سال 4 | شماره 190 | سه شنبه 21  بهمن  1388 | 12 صفحه

 

نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :14/12/1386      12:5:0      تعداد بازديد كنندگان مطلب:1221



طنز درماني
از دفتر خاطرات يك ميكروب سرماخوردگي


اينجانب، نام: استرپتوكوك، فاميل: نومونيه، در خانواده‌اي با فرهنگ در ريه يك پيرمرد رو به موت به دنيا آمدم. خانواده ما از خانواده‌هاي اصيل ميكروبي هستند. يكي از اجداد پدري من از بانيان اپيدمي ذات‌الريه هنگام حمله آلمان‌ها به شوروي در جريان جنگ جهاني دوم بود كه توانست صد‌ها هزار نفر را در عرض چند هفته تلف كند.

يك خدانشناس از همه جا بي‌خبر به اسم الكساندر فلمينگ سعي كرد با نسل‌كشي از شر همه خانواده ما خلاص بشود. او سعي كرد با استفاده از بمب شيميايي به اسم پني‌سيلين همه خانواده ما را منقرض كند ولي غافل از اينكه جد پدري من براي خودش يك پا زكرياي رازي بود و توانست با اختراع ضد سمي به اسم پنيسليناز، عليه كلك الكساندر خبيث پلتيك بزند و نقشه او را نقش بر آب كند. خوشبختانه امروز من و برادرانم آن قدر آب ديده شده‌ايم و آن‌قدر دكتر‌ها به صورت فله‌اي عليه ما آنتي بيوتيك تجويز كرده‌اند كه به همين راحتي نمي‌توان ديگر از دستمان خلاص شد.

من از وقتي به دنيا آمدم، با توجه به سابقه درخشان خانوادگي متوجه شدم مبتلا كردن يك پيرمرد مردني به
ذات الريه نمي‌تواند افتخار بزرگي براي من و خانواده‌ام به بار آورد. بنابراين بايد به دنبال تحقق آرزوهاي بزرگ بروم. پس در جريان يك عطسه به روش فرار مغز‌ها از كشور خارج شدم و پس از مدت‌ها سرگرداني در فضا خود را به يك ريه سالم و جوان رساندم. پيرمرد اولي كه صحبت او رفت، در يك بيمارستان بستري بود. در اين بيمارستان، دانشجويان پزشكي زيادي در رفت و آمد بودند. اينجانب توانستم در جريان يك حركت سريع، خود را وارد دستگاه تنفس فوقاني يك اكسترن پزشكي كنم.

با توجه به اينكه دشمن تاريخي خانواده شريف استرپتوكوك‌ها، قشر شريف پزشكي، به‌خصوص پزشكان سرماخوردگي هستند و با تجويز آنتي‌بيوتيك‌هاي قوي دمار از روزگار من و دوستانم درمي‌آورند، تصميم گرفتم انتقام سختي از اين جوجه اكسترن بگيرم؛ بنابراين او را چنان زمين‌گير كردم كه تا چند روز نتوانست سر بخش‌ها و كلاس‌هايش حاضر شود و چرخه عفوني‌اش توسط استاد مربوط حذف شد. اين دانشجو كه ذكرش رفت، در اثر همين بيماري چند روزه و حذف درسش، از امتحان پره‌انترني هم باز ماند ومجبور شد چند ماه ويلان و حيران بگردد و سماق بمكد. به اين ترتيب با تاخير ورود يكي ديگر از جنايتكاران عليه ميكروب‌ها، به صنف پزشكي كه از سوي شخص اينجانب برنامه‌ريزي و اجرا شد، برگ زرين ديگري بر افتخارات خانوادگي ما افزوده شد.

اين‌جانب توانسته‌ام با يك سرفه دوباره وارد هوا شوم ولي با توجه نزديكي ايام انتخابات تصميم دارم وارد بدن يكي از كانديداها (كه هميشه دهان‌شان باز است و در حال وعده دادن هستند) بشوم و حالي اساسي به طرف بدهم. به‌خصوص آنهايي كه وعده اصلاح سيستم بهداشت و درمان را مي‌دهند، از جمله كساني هستند كه حق‌شان است به يك سرماخوردگي درست و حسابي مبتلا شوند و صدايشان بگيرد تا مدتي به جبران مافات لام تا كام حرف نزنند.




مشاهده مطلب ارسال شده بعد



 

بیشتر بخوانید...

  امکانات مطالب
نسخه PDF ◊
مشاهده نسخه چاپي ◊
دريافت فايل مطلب (Rtf Format) ◊
مشاهده نسخه XML ◊
ارسال اين مطلب به ديگران ◊
بازگشت ◊

  فهرست مطالب مرتبط

  نظر شما درباره اين مطلب
 
 

 




 

امتياز شما به تحلیل اين مطلب


نظرات دیگران در مورد این مطلب
متن جالبي بود

صفحه اصلی
  • سرمقاله
  • پزشکي و جامعه
  • سياست سلامت
  • پشت پرده
  • يک هفته با رسانه ها
  • داروخانه
  • تجهيزات پزشکي
  • روزنه
  • پاويون
  • جهان پزشکي
  • صفحه آخر

  • آرشیو
  • جستجوی پيشرفته
  • عضویت در سایت
  • فهرست مطالب
  • ارسال خبر
  • لینک های مفید
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • RSS


1387 © کليه حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به موسسه فرهنگی ابن سينای بزرگ بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است | نگارش: نرم افزار تحريريه الکترونيک - نسخه5