريکايي اين يافتهها را تاييد نکرده است. شيوع اين اختلال در افراد سفيدپوست و سياهپوست در مقايسه با آمريکاييهاي مکزيکيتبار بيشتر است. اين بيماري با زبان شقاقدار همراهي مثبت و با سيگار کشيدن همراهي معکوس دارد.در مبتلايان به زبان جغرافيايي در سطح دورسال زبان نواحي آتروفي پاپيها نماي مسطحي پيدا ميکند که به وسيله حاشيههاي برآمده مضرس احاطه شده است. نواحي آتروفي به صورت خودبهخود بهبود مييابند و ضايعه در قسمت ديگري از زبان ايجاد ميشود. بنابراين زبان ظاهري چندرنگ و ناهمگون پيدا ميکند. اين ضايعه خوشخيم و محدود به يک ناحيه است و معمولا جز اطمينانبخشي به درمان ديگري نياز ندارد. ممکن است برخي مبتلايان نسبت به غذاهاي داغ يا ادويهدار حساسيت داشته باشند. ژلهاي استروييدي موضعي (مانند خمير دندان تريامسينولون) و دهانشويههاي آنتيهيستاميني (به عنوان مثال الگزير ديفنهيدرامين 5/12 ميليگرم در 5 سيسي که به نسبت 1 به 4 با آب رقيق شده باشد) ميتوانند حساسيت زبان را کاهش دهند.جدول2. اختلالات داراي همراهي با گلوسيت.آميلوييدوزبيماري سلياکمحرکهاي شيمياييواکنشهاي داروييعفونتهاي موضعي (خصوصا کانديدياز) کمبودهاي تغذيهاي (به عنوان مثال آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين، نياسين)آنمي وخيمسوءتغذيه پروتئين ـ کالري سارکوييدوزنشانگان شوگرنعفونتهاي سيستميک (مثل سيفيليس) بيماريهاي وزيکوليـ اروزيو (مانند پمفگيوييد، پمفيگوس ولگاريس، اريتم مولتيفرم، نشانگان استيونسـ جانسون)زبان موييتجمع کراتين اضافي روي پاپيهاي نخيشکل سطح دورسال زبان باعث ايجاد رشتههاي طويلي ميشود که ظاهر مو را تقليد ميکنند. رنگ زبان ميتواند از سفيد يا قهوهاي روشن تا سياه متغير باشد. رنگهاي تيرهتر ناشي از گير افتادن دبريها و باکتريها در رشتههاي طويل هستند (شکل 4). اين پديده بيشتر در سيگاريها و افرادي که بهداشت دهاني پاييني دارند ديده ميشود. زبان مويي همچنين با مصرف برخي آنتيبيوتيکهاي خاص همراهي دارد.بيشتر بيماران بدون علامت هستند اما برخي از آنها دچار بوي بد دهان يا اختلال در چشايي ميشوند. اين اختلال نيازي به درمان ندارد اما دبريدمان ملايم روزانه با يک پاککننده زبان يا مسواک نرم ميتواند بافت کراتينيزه را از بين ببرد. لکوپلاکي مويي دهانلکوپلاکي مويي دهان (شکل 5) از لحاظ محل بروز و نيز همراهي با نقص ايمني با زبان مويي تفاوت دارد. مشخصه اين اختلال، ضايعات سفيدرنگ با ظاهر مويي هستند که در لبههاي جانبي زبان در يک يا هر دو سمت واقع شدهاند. اين ضايعات ناشي از عفونت با ويروس اپشتاينـ بار هستند. در صورتي که لکوپلاکي مويي دهان در غياب يک اختلال شناختهشده ايجادکننده نقص ايمني ايجاد گردد، انجام آزمايش HIV بايد مد نظر قرار گيرد. ميتوان داروهاي ضدويروس مانند آسيکلووير (با دوز 800 ميليگرم پنج بار در روز) يا گانسيکلووير (با دوز 100 ميليگرم سه بار در روز) را براي مدت 3-1 هفته تجويز کرد؛ هر چند عود بيماري شايع است.ليکن پلانليکن پلان يک اختلال ايمونولوژيک است که پوست يا سطوح مخاطي مانند دهان و زبان را درگير ميکند (شکل 6). دو شکل از ليکن پلان توصيف شده است: الگوي مشبک سفيد تورمانند که مخاط بوکال و زبان را درگير ميکند و شکل اروزيو (erosive) که به صورت زخمهاي سطحي تظاهر مييابد. کانديدا ميتواند به صورت همزمان با ليکن پلان وجود داشته باشد و در اين صورت درمان با داروهاي ضدقارچ ضروري است. ليکن پلان مشبک نيازي به درمان ندارد. ليکن پلان زخميشونده را ميتوان به کمک استروييدهاي موضعي مثل خمير دندان فلوسينونايد يا ژل کلوبتازول که روزي دو بار به مدت 3-2 هفته استفاده شود، درمان نمود. در صورت شک به تشخيص، بيوپسي انديکاسيون دارد.لينهآ آلبالينهآ آلبا به صورت يک خط سفيد ظريف که ناشي از افزايش ضخامت اپيتليوم به دنبال تروماي خفيف مکرر ناشي از جويدن است، تظاهر پيدا ميکند. اگرچه اين ضايعه معمولا روي مخاط بوکال ايجاد ميگردد، ممکن است روي لبههاي زبان در دو سمت نيز ايجاد شود. لينهآ آلبا يک ضايعه خوشخيم است و نيازي به درمان ندارد.تودههاي زبانتومور سلول گرانولارتومور سلول گرانولار به صورت ضايعاتي کوچک، منفرد، سفت و بدون درد ميتواند در هر جايي از بدن تظاهر پيدا کند. بيش از نيمي از موارد در حفره دهان ايجاد ميشوند و تا يکسوم از موارد دورسوم زبان را درگير ميکنند. برخلاف SCC که يک نماي خشن يا زخمي دارد، تومور سلول گرانولار داراي سطحي صاف است. اين تومورها پس از سن 30 سالگي و در زنان شايعتر هستند. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است. به ندرت اين ضايعه به شکل بدخيم تبديل ميشود که در اين حالت اکسيزيون وسيع موضعي بايد انجام گيرد.فيبروم تروماتيکفيبروم تروماتيک (شکل 7) يکي از ضايعات شايع حفره دهان است که معمولا در محل خط چفت شدن دندانها و به صورت يک ناحيه افزايش ضخامت موضعي که معمولا گنبديشکل، صورتي و داراي سطح صاف است تظاهر مييابد. اين ضايعه به علت تجمع بافت همبند کلاژني متراکم در محل تحريک مزمن ايجاد ميگردد. از آنجايي که افتراق اين ضايعه از ساير نئوپلاسمها ميتواند دشوار باشد، بيوپسي اکسيزيونال انديکاسيون دارد. تروماي مزمن همچنين ميتواند باعث ايجاد گرانولوم پيوژن در محل فيبروم تروماتيک شود.لکوپلاکي و اريتروپلاکيلکوپلاکي يک پچ يا پلاک چسبنده است که ميتواند روي زبان ايجاد شود. اريتروپلاکي ضايعه مشابهي است که رنگ قرمز دارد. ضايعاتي که نماي ترکيبي سفيد با نقاط قرمزرنگ دارند با عنوان اريترولکوپلاکي شناخته ميشوند. تمام اين ضايعات پتانسيل پيشبدخيمي دارند و از اين رو بيوپسي و بررسي ميکروسکوپيک آنها توصيه ميگردد. احتمال پيشبدخيمي در اريتروپلاکي و اريترولکوپلاکي بيشتر است. پتانسيل پيشبدخيمي لکوپلاکي با افزايش سن، اندازه و تعداد ضايعات افزايش مييابد. اين خطر همچنين در زنها و افرادي که ضايعات آنها روي زبان يا کف دهان واقع شده يا نماي غيريکنواخت يا نقطهنقطه دارد بيشتر است. شايعترين عامل واجد همراهي با لکوپلاکي مصرف دخانيات است و پس از قطع مصرف دخانيات ممکن است اين ضايعات به صورت خودبهخود برطرف شوند. کارسينوم سلول سنگفرشي (SCC)عوامل خطرزاي SCC شامل سن بالا و مصرف دخانيات و الکل هستند. ضايعات SCC داخل دهان معمولا سطح جانبي زبان را درگير ميکنند (شکل 8). بيماران مبتلا به SCC داخل دهان که سن کمتر از 40 سال دارند اغلب فاقد عوامل خطرزا هستند. در ابتدا ضايعات به صورت يک افزايش ضخامت مختصر روي يک قاعده قرمز يا سفيد ايجاد ميگردند. اين روند ميتواند به ايجاد حالت ندولاريته يا زخمشدگي منجر شود و درد و احساس ناراحتي را به دنبال داشته باشد. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است و امکان درمان پيش از گسترش وسيع موضعي را فراهم ميکند. درمان معمولا مشتمل بر جراحي و پرتودرماني است.ندول تيروييد زبانيتقريبا 90 از موارد بافت تيروييد نابهجا در محل دورسوم زبان يافت ميشود. اين ضايعه معمولا به صورت تودهاي ندولار با سطح صاف که در خط وسط در قسمت خلفي سطح دورسال زبان واقع شده است، تظاهر مييابد. وجود تيروييد زباني نشاندهنده عدم نزول بافت تيروييد حين مراحل نمو است. تا 70 از بيماران داراي تيروييد زباني دچار هيپوتيروييدي هستند. برخي بيماران از احساس وجود توده يا اشکال در بلع شکايت دارند. علايم در دورههاي افزايش نياز متابوليک مانند نوجواني يا بارداري شايعتر هستند. در صورت وجود هيپوتيروييدي، جايگزيني هورمونهاي تيروييد ميتواند باعث کاهش اندازه تيروييد زباني و بهبود علايم انسدادي گردد. اکسيزيون جراحي اغلب براي بيماران داراي تيروييد زباني با کارکرد طبيعي تيروييد توصيه ميشود؛ با اين حال اين اقدام ممکن است جايگزيني هورمونهاي تيروييد را پس از عمل جراحي اجتنابناپذير کند زيرا تيروييد زباني معمولا تنها بافت تيروييدي داراي کارکرد در اين بيماران است.کيستهاي لنفواپيتليالکيستهاي لنفواپيتليال ندولهاي زردرنگي هستند که در سطح ونترال زبان، محل لوزهها يا کف دهان ايجاد ميگردند. اين ضايعات خوشخيم هستند و به نظر ميرسد که ناشي از گير افتادن اپيتليوم بزاقي در تجمعات لنفوييد در حين آمبريوژنز باشند. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است.پاپيلومپاپيلوم سنگفرشي يکي از ضايعات نسبتا شايعتر دهاني است که در تقريبا 1 از بزرگسالان مشاهده ميشود. اين ضايعه معمولا با عفونت با ويروس پاپيلوماي انساني (HPV) نوع 6 يا 11 همراهي دارد. پاپيلومها معمولا به صورت ضايعات منفرد، مجزا و پايهدار با برآمدگيهاي انگشتيشکل تظاهر مييابند. درمان مشتمل بر اکسيزيون جراحي يا تخريب ضايعه به کمک ليزر است.زبان سوزانحس سوزش زبان ميتواند به صورت يک نشانگان اوليه يا به صورت ثانويه به اختلالاتي که باعث از بين رفتن پوشش سطح طبيعي زبان ميشوند (مثل عفونت کانديدايي يا کمبود ويتامينها) تظاهر يابد. زبان سوزان اتيولوژي ناشناختهاي دارد و به نظر ميرسد زنان را 7 برابر بيشتر از مردان مبتلا ميسازد. ميزان شيوع اين اختلال از 15 - 7/0 متغير است. بيماران معمولا شروع ناگهاني احساس سوزش را به صورت سوختن زبان در مواجهه با مواد داغ توصيف ميکنند که دفعات آن در طي روز افزايش مييابد. زبان در اين افراد اغلب ظاهري طبيعي دارد. اين اختلال خوشخيم است و معمولا پس از سالها به صورت خودبهخود بهبود مييابد. تنها اسيد آلفاـ ليپوييک، کلونازپام و درمان شناختيـ رفتاري در کارآزماييهاي شاهددار در کاهش علايم اين بيماري موثر بودهاند. در موارد مقاوم، رويکردي مشابه با رويکردهاي مورد استفاده در مورد ساير دردهاي نورالژيک مزمن ميتواند سودمند باشد.اختلالات آناتوميک زبانزبان بنددار (آنکيلوگلوسي)زبان بنددار که با عنوان آنکيلوگلوسي نيز شناخته ميشود، يک اختلال مادرزادي است که به علت کوتاهي غيرطبيعي فرنولوم زبان ايجاد ميشود و در بيرون آوردن کامل زبان محدوديت ايجاد ميکند. در گذشته تصور ميشد که زبان بنددار به ندرت باعث ايجاد اشکالات تغذيهاي ميشود. با اين حال افزايش محبوبيت تغذيه با شير مادر که در مقايسه با تغذيه با شيشه نياز به کار دهاني بيشتري توسط شيرخوار دارد، اين تصور را زير سوال برده است. کارآزماييهاي تصادفيشده متعدد نشان دادهاند که در شيرخواران داراي زبان بنددار و مشکلات تغذيه با شير مادر، فرنولکتومي نسبت به آموزش و حمايت از شيردهي به تنهايي برتري دارد.ماکروگلوسيماکروگلوسي به معني بزرگي غيرطبيعي زبان در مقايسه با دهان و فکها است. معاينه افراد مبتلا، اغلب کنگرهکنگره شدن لبههاي جانبي زبان را در نتيجه فشرده شدن در مقابل دندانها نشان ميدهد. ماکروگلوسي با نشانگان داون، هيپوتيروييدي، سل، سارکوييدوز، آميلوييدوز، ميلوم مولتيپل، نوروفيبروماتوز، عفونتها (مانند سيفيليس) و آنژيوادم يا واکنش آلرژيک همراهي دارد. مد نظر داشتن ماکروگلوسي به عنوان نشانهاي از يک اختلال زمينهاي و انجام آزمونهاي تشخيصي به صورت متمرکز و هدفمند و از جمله بيوپسي، نکتهاي حايز اهميت است. درمان بايد بر اساس علت زمينهاي تعيين شود.ارجاعميتوان بيماران مبتلا به ضايعات زباني بدون اتيولوژي مشخص را به متخصص گوش، حلق و بيني، جراح سر و گردن يا دندانپزشک باتجربه در زمينه پاتولوژي دهان ارجاع نمود.منبع:Reamy BV, et al. Common tongue conditions in primary care. AmericanFamily Physician March 1, 2010; 81: 627-34. مشاهده مقاله ارسال شده بعد
شناسايي و تشخيص اختلالات زبان نيازمند معاينه اين عضو از لحاظ شکل ظاهري و اخذ شرح حال کامل درباره زمان شروع و طول مدت علايم، علايم پيشدرآمد و سابقه مصرف دخانيات و الکل هستند. معاينه کامل سر و گردن همراه با ارزيابي دقيق از لحاظ وجود لنفادنوپاتي ضروري است.
بر اساس بررسي پيمايشي ملي ارزيابي سلامت و تغذيه، شيوع مقطعي ضايعات زبان در بزرگسالان ايالات متحده 5/15 است. شيوع ضايعات زبان در بيماراني که از دندان مصنوعي يا دخانيات استفاده ميکنند، بيشتر است. شايعترين اختلالات زبان به ترتيب شامل زبان جغرافيايي، زبان شقاقدار و زبان مويي هستند. در جدول 1 اختلالات شايع زبان به صورت خلاصه آورده شدهاند.اختلالات سطح زبانگلوسيت رومبوييد ميانيمشخصه گلوسيت رومبوييد مياني يک ضايعه پلاکمانند مسطح، براق، اريتماتو، با حاشيه مشخص و بدون علامت در خط وسط سطح دورسال زبان است (شکل 1). مردان 3 برابر بيشتر از زنان به اين اختلال مبتلا ميشوند. بيشتر مبتلايان بدون علامت هستند اما ممکن است سوزش يا خارش داشته باشند. گلوسيت رومبوييد مياني به طور شايع با عفونت کانديدايي همراهي دارد و به داروهاي ضدقارچ (مثل نيستاتين، فلوکونازول و کلوتريمازول) که به صورت سوسپانسيون يا قرص تجويز ميشوند، پاسخ ميدهد.
اختلالات سطح زبان
جدول1. ضايعات دهاني.
پلاک لوزيشکل با سطح صاف، براق، اريتماتو و داراي حاشيه مشخص؛ معمولا بدون علامت است اما ممکن است احساس سوزش يا خارش وجود داشته باشد؛ در خط وسط در سطح دورسال ديده ميشود
داروهاي ضدقارچ موضعي
اغلب با عفونت کانديدايي همراهي دارد
داراي سطح صاف و براق با زمينه قرمز يا صورتي
درمان کمبودهاي تغذيهاي يا ساير اختلالات زمينهاي
ناشي از بيماري زمينهاي، داروها يا کمبودهاي تغذيهاي (مانند آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين)
شيارهاي عميق روي زبان، در صورت وجود التهاب يا گير کردن مواد غذايي ممکن است بوي بد و تغيير رنگ ايجاد شود
معمولا نياز به درمان ندارد، مسواک زدن ملايم در صورت وجود التهاب علامتدار توصيه ميشود
همراهي با نشانگان داون، پسوريازيس، نشانگان شوگرن، نشانگان ملکرسونـ روزنتال و زبان جغرافيايي
پچهاي بدون پوشش روي سطح دورسال زبان که به وسيله يک حاشيه مضرس برآمده و با تغيير رنگ مختصر احاطه شده است
نيازي به درمان وجود ندارد اما ژلهاي استروييدي موضعي يا دهانشويه آنتيهيستامين ميتواند حساسيت زبان را کاهش دهد
همراهي با زبان شقاقدار، همراهي معکوس با سيگار کشيدن
هيپرتروفي پاپيهاي نخيشکل، تغيير رنگ زبان (سفيد، قهوهاي روشن، سياه)
نيازي به درمان وجود ندارد اما مسواک زدن ملايم يا خراشاندن سطح زبان ميتواند مفيد باشد
همراهي با مصرف دخانيات، بهداشت دهاني ضعيف و مصرف آنتيبيوتيک
ضايعات سفيد موييشکل روي لبه جانبي زبان
داروهاي ضدويروس
سوار شدن عفونت ويروس اپشتاينـ بار، همراهي با نقص ايمني و عفونت HIV
به صورت الگوي مشبک سفيد توريمانند روي سطح دورسال زبان يا زخمهاي اريتماتوي کمعمق پراکنده تظاهر مييابد
در صورت بدون علامت بودن نيازي به درمان ندارد، براي ضايعات زخمي علامتدار ميتوان از استروييدهاي موضعي استفاده کرد
مدنظر داشتن ارزيابي و درمان عفونت کانديدايي همزمان، براي تشخيص قطعي ليکن پلان نياز به بيوپسي وجود دارد
خط سفيد ظريف ناشي از ضخيم شدن اپيتليوم روي لبههاي جانبي زبان
نيازي به درمان ندارد
به علت وارد آمدن تروماي ناشي از جويدن به لبههاي جانبي زبان ايجاد ميشود
پچ يا پلاک سفيد چسبنده
تحت نظر گرفتن دقيق، بيوپسي براي رد کردن بدخيمي
همراهي قوي با مصرف سيگار، با اين حال در صورت بروز در افراد غيرسيگاري پتانسيل بدخيمي بيشتري دارد
پچ يا پلاک ضخيم سفيد يا قرمز؛ ممکن است به صورت ندولار يا زخمي ظاهر شود؛ معمولا در قسمتهاي جانبي زبان
اکسيزيون جراحي، پرتودرماني
همراهي با مصرف سيگار و الکل و سن بالا
ضايعه منفرد مجزا و پايهدار با برآمدگيهاي انگشتيشکل
اکسيزيون جراحي يا تخريب با ليزر
همراهي با عفونت ويروس پاپيلوم انساني نوع 6 يا 11
درد روزانه که در طي روز شديدتر ميشود، زبان ظاهر طبيعي دارد
اسيد آلفا ـ ليپوييک، کلونازپام، درمان شناختي ـ رفتاري، درمان اختلالات زمينهاي
اختلالات سيستميک يا موضعي زمينهاي (مانند کمبودهاي تغذيهاي، اختلالات غدد درونريز، کاهش ترشح بزاق، عفونت، واکنش آلرژيک) بايد رد شوند
کوتاهي فرنولوم باعث محدوديت در بيرون آوردن زبان ميشود، اختلال در تغذيه با شير مادر
قطع فرونولوم به وسيله جراحي در شيرخواراني که دچار اختلال در تغذيه با شير مادر هستند
همراهي با اشکال در تغذيه با شير مادر از جمله درد نوک سينه
بزرگي زبان همراه با کنگرهکنگره شدن لبههاي جانبي زبان
درمان اختلالات زمينهاي
همراهي با اختلالات زمينهاي مختلف
ابتلا به کانديدا ميتواند به وسيله آزمون خراش (scraping) يا کشت تاييد شود.
ساير سطوح زبان مشخصا سالم و بدون درگيري هستند. با اين حال وجود التهاب در کام ميتواند نشاندهنده نقص ايمني باشد و از اين رو عفونت با ويروس نقص ايمني انساني (HIV) در اين موارد بايد مد نظر قرار گيرد.گلوسيت آتروفيک
گلوسيت آتروفيک به علت داشتن نماي مسطح و براق در يک زمينه قرمز يا صورتي تحت عنوان زبان مسطح نيز ناميده ميشود. نماي مسطح زبان در اين اختلال ناشي از آتروفي پاپيهاي نخيشکل (filiform) است. گلوسيت آتروفيک در اصل تظاهري از ساير علل زمينهاي به شمار ميآيد (جدول 2) و ارزيابي تشخيصي کامل را ضروري ميسازد. کمبود تغذيهاي آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين و نياسين، علل شايع اين اختلال به شمار ميروند. ساير اتيولوژيها شامل عفونتهاي سيستميک (مانند سيفيليس)، عفونتهاي موضعي (مانند کانديدا)، آميلوييدوز، بيماري سلياک، سوءتغذيه پروتئين ـ کالري و گزرستومي ناشي از برخي داروها و نشانگان شوگرن هستند. گلوسيت آتروفيک ناشي از کمبود تغذيهاي اغلب باعث احساس درد در زبان ميشود. درمان مشتمل بر جايگزيني کمبود مواد تغذيهاي يا درمان اختلال زمينهاي است.
توصيههاي کليدي براي طبابت
ليکن پلان زخميشونده را ميتوان به کمک استروييدهاي موضعي مانند کلوبتازول يا خمير دندان فلوسينونايد درمان کرد.
B
برخي لکوپلاکيهاي دهاني ميتوانند بدخيم شوند. از اين رو بيوپسي و بررسي ميکروسکوپيک اين ضايعات بايد مدنظر باشد.
C
تنها اسيد آلفا ـ ليپوييک، کلونازپام و درمان شناختي ـ رفتاري در کاهش علايم زبان سوزان موثر بودهاند
فرنولکتومي يک رويکرد موثر در آن دسته از شيرخواران مبتلا به زبان بنددار (آنکيلوگلوسي) است که دچار اشکال در تغذيه با شير مادر هستند.
A: شواهد بيمارمحور با کيفيت مطلوب؛ B: شواهد بيمارمحور غيرقطعي با کيفيت محدود؛ C: اجماع، شواهد بيماريمحور، طبابت رايج، عقيده صاحبنظران يا مجموعه موارد باليني.
کشت تاييد شود.
زبان شقاقداردر مبتلايان به زبان شقاقدار (شکل 2)، عميق شدن فيزيولوژيک شيارهاي طبيعي زبان باعث ايجاد شکافهايي در سطح زبان ميشود. اين اختلال معمولا با افزايش سن ايجاد ميشود و نيازي به درمان ندارد مگر اينکه گير افتادن مواد غذايي و باکتريها باعث ايجاد التهاب در اين شکافها شود. مسواک زدن ملايم زبان در بيماران داراي التهاب علامتدار سودمند است. زبان شقاقدار با نشانگان داون، آکرومگالي، پسوريازيس و نشانگان شوگران همراهي دارد. نشانگان ملکرسونـ روزنتال يک اختلال نادر با اتيولوژي نامشخص است که مشخصه آن ترياد شقاقدار شدن شديد زبان، ادم راجعه دهان و صورت و فلج عصب فاسيال است.زبان جغرافيايي
زبان جغرافيايي (شکل 3) که با عنوان گلوسيت مهاجر خوشخيم يا اريتم ميگرانس نيز شناخته ميشود، 14-1 از جمعيت ايالات متحده را مبتلا ميسازد و اتيولوژي نامشخصي دارد. اگرچه پژوهشهاي قبلي حاکي از همراهي اين اختلال با ديابت، پسوريازيس، درماتيت سبوره و آتوپي بودهاند، بررسي اخير دادههاي جمعيتي از بيماران آمريکايي اين يافتهها را تاييد نکرده است. شيوع اين اختلال در افراد سفيدپوست و سياهپوست در مقايسه با آمريکاييهاي مکزيکيتبار بيشتر است. اين بيماري با زبان شقاقدار همراهي مثبت و با سيگار کشيدن همراهي معکوس دارد.
در مبتلايان به زبان جغرافيايي در سطح دورسال زبان نواحي آتروفي پاپيها نماي مسطحي پيدا ميکند که به وسيله حاشيههاي برآمده مضرس احاطه شده است. نواحي آتروفي به صورت خودبهخود بهبود مييابند و ضايعه در قسمت ديگري از زبان ايجاد ميشود. بنابراين زبان ظاهري چندرنگ و ناهمگون پيدا ميکند. اين ضايعه خوشخيم و محدود به يک ناحيه است و معمولا جز اطمينانبخشي به درمان ديگري نياز ندارد. ممکن است برخي مبتلايان نسبت به غذاهاي داغ يا ادويهدار حساسيت داشته باشند. ژلهاي استروييدي موضعي (مانند خمير دندان تريامسينولون) و دهانشويههاي آنتيهيستاميني (به عنوان مثال الگزير ديفنهيدرامين 5/12 ميليگرم در 5 سيسي که به نسبت 1 به 4 با آب رقيق شده باشد) ميتوانند حساسيت زبان را کاهش دهند.
جدول2. اختلالات داراي همراهي با گلوسيت.
آميلوييدوز
بيماري سلياک
محرکهاي شيميايي
واکنشهاي دارويي
عفونتهاي موضعي (خصوصا کانديدياز) کمبودهاي تغذيهاي (به عنوان مثال آهن، اسيد فوليک، ويتامين B12، ريبوفلاوين، نياسين)
آنمي وخيم
سوءتغذيه پروتئين ـ کالري
سارکوييدوز
نشانگان شوگرن
عفونتهاي سيستميک (مثل سيفيليس)
بيماريهاي وزيکوليـ اروزيو (مانند پمفگيوييد، پمفيگوس ولگاريس، اريتم مولتيفرم، نشانگان استيونسـ جانسون)
تجمع کراتين اضافي روي پاپيهاي نخيشکل سطح دورسال زبان باعث ايجاد رشتههاي طويلي ميشود که ظاهر مو را تقليد ميکنند. رنگ زبان ميتواند از سفيد يا قهوهاي روشن تا سياه متغير باشد. رنگهاي تيرهتر ناشي از گير افتادن دبريها و باکتريها در رشتههاي طويل هستند (شکل 4). اين پديده بيشتر در سيگاريها و افرادي که بهداشت دهاني پاييني دارند ديده ميشود. زبان مويي همچنين با مصرف برخي آنتيبيوتيکهاي خاص همراهي دارد.
بيشتر بيماران بدون علامت هستند اما برخي از آنها دچار بوي بد دهان يا اختلال در چشايي ميشوند. اين اختلال نيازي به درمان ندارد اما دبريدمان ملايم روزانه با يک پاککننده زبان يا مسواک نرم ميتواند بافت کراتينيزه را از بين ببرد. لکوپلاکي مويي دهانلکوپلاکي مويي دهان (شکل 5) از لحاظ محل بروز و نيز همراهي با نقص ايمني با زبان مويي تفاوت دارد. مشخصه اين اختلال، ضايعات سفيدرنگ با ظاهر مويي هستند که در لبههاي جانبي زبان در يک يا هر دو سمت واقع شدهاند. اين ضايعات ناشي از عفونت با ويروس اپشتاينـ بار هستند. در صورتي که لکوپلاکي مويي دهان در غياب يک اختلال شناختهشده ايجادکننده نقص ايمني ايجاد گردد، انجام آزمايش HIV بايد مد نظر قرار گيرد. ميتوان داروهاي ضدويروس مانند آسيکلووير (با دوز 800 ميليگرم پنج بار در روز) يا گانسيکلووير (با دوز 100 ميليگرم سه بار در روز) را براي مدت 3-1 هفته تجويز کرد؛ هر چند عود بيماري شايع است.ليکن پلان
ليکن پلان يک اختلال ايمونولوژيک است که پوست يا سطوح مخاطي مانند دهان و زبان را درگير ميکند (شکل 6). دو شکل از ليکن پلان توصيف شده است: الگوي مشبک سفيد تورمانند که مخاط بوکال و زبان را درگير ميکند و شکل اروزيو (erosive) که به صورت زخمهاي سطحي تظاهر مييابد. کانديدا ميتواند به صورت همزمان با ليکن پلان وجود داشته باشد و در اين صورت درمان با داروهاي ضدقارچ ضروري است. ليکن پلان مشبک نيازي به درمان ندارد. ليکن پلان زخميشونده را ميتوان به کمک استروييدهاي موضعي مثل خمير دندان فلوسينونايد يا ژل کلوبتازول که روزي دو بار به مدت 3-2 هفته استفاده شود، درمان نمود. در صورت شک به تشخيص، بيوپسي انديکاسيون دارد.لينهآ آلبا
لينهآ آلبا به صورت يک خط سفيد ظريف که ناشي از افزايش ضخامت اپيتليوم به دنبال تروماي خفيف مکرر ناشي از جويدن است، تظاهر پيدا ميکند. اگرچه اين ضايعه معمولا روي مخاط بوکال ايجاد ميگردد، ممکن است روي لبههاي زبان در دو سمت نيز ايجاد شود. لينهآ آلبا يک ضايعه خوشخيم است و نيازي به درمان ندارد.
تودههاي زبانتومور سلول گرانولارتومور سلول گرانولار به صورت ضايعاتي کوچک، منفرد، سفت و بدون درد ميتواند در هر جايي از بدن تظاهر پيدا کند. بيش از نيمي از موارد در حفره دهان ايجاد ميشوند و تا يکسوم از موارد دورسوم زبان را درگير ميکنند. برخلاف SCC که يک نماي خشن يا زخمي دارد، تومور سلول گرانولار داراي سطحي صاف است. اين تومورها پس از سن 30 سالگي و در زنان شايعتر هستند. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است. به ندرت اين ضايعه به شکل بدخيم تبديل ميشود که در اين حالت اکسيزيون وسيع موضعي بايد انجام گيرد.
تودههاي زبان
فيبروم تروماتيکفيبروم تروماتيک (شکل 7) يکي از ضايعات شايع حفره دهان است که معمولا در محل خط چفت شدن دندانها و به صورت يک ناحيه افزايش ضخامت موضعي که معمولا گنبديشکل، صورتي و داراي سطح صاف است تظاهر مييابد. اين ضايعه به علت تجمع بافت همبند کلاژني متراکم در محل تحريک مزمن ايجاد ميگردد. از آنجايي که افتراق اين ضايعه از ساير نئوپلاسمها ميتواند دشوار باشد، بيوپسي اکسيزيونال انديکاسيون دارد. تروماي مزمن همچنين ميتواند باعث ايجاد گرانولوم پيوژن در محل فيبروم تروماتيک شود.لکوپلاکي و اريتروپلاکي
لکوپلاکي يک پچ يا پلاک چسبنده است که ميتواند روي زبان ايجاد شود. اريتروپلاکي ضايعه مشابهي است که رنگ قرمز دارد. ضايعاتي که نماي ترکيبي سفيد با نقاط قرمزرنگ دارند با عنوان اريترولکوپلاکي شناخته ميشوند. تمام اين ضايعات پتانسيل پيشبدخيمي دارند و از اين رو بيوپسي و بررسي ميکروسکوپيک آنها توصيه ميگردد. احتمال پيشبدخيمي در اريتروپلاکي و اريترولکوپلاکي بيشتر است. پتانسيل پيشبدخيمي لکوپلاکي با افزايش سن، اندازه و تعداد ضايعات افزايش مييابد. اين خطر همچنين در زنها و افرادي که ضايعات آنها روي زبان يا کف دهان واقع شده يا نماي غيريکنواخت يا نقطهنقطه دارد بيشتر است. شايعترين عامل واجد همراهي با لکوپلاکي مصرف دخانيات است و پس از قطع مصرف دخانيات ممکن است اين ضايعات به صورت خودبهخود برطرف شوند. کارسينوم سلول سنگفرشي (SCC)عوامل خطرزاي SCC شامل سن بالا و مصرف دخانيات و الکل هستند. ضايعات SCC داخل دهان معمولا سطح جانبي زبان را درگير ميکنند (شکل 8).
بيماران مبتلا به SCC داخل دهان که سن کمتر از 40 سال دارند اغلب فاقد عوامل خطرزا هستند. در ابتدا ضايعات به صورت يک افزايش ضخامت مختصر روي يک قاعده قرمز يا سفيد ايجاد ميگردند. اين روند ميتواند به ايجاد حالت ندولاريته يا زخمشدگي منجر شود و درد و احساس ناراحتي را به دنبال داشته باشد. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است و امکان درمان پيش از گسترش وسيع موضعي را فراهم ميکند. درمان معمولا مشتمل بر جراحي و پرتودرماني است.ندول تيروييد زباني
تقريبا 90 از موارد بافت تيروييد نابهجا در محل دورسوم زبان يافت ميشود. اين ضايعه معمولا به صورت تودهاي ندولار با سطح صاف که در خط وسط در قسمت خلفي سطح دورسال زبان واقع شده است، تظاهر مييابد. وجود تيروييد زباني نشاندهنده عدم نزول بافت تيروييد حين مراحل نمو است. تا 70 از بيماران داراي تيروييد زباني دچار هيپوتيروييدي هستند. برخي بيماران از احساس وجود توده يا اشکال در بلع شکايت دارند. علايم در دورههاي افزايش نياز متابوليک مانند نوجواني يا بارداري شايعتر هستند. در صورت وجود هيپوتيروييدي، جايگزيني هورمونهاي تيروييد ميتواند باعث کاهش اندازه تيروييد زباني و بهبود علايم انسدادي گردد. اکسيزيون جراحي اغلب براي بيماران داراي تيروييد زباني با کارکرد طبيعي تيروييد توصيه ميشود؛ با اين حال اين اقدام ممکن است جايگزيني هورمونهاي تيروييد را پس از عمل جراحي اجتنابناپذير کند زيرا تيروييد زباني معمولا تنها بافت تيروييدي داراي کارکرد در اين بيماران است.کيستهاي لنفواپيتليالکيستهاي لنفواپيتليال ندولهاي زردرنگي هستند که در سطح ونترال زبان، محل لوزهها يا کف دهان ايجاد ميگردند. اين ضايعات خوشخيم هستند و به نظر ميرسد که ناشي از گير افتادن اپيتليوم بزاقي در تجمعات لنفوييد در حين آمبريوژنز باشند. بيوپسي براي تاييد تشخيص ضروري است.پاپيلوم
پاپيلوم سنگفرشي يکي از ضايعات نسبتا شايعتر دهاني است که در تقريبا 1 از بزرگسالان مشاهده ميشود.
اين ضايعه معمولا با عفونت با ويروس پاپيلوماي انساني (HPV) نوع 6 يا 11 همراهي دارد. پاپيلومها معمولا به صورت ضايعات منفرد، مجزا و پايهدار با برآمدگيهاي انگشتيشکل تظاهر مييابند. درمان مشتمل بر اکسيزيون جراحي يا تخريب ضايعه به کمک ليزر است.زبان سوزان
حس سوزش زبان ميتواند به صورت يک نشانگان اوليه يا به صورت ثانويه به اختلالاتي که باعث از بين رفتن پوشش سطح طبيعي زبان ميشوند (مثل عفونت کانديدايي يا کمبود ويتامينها) تظاهر يابد. زبان سوزان اتيولوژي ناشناختهاي دارد و به نظر ميرسد زنان را 7 برابر بيشتر از مردان مبتلا ميسازد. ميزان شيوع اين اختلال از 15 - 7/0 متغير است. بيماران معمولا شروع ناگهاني احساس سوزش را به صورت سوختن زبان در مواجهه با مواد داغ توصيف ميکنند که دفعات آن در طي روز افزايش مييابد. زبان در اين افراد اغلب ظاهري طبيعي دارد. اين اختلال خوشخيم است و معمولا پس از سالها به صورت خودبهخود بهبود مييابد. تنها اسيد آلفاـ ليپوييک، کلونازپام و درمان شناختيـ رفتاري در کارآزماييهاي شاهددار در کاهش علايم اين بيماري موثر بودهاند. در موارد مقاوم، رويکردي مشابه با رويکردهاي مورد استفاده در مورد ساير دردهاي نورالژيک مزمن ميتواند سودمند باشد.
اختلالات آناتوميک زبانزبان بنددار (آنکيلوگلوسي)زبان بنددار که با عنوان آنکيلوگلوسي نيز شناخته ميشود، يک اختلال مادرزادي است که به علت کوتاهي غيرطبيعي فرنولوم زبان ايجاد ميشود و در بيرون آوردن کامل زبان محدوديت ايجاد ميکند. در گذشته تصور ميشد که زبان بنددار به ندرت باعث ايجاد اشکالات تغذيهاي ميشود. با اين حال افزايش محبوبيت تغذيه با شير مادر که در مقايسه با تغذيه با شيشه نياز به کار دهاني بيشتري توسط شيرخوار دارد، اين تصور را زير سوال برده است. کارآزماييهاي تصادفيشده متعدد نشان دادهاند که در شيرخواران داراي زبان بنددار و مشکلات تغذيه با شير مادر، فرنولکتومي نسبت به آموزش و حمايت از شيردهي به تنهايي برتري دارد.
اختلالات آناتوميک زبان
ماکروگلوسي
ماکروگلوسي به معني بزرگي غيرطبيعي زبان در مقايسه با دهان و فکها است. معاينه افراد مبتلا، اغلب کنگرهکنگره شدن لبههاي جانبي زبان را در نتيجه فشرده شدن در مقابل دندانها نشان ميدهد. ماکروگلوسي با نشانگان داون، هيپوتيروييدي، سل، سارکوييدوز، آميلوييدوز، ميلوم مولتيپل، نوروفيبروماتوز، عفونتها (مانند سيفيليس) و آنژيوادم يا واکنش آلرژيک همراهي دارد. مد نظر داشتن ماکروگلوسي به عنوان نشانهاي از يک اختلال زمينهاي و انجام آزمونهاي تشخيصي به صورت متمرکز و هدفمند و از جمله بيوپسي، نکتهاي حايز اهميت است. درمان بايد بر اساس علت زمينهاي تعيين شود.ارجاع
ميتوان بيماران مبتلا به ضايعات زباني بدون اتيولوژي مشخص را به متخصص گوش، حلق و بيني، جراح سر و گردن يا دندانپزشک باتجربه در زمينه پاتولوژي دهان ارجاع نمود.منبع:Reamy BV, et al. Common tongue conditions in primary care. AmericanFamily Physician March 1, 2010; 81: 627-34.
Family Physician March 1, 2010; 81: 627-34.
مشاهده مقاله ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مقاله