نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :14/8/1390 11:3:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:1799 پرسش از شما پاسخ از ما 343پرسشپرسش اول: خانمي 39 ساله و مبتلا به روماتيسم قلبي هستم. تا چه زماني بايد دارو مصرف کنم؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: خانمي هستم که چند سالي است دريچه ميترال قلبم گشاد شده و دچار پسزدگي خون از قلب ميشوم. چه کار بايد بکنم. آيا استفاده از تردميل برايم مضر است؟ 3332***0919پرسش سوم: تپش قلب و احساس درد در قفسه سينه چه راهحلي دارد؟ مدتي است دچار اين مشکل ميشوم و ميترسم به دکتر مراجعه کنم.9598***0913پاسخدکتر منوچهر قارونيمتخصص قلب و عروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مصرف داروهاي قلبي مادامالعمر است و مانند مبتلايان به فشارخون، ديابت و سکته قلبي بايد تا آخر عمر دارو مصرف کنيد تا با مشکلي مواجه نشويد.پاسخ دوم: بهتر است از تردميل استفاده نکنيد. بهترين ورزش براي شما شناست. توجه کنيد هر گاه به دندانپزشکي مراجعه کرديد يا هر عمل ديگري خواستيد انجام دهيد، به پزشکتان بگوييد دچار مشکل قلبي هستيد تا برايتان آنتيبيوتيک تجويز کند زيرا ممکن است ميکروب روي دريچه قلبيتان بنشيند و مشکلساز شود. پاسخ سوم: اگر تپش قلبتان به دلايل عصبي نباشد، بايد حتما به پزشک مراجعه کنيد اما اگر پس از عصبيشدن دچار اين حالت ميشويد، آرامش خود را حفظ و زير نظر پزشک از داروهاي آرامبخش مصرف کنيد. استرس را نميتوان از زندگي حذف کرد فقط بايد با آن کنار آمد. مراجعه به پزشک ترس ندارد از اين بترسيد که اگر دير مراجعه کنيد، ممکن است عواقبي در انتظارتان باشد.پرسششيرهاي غني شده با چه موادي غني ميشوند و مصرف آنها بيشتر به چه افرادي توصيه ميشود؟ بدون ذکر نامپاسخدكتر مسعود كيمياگرمتخصص تغذيه و رژيم درماني استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتيمعمولا شير با ويتامين D، ويتامين A، ويتامينهاي گروه B و آهن غني ميشود که مصرف آنها براي بدن لازم است. تمام افراد ميتوانند از شيرهاي غني شده استفاده کنند اما شيرهاي غني شده با ويتامين D بيشتر به افرادي توصيه ميشود که در شهرهاي آلوده زندگي ميکنند يا عوامل ديگري، مانع رسيدن نور خورشيد به آنها ميشود. چنين افرادي با استفاده از شير غني شده ميتوانند ديگر ويتامينهاي مورد نياز بدن خود را نيز تامين کنند.پرسشپرسش اول: آيا آب داغ براي حمام کردن و سلامت پوست مفيد است؟ 6565***0915پرسش دوم: پسر 7 سالهاي دارم که پوست دستانش خشک و ترکدار شده است. علت اين ترکها چيست و چه بايد بکنم؟ 3654***0919پرسش سوم: مدتي است پشت دستانم لکههايي به وجود آمده که پزشك گفته لکههاي پيري هستند. آيا راهي براي کمشدن آنها وجود دارد؟ در ضمن همسرم نگران است که نکند به او هم سرايت کند. لطفا مرا راهنمايي کنيد. تماس تلفني بدون ذکر نامپاسخدکتر حبيب انصارينمتخصص پوست و مو،استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران پاسخ اول: عوارض حمام داغ بر اساس نوع پوست افراد تفاوت دارد؛ اگر پوست چرب يا غيرحساس باشد و ظريف و نازک نباشد، مشكلي ايجاد نميکند ولي اگر پوست خشک باشد و در اثر ضربه يا خارش دچار مشکل شود، يعني پوست حساس و لطيف است و براي شستشوي آن نبايد از آب داغ استفاده کرد. آب داغ باعث ميشود چربي طبيعي سطح پوست تا حدي از بين برود و مستعد خشک شدن شود. به خصوص حالا که در فصل سرد پاييز و زمستان هستيم، شستشو با مواد شوينده، صابون، کيسه و ليف، اين عارضه را شديدتر ميکند. استفاده از آب ولرم با دماي لذتبخش و استفاده از لوسيون بعد ازحمام بهتر است. پاسخ دوم: پوست بچهها لطيف و تاثيرپذير است بنابراين به دليل سرد شدن هوا يا وزش باد حالت برافروخته و خشک پيدا ميكند و به رسيدگي نياز دارد. به خصوص در زمستان ترکهاي پشت دستها يا کف دست بچههايي که به مدرسه ميروند، بيشتر ميشود. به كودكتان آموزش بدهيد بعد از شستن دستهايش با موادشوينده، حتما آنها را خوب آبکشي و خشک کند. اگر احساس کرديد پوست دستش خشک شده، از کرم مرطوبکننده برايش استفاده کنيد. حتما دستکش دستش کنيد تا پوستش از سوز و سرما در امان بماند. ضمنا بايد توصيه کنيد او دستهايش را زياد با آب و صابون نشويد.پاسخ سوم: اين لکهها به طور ژنتيکي و با افزايش سن به وجود ميآيند. واگيردار نيستند و از فردي به فرد ديگر سرايت نميکنند. راه درماني ندارند اگر از نظر زيبايي شما را دچار مشكل كردهاند بايد با متخصص پوست مشورت کنيد. براي پيشگيري از افزايش آنها بايد از تماس با آفتاب بپرهيزيد و از پوشش مخصوص و ضدآفتاب استفاده کنيد. بهخصوص هنگام رانندگي که دستها روي فرمان و در معرض آفتاب است.پرسشدرباره خارپاشنه پا و نحوه درمان آن توضيح دهيد. 6738***0936پاسخدكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهراندرد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
پرسش از شما پاسخ از ما 343پرسشپرسش اول: خانمي 39 ساله و مبتلا به روماتيسم قلبي هستم. تا چه زماني بايد دارو مصرف کنم؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: خانمي هستم که چند سالي است دريچه ميترال قلبم گشاد شده و دچار پسزدگي خون از قلب ميشوم. چه کار بايد بکنم. آيا استفاده از تردميل برايم مضر است؟ 3332***0919پرسش سوم: تپش قلب و احساس درد در قفسه سينه چه راهحلي دارد؟ مدتي است دچار اين مشکل ميشوم و ميترسم به دکتر مراجعه کنم.9598***0913پاسخدکتر منوچهر قارونيمتخصص قلب و عروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مصرف داروهاي قلبي مادامالعمر است و مانند مبتلايان به فشارخون، ديابت و سکته قلبي بايد تا آخر عمر دارو مصرف کنيد تا با مشکلي مواجه نشويد.پاسخ دوم: بهتر است از تردميل استفاده نکنيد. بهترين ورزش براي شما شناست. توجه کنيد هر گاه به دندانپزشکي مراجعه کرديد يا هر عمل ديگري خواستيد انجام دهيد، به پزشکتان بگوييد دچار مشکل قلبي هستيد تا برايتان آنتيبيوتيک تجويز کند زيرا ممکن است ميکروب روي دريچه قلبيتان بنشيند و مشکلساز شود. پاسخ سوم: اگر تپش قلبتان به دلايل عصبي نباشد، بايد حتما به پزشک مراجعه کنيد اما اگر پس از عصبيشدن دچار اين حالت ميشويد، آرامش خود را حفظ و زير نظر پزشک از داروهاي آرامبخش مصرف کنيد. استرس را نميتوان از زندگي حذف کرد فقط بايد با آن کنار آمد. مراجعه به پزشک ترس ندارد از اين بترسيد که اگر دير مراجعه کنيد، ممکن است عواقبي در انتظارتان باشد.پرسششيرهاي غني شده با چه موادي غني ميشوند و مصرف آنها بيشتر به چه افرادي توصيه ميشود؟ بدون ذکر نامپاسخدكتر مسعود كيمياگرمتخصص تغذيه و رژيم درماني استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتيمعمولا شير با ويتامين D، ويتامين A، ويتامينهاي گروه B و آهن غني ميشود که مصرف آنها براي بدن لازم است. تمام افراد ميتوانند از شيرهاي غني شده استفاده کنند اما شيرهاي غني شده با ويتامين D بيشتر به افرادي توصيه ميشود که در شهرهاي آلوده زندگي ميکنند يا عوامل ديگري، مانع رسيدن نور خورشيد به آنها ميشود. چنين افرادي با استفاده از شير غني شده ميتوانند ديگر ويتامينهاي مورد نياز بدن خود را نيز تامين کنند.پرسشپرسش اول: آيا آب داغ براي حمام کردن و سلامت پوست مفيد است؟ 6565***0915پرسش دوم: پسر 7 سالهاي دارم که پوست دستانش خشک و ترکدار شده است. علت اين ترکها چيست و چه بايد بکنم؟ 3654***0919پرسش سوم: مدتي است پشت دستانم لکههايي به وجود آمده که پزشك گفته لکههاي پيري هستند. آيا راهي براي کمشدن آنها وجود دارد؟ در ضمن همسرم نگران است که نکند به او هم سرايت کند. لطفا مرا راهنمايي کنيد. تماس تلفني بدون ذکر نامپاسخدکتر حبيب انصارينمتخصص پوست و مو،استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران پاسخ اول: عوارض حمام داغ بر اساس نوع پوست افراد تفاوت دارد؛ اگر پوست چرب يا غيرحساس باشد و ظريف و نازک نباشد، مشكلي ايجاد نميکند ولي اگر پوست خشک باشد و در اثر ضربه يا خارش دچار مشکل شود، يعني پوست حساس و لطيف است و براي شستشوي آن نبايد از آب داغ استفاده کرد. آب داغ باعث ميشود چربي طبيعي سطح پوست تا حدي از بين برود و مستعد خشک شدن شود. به خصوص حالا که در فصل سرد پاييز و زمستان هستيم، شستشو با مواد شوينده، صابون، کيسه و ليف، اين عارضه را شديدتر ميکند. استفاده از آب ولرم با دماي لذتبخش و استفاده از لوسيون بعد ازحمام بهتر است. پاسخ دوم: پوست بچهها لطيف و تاثيرپذير است بنابراين به دليل سرد شدن هوا يا وزش باد حالت برافروخته و خشک پيدا ميكند و به رسيدگي نياز دارد. به خصوص در زمستان ترکهاي پشت دستها يا کف دست بچههايي که به مدرسه ميروند، بيشتر ميشود. به كودكتان آموزش بدهيد بعد از شستن دستهايش با موادشوينده، حتما آنها را خوب آبکشي و خشک کند. اگر احساس کرديد پوست دستش خشک شده، از کرم مرطوبکننده برايش استفاده کنيد. حتما دستکش دستش کنيد تا پوستش از سوز و سرما در امان بماند. ضمنا بايد توصيه کنيد او دستهايش را زياد با آب و صابون نشويد.پاسخ سوم: اين لکهها به طور ژنتيکي و با افزايش سن به وجود ميآيند. واگيردار نيستند و از فردي به فرد ديگر سرايت نميکنند. راه درماني ندارند اگر از نظر زيبايي شما را دچار مشكل كردهاند بايد با متخصص پوست مشورت کنيد. براي پيشگيري از افزايش آنها بايد از تماس با آفتاب بپرهيزيد و از پوشش مخصوص و ضدآفتاب استفاده کنيد. بهخصوص هنگام رانندگي که دستها روي فرمان و در معرض آفتاب است.پرسشدرباره خارپاشنه پا و نحوه درمان آن توضيح دهيد. 6738***0936پاسخدكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهراندرد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
پرسشپرسش اول: خانمي 39 ساله و مبتلا به روماتيسم قلبي هستم. تا چه زماني بايد دارو مصرف کنم؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: خانمي هستم که چند سالي است دريچه ميترال قلبم گشاد شده و دچار پسزدگي خون از قلب ميشوم. چه کار بايد بکنم. آيا استفاده از تردميل برايم مضر است؟ 3332***0919پرسش سوم: تپش قلب و احساس درد در قفسه سينه چه راهحلي دارد؟ مدتي است دچار اين مشکل ميشوم و ميترسم به دکتر مراجعه کنم.9598***0913پاسخدکتر منوچهر قارونيمتخصص قلب و عروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مصرف داروهاي قلبي مادامالعمر است و مانند مبتلايان به فشارخون، ديابت و سکته قلبي بايد تا آخر عمر دارو مصرف کنيد تا با مشکلي مواجه نشويد.پاسخ دوم: بهتر است از تردميل استفاده نکنيد. بهترين ورزش براي شما شناست. توجه کنيد هر گاه به دندانپزشکي مراجعه کرديد يا هر عمل ديگري خواستيد انجام دهيد، به پزشکتان بگوييد دچار مشکل قلبي هستيد تا برايتان آنتيبيوتيک تجويز کند زيرا ممکن است ميکروب روي دريچه قلبيتان بنشيند و مشکلساز شود. پاسخ سوم: اگر تپش قلبتان به دلايل عصبي نباشد، بايد حتما به پزشک مراجعه کنيد اما اگر پس از عصبيشدن دچار اين حالت ميشويد، آرامش خود را حفظ و زير نظر پزشک از داروهاي آرامبخش مصرف کنيد. استرس را نميتوان از زندگي حذف کرد فقط بايد با آن کنار آمد. مراجعه به پزشک ترس ندارد از اين بترسيد که اگر دير مراجعه کنيد، ممکن است عواقبي در انتظارتان باشد.پرسششيرهاي غني شده با چه موادي غني ميشوند و مصرف آنها بيشتر به چه افرادي توصيه ميشود؟ بدون ذکر نامپاسخدكتر مسعود كيمياگرمتخصص تغذيه و رژيم درماني استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتيمعمولا شير با ويتامين D، ويتامين A، ويتامينهاي گروه B و آهن غني ميشود که مصرف آنها براي بدن لازم است. تمام افراد ميتوانند از شيرهاي غني شده استفاده کنند اما شيرهاي غني شده با ويتامين D بيشتر به افرادي توصيه ميشود که در شهرهاي آلوده زندگي ميکنند يا عوامل ديگري، مانع رسيدن نور خورشيد به آنها ميشود. چنين افرادي با استفاده از شير غني شده ميتوانند ديگر ويتامينهاي مورد نياز بدن خود را نيز تامين کنند.پرسشپرسش اول: آيا آب داغ براي حمام کردن و سلامت پوست مفيد است؟ 6565***0915پرسش دوم: پسر 7 سالهاي دارم که پوست دستانش خشک و ترکدار شده است. علت اين ترکها چيست و چه بايد بکنم؟ 3654***0919پرسش سوم: مدتي است پشت دستانم لکههايي به وجود آمده که پزشك گفته لکههاي پيري هستند. آيا راهي براي کمشدن آنها وجود دارد؟ در ضمن همسرم نگران است که نکند به او هم سرايت کند. لطفا مرا راهنمايي کنيد. تماس تلفني بدون ذکر نامپاسخدکتر حبيب انصارينمتخصص پوست و مو،استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران پاسخ اول: عوارض حمام داغ بر اساس نوع پوست افراد تفاوت دارد؛ اگر پوست چرب يا غيرحساس باشد و ظريف و نازک نباشد، مشكلي ايجاد نميکند ولي اگر پوست خشک باشد و در اثر ضربه يا خارش دچار مشکل شود، يعني پوست حساس و لطيف است و براي شستشوي آن نبايد از آب داغ استفاده کرد. آب داغ باعث ميشود چربي طبيعي سطح پوست تا حدي از بين برود و مستعد خشک شدن شود. به خصوص حالا که در فصل سرد پاييز و زمستان هستيم، شستشو با مواد شوينده، صابون، کيسه و ليف، اين عارضه را شديدتر ميکند. استفاده از آب ولرم با دماي لذتبخش و استفاده از لوسيون بعد ازحمام بهتر است. پاسخ دوم: پوست بچهها لطيف و تاثيرپذير است بنابراين به دليل سرد شدن هوا يا وزش باد حالت برافروخته و خشک پيدا ميكند و به رسيدگي نياز دارد. به خصوص در زمستان ترکهاي پشت دستها يا کف دست بچههايي که به مدرسه ميروند، بيشتر ميشود. به كودكتان آموزش بدهيد بعد از شستن دستهايش با موادشوينده، حتما آنها را خوب آبکشي و خشک کند. اگر احساس کرديد پوست دستش خشک شده، از کرم مرطوبکننده برايش استفاده کنيد. حتما دستکش دستش کنيد تا پوستش از سوز و سرما در امان بماند. ضمنا بايد توصيه کنيد او دستهايش را زياد با آب و صابون نشويد.پاسخ سوم: اين لکهها به طور ژنتيکي و با افزايش سن به وجود ميآيند. واگيردار نيستند و از فردي به فرد ديگر سرايت نميکنند. راه درماني ندارند اگر از نظر زيبايي شما را دچار مشكل كردهاند بايد با متخصص پوست مشورت کنيد. براي پيشگيري از افزايش آنها بايد از تماس با آفتاب بپرهيزيد و از پوشش مخصوص و ضدآفتاب استفاده کنيد. بهخصوص هنگام رانندگي که دستها روي فرمان و در معرض آفتاب است.پرسشدرباره خارپاشنه پا و نحوه درمان آن توضيح دهيد. 6738***0936پاسخدكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهراندرد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
پرسش اول: خانمي 39 ساله و مبتلا به روماتيسم قلبي هستم. تا چه زماني بايد دارو مصرف کنم؟ بدون ذکر نام
پرسش دوم: خانمي هستم که چند سالي است دريچه ميترال قلبم گشاد شده و دچار پسزدگي خون از قلب ميشوم. چه کار بايد بکنم. آيا استفاده از تردميل برايم مضر است؟ 3332***0919
پرسش سوم: تپش قلب و احساس درد در قفسه سينه چه راهحلي دارد؟ مدتي است دچار اين مشکل ميشوم و ميترسم به دکتر مراجعه کنم.
9598***0913
پاسخ
دکتر منوچهر قاروني
متخصص قلب و عروق
استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران
پاسخ اول: مصرف داروهاي قلبي مادامالعمر است و مانند مبتلايان به فشارخون، ديابت و سکته قلبي بايد تا آخر عمر دارو مصرف کنيد تا با مشکلي مواجه نشويد.
پاسخ دوم: بهتر است از تردميل استفاده نکنيد. بهترين ورزش براي شما شناست. توجه کنيد هر گاه به دندانپزشکي مراجعه کرديد يا هر عمل ديگري خواستيد انجام دهيد، به پزشکتان بگوييد دچار مشکل قلبي هستيد تا برايتان آنتيبيوتيک تجويز کند زيرا ممکن است ميکروب روي دريچه قلبيتان بنشيند و مشکلساز شود.
پاسخ سوم: اگر تپش قلبتان به دلايل عصبي نباشد، بايد حتما به پزشک مراجعه کنيد اما اگر پس از عصبيشدن دچار اين حالت ميشويد، آرامش خود را حفظ و زير نظر پزشک از داروهاي آرامبخش مصرف کنيد. استرس را نميتوان از زندگي حذف کرد فقط بايد با آن کنار آمد. مراجعه به پزشک ترس ندارد از اين بترسيد که اگر دير مراجعه کنيد، ممکن است عواقبي در انتظارتان باشد.
پرسششيرهاي غني شده با چه موادي غني ميشوند و مصرف آنها بيشتر به چه افرادي توصيه ميشود؟ بدون ذکر نامپاسخدكتر مسعود كيمياگرمتخصص تغذيه و رژيم درماني استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتيمعمولا شير با ويتامين D، ويتامين A، ويتامينهاي گروه B و آهن غني ميشود که مصرف آنها براي بدن لازم است. تمام افراد ميتوانند از شيرهاي غني شده استفاده کنند اما شيرهاي غني شده با ويتامين D بيشتر به افرادي توصيه ميشود که در شهرهاي آلوده زندگي ميکنند يا عوامل ديگري، مانع رسيدن نور خورشيد به آنها ميشود. چنين افرادي با استفاده از شير غني شده ميتوانند ديگر ويتامينهاي مورد نياز بدن خود را نيز تامين کنند.پرسشپرسش اول: آيا آب داغ براي حمام کردن و سلامت پوست مفيد است؟ 6565***0915پرسش دوم: پسر 7 سالهاي دارم که پوست دستانش خشک و ترکدار شده است. علت اين ترکها چيست و چه بايد بکنم؟ 3654***0919پرسش سوم: مدتي است پشت دستانم لکههايي به وجود آمده که پزشك گفته لکههاي پيري هستند. آيا راهي براي کمشدن آنها وجود دارد؟ در ضمن همسرم نگران است که نکند به او هم سرايت کند. لطفا مرا راهنمايي کنيد. تماس تلفني بدون ذکر نامپاسخدکتر حبيب انصارينمتخصص پوست و مو،استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران پاسخ اول: عوارض حمام داغ بر اساس نوع پوست افراد تفاوت دارد؛ اگر پوست چرب يا غيرحساس باشد و ظريف و نازک نباشد، مشكلي ايجاد نميکند ولي اگر پوست خشک باشد و در اثر ضربه يا خارش دچار مشکل شود، يعني پوست حساس و لطيف است و براي شستشوي آن نبايد از آب داغ استفاده کرد. آب داغ باعث ميشود چربي طبيعي سطح پوست تا حدي از بين برود و مستعد خشک شدن شود. به خصوص حالا که در فصل سرد پاييز و زمستان هستيم، شستشو با مواد شوينده، صابون، کيسه و ليف، اين عارضه را شديدتر ميکند. استفاده از آب ولرم با دماي لذتبخش و استفاده از لوسيون بعد ازحمام بهتر است. پاسخ دوم: پوست بچهها لطيف و تاثيرپذير است بنابراين به دليل سرد شدن هوا يا وزش باد حالت برافروخته و خشک پيدا ميكند و به رسيدگي نياز دارد. به خصوص در زمستان ترکهاي پشت دستها يا کف دست بچههايي که به مدرسه ميروند، بيشتر ميشود. به كودكتان آموزش بدهيد بعد از شستن دستهايش با موادشوينده، حتما آنها را خوب آبکشي و خشک کند. اگر احساس کرديد پوست دستش خشک شده، از کرم مرطوبکننده برايش استفاده کنيد. حتما دستکش دستش کنيد تا پوستش از سوز و سرما در امان بماند. ضمنا بايد توصيه کنيد او دستهايش را زياد با آب و صابون نشويد.پاسخ سوم: اين لکهها به طور ژنتيکي و با افزايش سن به وجود ميآيند. واگيردار نيستند و از فردي به فرد ديگر سرايت نميکنند. راه درماني ندارند اگر از نظر زيبايي شما را دچار مشكل كردهاند بايد با متخصص پوست مشورت کنيد. براي پيشگيري از افزايش آنها بايد از تماس با آفتاب بپرهيزيد و از پوشش مخصوص و ضدآفتاب استفاده کنيد. بهخصوص هنگام رانندگي که دستها روي فرمان و در معرض آفتاب است.پرسشدرباره خارپاشنه پا و نحوه درمان آن توضيح دهيد. 6738***0936پاسخدكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهراندرد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
شيرهاي غني شده با چه موادي غني ميشوند و مصرف آنها بيشتر به چه افرادي توصيه ميشود؟ بدون ذکر نام
دكتر مسعود كيمياگر
متخصص تغذيه و رژيم درماني
استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
معمولا شير با ويتامين D، ويتامين A، ويتامينهاي گروه B و آهن غني ميشود که مصرف آنها براي بدن لازم است. تمام افراد ميتوانند از شيرهاي غني شده استفاده کنند اما شيرهاي غني شده با ويتامين D بيشتر به افرادي توصيه ميشود که در شهرهاي آلوده زندگي ميکنند يا عوامل ديگري، مانع رسيدن نور خورشيد به آنها ميشود. چنين افرادي با استفاده از شير غني شده ميتوانند ديگر ويتامينهاي مورد نياز بدن خود را نيز تامين کنند.
پرسشپرسش اول: آيا آب داغ براي حمام کردن و سلامت پوست مفيد است؟ 6565***0915پرسش دوم: پسر 7 سالهاي دارم که پوست دستانش خشک و ترکدار شده است. علت اين ترکها چيست و چه بايد بکنم؟ 3654***0919پرسش سوم: مدتي است پشت دستانم لکههايي به وجود آمده که پزشك گفته لکههاي پيري هستند. آيا راهي براي کمشدن آنها وجود دارد؟ در ضمن همسرم نگران است که نکند به او هم سرايت کند. لطفا مرا راهنمايي کنيد. تماس تلفني بدون ذکر نامپاسخدکتر حبيب انصارينمتخصص پوست و مو،استاد دانشگاه علوم پزشکي تهران پاسخ اول: عوارض حمام داغ بر اساس نوع پوست افراد تفاوت دارد؛ اگر پوست چرب يا غيرحساس باشد و ظريف و نازک نباشد، مشكلي ايجاد نميکند ولي اگر پوست خشک باشد و در اثر ضربه يا خارش دچار مشکل شود، يعني پوست حساس و لطيف است و براي شستشوي آن نبايد از آب داغ استفاده کرد. آب داغ باعث ميشود چربي طبيعي سطح پوست تا حدي از بين برود و مستعد خشک شدن شود. به خصوص حالا که در فصل سرد پاييز و زمستان هستيم، شستشو با مواد شوينده، صابون، کيسه و ليف، اين عارضه را شديدتر ميکند. استفاده از آب ولرم با دماي لذتبخش و استفاده از لوسيون بعد ازحمام بهتر است. پاسخ دوم: پوست بچهها لطيف و تاثيرپذير است بنابراين به دليل سرد شدن هوا يا وزش باد حالت برافروخته و خشک پيدا ميكند و به رسيدگي نياز دارد. به خصوص در زمستان ترکهاي پشت دستها يا کف دست بچههايي که به مدرسه ميروند، بيشتر ميشود. به كودكتان آموزش بدهيد بعد از شستن دستهايش با موادشوينده، حتما آنها را خوب آبکشي و خشک کند. اگر احساس کرديد پوست دستش خشک شده، از کرم مرطوبکننده برايش استفاده کنيد. حتما دستکش دستش کنيد تا پوستش از سوز و سرما در امان بماند. ضمنا بايد توصيه کنيد او دستهايش را زياد با آب و صابون نشويد.پاسخ سوم: اين لکهها به طور ژنتيکي و با افزايش سن به وجود ميآيند. واگيردار نيستند و از فردي به فرد ديگر سرايت نميکنند. راه درماني ندارند اگر از نظر زيبايي شما را دچار مشكل كردهاند بايد با متخصص پوست مشورت کنيد. براي پيشگيري از افزايش آنها بايد از تماس با آفتاب بپرهيزيد و از پوشش مخصوص و ضدآفتاب استفاده کنيد. بهخصوص هنگام رانندگي که دستها روي فرمان و در معرض آفتاب است.پرسشدرباره خارپاشنه پا و نحوه درمان آن توضيح دهيد. 6738***0936پاسخدكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهراندرد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: آيا آب داغ براي حمام کردن و سلامت پوست مفيد است؟ 6565***0915
پرسش دوم: پسر 7 سالهاي دارم که پوست دستانش خشک و ترکدار شده است. علت اين ترکها چيست و چه بايد بکنم؟ 3654***0919
پرسش سوم: مدتي است پشت دستانم لکههايي به وجود آمده که پزشك گفته لکههاي پيري هستند. آيا راهي براي کمشدن آنها وجود دارد؟ در ضمن همسرم نگران است که نکند به او هم سرايت کند. لطفا مرا راهنمايي کنيد. تماس تلفني بدون ذکر نام
دکتر حبيب انصارين
متخصص پوست و مو،
پاسخ اول: عوارض حمام داغ بر اساس نوع پوست افراد تفاوت دارد؛ اگر پوست چرب يا غيرحساس باشد و ظريف و نازک نباشد، مشكلي ايجاد نميکند ولي اگر پوست خشک باشد و در اثر ضربه يا خارش دچار مشکل شود، يعني پوست حساس و لطيف است و براي شستشوي آن نبايد از آب داغ استفاده کرد. آب داغ باعث ميشود چربي طبيعي سطح پوست تا حدي از بين برود و مستعد خشک شدن شود. به خصوص حالا که در فصل سرد پاييز و زمستان هستيم، شستشو با مواد شوينده، صابون، کيسه و ليف، اين عارضه را شديدتر ميکند. استفاده از آب ولرم با دماي لذتبخش و استفاده از لوسيون بعد ازحمام بهتر است.
پاسخ دوم: پوست بچهها لطيف و تاثيرپذير است بنابراين به دليل سرد شدن هوا يا وزش باد حالت برافروخته و خشک پيدا ميكند و به رسيدگي نياز دارد. به خصوص در زمستان ترکهاي پشت دستها يا کف دست بچههايي که به مدرسه ميروند، بيشتر ميشود. به كودكتان آموزش بدهيد بعد از شستن دستهايش با موادشوينده، حتما آنها را خوب آبکشي و خشک کند. اگر احساس کرديد پوست دستش خشک شده، از کرم مرطوبکننده برايش استفاده کنيد. حتما دستکش دستش کنيد تا پوستش از سوز و سرما در امان بماند. ضمنا بايد توصيه کنيد او دستهايش را زياد با آب و صابون نشويد.
پاسخ سوم: اين لکهها به طور ژنتيکي و با افزايش سن به وجود ميآيند. واگيردار نيستند و از فردي به فرد ديگر سرايت نميکنند. راه درماني ندارند اگر از نظر زيبايي شما را دچار مشكل كردهاند بايد با متخصص پوست مشورت کنيد. براي پيشگيري از افزايش آنها بايد از تماس با آفتاب بپرهيزيد و از پوشش مخصوص و ضدآفتاب استفاده کنيد. بهخصوص هنگام رانندگي که دستها روي فرمان و در معرض آفتاب است.
پرسشدرباره خارپاشنه پا و نحوه درمان آن توضيح دهيد. 6738***0936پاسخدكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهراندرد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
درباره خارپاشنه پا و نحوه درمان آن توضيح دهيد. 6738***0936
پاسخدكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهراندرد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دكتر بيژن فروغمتخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهران
متخصص طب فيزيکي و توانبخشي، مدير گروه طب فيزيكي و توانبخشي دانشگاه علوم پزشكي تهران
درد ناحيه پاشنه يکي از علل شايع درد پاست. شکايت بيماران از درد پاشنه به 2 شکل است. در نوع اول درد پاشنه در ابتداي صبح و پس از بيدار شدن از خواب زياد است که با تحرک و راه رفتن کاهش مييابد. اين نوع پاشنه درد، معمولا ناشي از علل التهابي است و بايد عللي مانند بيماريهاي روماتيسمي و نقرس مورد ارزيابي قرارگيرد. در نوع دوم، علل مکانيکي مانند وجود خار در ناحيه پاشنه، سابقه ضربه به پا، اختلالات قوس و محورهاي کف پا دخالت دارند. درد در ابتداي روز کم است و با تحرک افزايش مييابد. وجود خار در ناحيه پاشنه هميشه عامل درد پاشنه نيست و درمان خاصي نياز ندارد. احساس درد خفيف، متوسط يا شديد هنگام راه رفتن و در برخي از موارد هنگام استراحت در پاشنه پا، نشانه بروز عارضه خارپاشنه است که عوامل متعددي در بروز آن نقش دارند. خارپاشنه يک زائده استخواني است که در پاشنه پا به وجود ميآيد و باعث درد ميشود. گاهي اين بيماري علامتي ندارد و شما حتي خودتان هم متوجه نميشويد که خارپاشنه داريد ولي در بيشتر موارد دردي در کف پاشنه پا بهصورت خودبهخودي يا در اثر فشارآوردن ظاهر ميشود که به فکر چاره مياندازدتان. در نوع شديد، افراد تا مدتها نميتوانند روي پاشنه راه بروند. تشخيص با معاينه باليني بهوسيله پزشک، آزمايشهاي خون و ادرار در موارد مشکوک به بيماريهاي روماتيسمي و التهابي، عکس راديوگرافي و مشاهده خار در ناحيه پاشنه صورت ميگيرد.
درد ناحيه پاشنه با هر علتي که باشد نياز به تجويز کفي مخصوص دارد که در نوع اول کفي از جنس سخت و در نوع دوم از جنس نرم انتخاب ميشود. ضمن اينکه اصلاح کفش، استفاده از کفش مناسب و درمان بيماري زمينهاي با تشخيص پزشک ضروري است. يکي از روشهاي بسيار موثر در درمان، استفاده از shock wave است، اين روش درماني طي ? تا ? جلسه علايم خارپاشنه را بهبود ميدهد و حتي خارپاشنه مقاوم را نيز با موفقيت درمان ميکند.تجويز کشش و ورزشهاي مخصوص، استفاده از بطري آب يخ و غلتاندن آن روي پاشنه پا، مصرف داروهاي ضدالتهاب، تزريق کورتون در ناحيه پاشنه و درنهايت جراحي در انواع مقاوم به درمان توصيه ميشود.
پرسشبراي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
براي افزايش تمركز دانشآموزان و تشويق آنها به درس خواندن چه راهكارهايي را توصيه ميكنيد؟ 2651***0936
پاسخدكتر مهدي تهرانيدوستفوقتخصص روانپزشكي اطفالاستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانچند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند. برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دكتر مهدي تهرانيدوست
فوقتخصص روانپزشكي اطفال
استاديار دانشگاه علوم پزشكي تهران
چند عامل در درس خواندن دانشآموزان تاثير بسزايي دارد. يك عامل خود دانشآموز و عوامل دروني اوست و به تواناييهاي ذهني، توجه، تمركز و علايقش به فعاليتهاي درسي مربوط ميشود. بخش ديگر به سيستم آموزشياي كه دانشآموزان در آن تحصيل ميكنند، ارتباط دارد كه شامل معلمان، مربيان، برنامه آموزشي و درسي است. عامل سوم مربوط به نظارتي است كه والدين بر نحوه كاركرد دانشآموزان دارند. طبعا دانشآموزان در بخش عوامل دروني با هم متفاوت هستند.
برخي دانشآموزان شرايط بهتري براي توجه و تمركز دارند و راحتتر سر تكاليفشان مينشينند يا سركلاس توجه بيشتري دارند و بعضي از دانشآموزان كمتر. برخي از آنها انگيزه بيشتري براي درسخواندن دارند و برخي ديگر بيانگيزهاند يا انگيزه كمي دارند بنابراين راهكارهايي كه به كار مي?بريم، بايد موثر باشد تا بتواند هر دانشآموزي را با توجه به شرايطي كه دارد به درس خواندن ترغيب كند. بخشي از اين راهكارها، طبيعتا به شرايط آموزشي دانشآموزان در مدارس (به?خصوص آنهايي كه از توجه و تمركز كمتري برخوردارند) مربوط ميشود. درسهاي يكنواخت و ساعتهاي طولاني كلاس براي اين گروه از دانشآموزان خستهكنندهتر است بنابراين هر چه اين ساعتها كوتاهتر باشد و تنوع بيشتري در فعاليتهاي آموزشي وجود داشته باشد، رغبت بيشتري در دانشآموزان براي گوشدادن و درگير شدن در فعاليت درسي ايجاد خواهد شد تا اينكه فقط معلم گوينده باشد و بخواهد دايم سخنراني كند. در اين صورت بيشتر دانشآموزان خسته خواهند شد. در حالي كه آموزشهاي مشاركتي كمك بيشتري به دانشآموزان خواهد كرد. به خصوص در سنين پايينتر آموزشهايي كه توام با فعاليتهاي جنبي باشند در قالب بازيها، اجراي برنامههاي متنوع و... براي دانشآموزان شيرينتر است حتي اگر درسها سخت باشند. بخش ديگري از آموزشها مربوط به محيط خانه است. در اينجا نيز نوع تمرينهايي كه معلم تعيين ميكند بسيار اهميت دارد كه اگر تنوع لازم را داشته باشد، دانشآموزان را به انجام بهتر و سريعتر آنها ترغيب ميكند.
پرسشمدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟5645***0915 پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
مدتهاست هنگام مسواکزدن، لثههايم خونريزي ميکند بهطوري که نگرانم کرده است. چرا اين اتفاق ميافتد و چه بايد بکنم؟ آيا نحوه مسواکزدنم اشکال دارد؟
5645***0915
پاسخدکتر محمدجعفر اقبالدندانپزشک استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر محمدجعفر اقبال
دندانپزشک
استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي
وقتي لثههاي سالمي داشته باشيد و با روش صحيح مسواک بزنيد خونريزي از لثهها اتفاق نميافتد بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در صورت خونريزي هنگام مسواکزدن يا لثههاي شما دچار بيماري شدهاند يا اينکه مهارت لازم براي مسواکزدن نداريد. در هر حال حتما به دندانپزشک مراجعه كنيد. يکي از علامتهاي بيماري لثه، خونريزي از لثهها به صورت خود به خود، هنگام غذا خوردن يا هنگام مسواکزدن است اما شدت و پيشرفت بيماري با اين علامت و به وسيله بيمار قابلتشخيص نيست. هنگامي که ميکروبها به صورت يک لايه نرم همراه با موادغذايي و مواد موجود در بزاق به سطح دندان (تاج و ريشه) ميچسبند با برانگيختن سيستم ايمني، لثهها را پرخون و ملتهب ميکنند. در اين شرايط هنوز جرم تشکيل نشده و لايه نرمي روي دندان شکل گرفته كه به راحتي قابل برداشتن به وسيله مسواک و نخ دندان است و با رعايت بهداشت به حالت طبيعي برخواهد گشت اما در صورتي که زمان زيادي از تشکيل اين لايه بگذرد و لايه سخت و به عبارتي جرم تشکيل شده باشد امکان تميز کردن و برداشتن آن با مسواک وجود ندارد و دندانها بايد جرمگيري شوند.
لازم به توضيح است که مکانيسم ايجاد التهاب در هر دو حالت يکسان است بنابراين کساني که به دليل خونريزي لثهها از مسواکزدن اجتناب ميکنند نه تنها باعث درمان مشکل و بهبود لثهها نميشوند بلکه به تجمع ميکروارگانيسمها و جرمها کمک ميكنند. به خاطر داشته باشيد مراجعه نکردن به دندانپزشک باعث ميشود آسيبها جديتر و هزينه درمان بيشتر شود. در حالت طبيعي از مجموع طول دندان حدود 3/2 آن ريشه و 3/1 آن تاج است. 3/2 ريشه داخل استخوان قرار گرفته و ارتباط دندان و استخوان به وسيله اليافي به نام پريودنتال برقرار ميشود. همچنين در قسمت بالاي استخوان لثه به دندان چسبندگي دارد. در شروع بيماري، لثه اطراف دندان ملتهب ميشود. اگر شما دير اقدام کنيد التهاب، پايدار و لثه از حالت طبيعي خارج ميشود. با بيمار شدن لثه ممکن است استخوان اطراف دندان نيز تخريب شود. به ياد داشته باشيد، بسياري از بيماريهاي شديد لثه ادامه بيماري سادهاي است که با رعايت نكردن بهداشت، مسواکنزدن و جرمگيرينکردن شروع شده است. پيشنهاد من به همه کساني که نسبت به رعايت بهداشت دهان و دندان کمتوجه هستند و اگر حين مسواکزدن درد احساس ميکنند يا خونريزي از لثه را شاهد هستند، اين است که براي علتيابي و درمان به دندانپزشک مراجعه کنند و مسواک زدن را ترک نکنند.
پرسشپرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش : يک خواهر 10 ساله دارم و والديني مهربان که هميشه براي خوشبختيام تلاش ميکنند. گله من از آنها اين است که مرا هرگز مانند خواهر کوچکترم مورد محبت و نوازش قرار نميدهند. گاهي دلم ميخواهد پدر و مادرم را در آغوش بگيرم و ببوسم و بگويم چقدر دوستشان دارم اما هرگز آنها چنين کششي را پاسخگو نيستند. چه بايد بکنم؟ شهاب 16 ساله از تهران
پاسخدکتر ميترا حکيم شوشتريفوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجواناستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله. به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.» قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر ميترا حکيم شوشتري
فوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجوان
استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران
پاسخ: يک راهحل خوب براي شما دارم اما قبل از آن به همه والدين گوشزد ميکنم مراقب رفتارهايشان باشند. همه ما والدين يک طرز فکر غلط داريم که کمي از فرهنگ شرقي نشات ميگيرد؛ اينکه معتقديم پسرها نبايد مثل دخترها عواطف و احساسات خود را بيان کنند. اينکه ميگوييم «گريه نکن پسر! مگر مرد گريه ميکند؟» ريشه در همين طرز فکر دارد. مثلا اگر پسرتان همانند دخترتان هنگامي که از مدرسه برميگردد، بپرد در آغوش شما، خواهيد گفت مرد گنده، اين اداهاي دخترانه چيست؟ از همه اينها بدتر آنکه، همين پسر وقتي بزرگ ميشود و تشکيل خانواده ميدهد، بلد نيست احساساتش را به همسرش بيان کند.
بسياري از خانمها گلهدارند که شوهرشان در بيان عواطف ضعف دارد و رفتار اشتباه والدين باعث اين رفتار شده است. اگر ما نتوانيم حس منفي يا مثبت درون را بروز دهيم و منطقي آن را کنترل کنيم، دچار اختلال انطباقي و ديگر مشکلات روانپزشکي ميشويم. اين احساسات منفي باعث خشم و نگراني در وجودمان ميشوند و ما را از ديگران جدا خواهند کرد.
بايد به بچههاي خود ياد بدهيم مودبانه و با رعايت حقوق ديگران و رعايت اخلاقيات، از همان کودکي احساسات خود را بيان کنند. بچهها در همه سنين نياز دارند مورد محبت و ارتباط فيزيکي مانند در آغوشکشيدن و بوسيدن قرار گيرند. آنها وقتي بزرگتر ميشوند، حتي ميتوانند در فعاليتهاي مختلف با شما مشاركت داشته باشد. مثلا برنامهريزي يک سفر يا زمان مناسب براي اسبابکشي خانه را بهتر ميتوانيد با فرزند 15 ساله خود مطرح کنيد تا کودک 5 ساله.
به آقا شهاب! توصيه ميکنم با پدر و مادرت بسيار منطقي و با استدلال و ادب صحبت کني.ميتواني به آنها بگويي: «من ميدانم که شما مرا هم به اندازه خواهر کوچولويم دوست داريد اما دلم ميخواهد و نياز دارم گاهي همانند کودکي شما را در آغوش بگيرم و ببوسم. دوست دارم وقت بيشتري را در کنار شما باشم و درباره مسايل مختلف با هم صحبت کنيم. احتياج دارم نگراني، خوشحالي و روابطم با دوستان و جريانات مدرسه را با شما در ميان بگذارم.»
قطعا با اين صحبتها، والدين شما برايتان وقت خواهند گذاشت و به احساس شما پاسخ ميدهند. خيلي خوب است که عقيده داريد پدر و مادر بهترين مشاور شما و لايق ارزشگذاري و ستودن هستند.
پرسشپرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: آيا ماساژ پوست براي شادابي و جوان ماندن آن مفيد است و به تقويت عضلات صورت کمک ميکند؟ 2200***0918
پرسش دوم: براي کنترل منافذ باز پوست، چه اقدامي بايد انجام داد؟ آيا در معرض آفتاببودن آن را تشديد ميکند؟ ميگويند اگر آب گوجهفرنگي و عسل روي پوست بماليم، مفيد است. آيا اين کار صحيح است؟ 2350***0912
پاسخدکتر حسين طباطباييمتخصص پوست و مو استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند. پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر حسين طباطبايي
متخصص پوست و مو
پاسخ اول: مالش دادن و ماساژ، ورزشي غيرفعال است (نه فعال) و براي ايجاد احساس آرامش لحظهاي مفيد است ولي تاثيري در شادابي و جوان ماندن پوست ندارد اما انقباض و انبساط عضلات صورت بهوسيله خود شخص تا حدي عضلات را تقويت ميکند. اشکال اين روش آن است که انقباض و انبساط صورت باعث شکستگي عضلات صورت و چين و چروک عميق عضلاني ميشود بنابراين انجام آن در حد فانتزي و تفريح در سالنهاي آرايش منعي ندارد ولي از نظر علمي، مالش دادن، ماساژ و انقباض و انبساط عضلات صورت صحيح نيست.
پاسخ دوم: منافذ، محل خروج چربي و عرق پوست در پوست هستند. هر چه پوست چربتر باشد، منافذ آن گشادتر است و اين يک خصوصيت ژنتيکي است. شستشوي مداوم پوست با آب سرد و صابون و استفاده از ترکيبهاي کرمهاي رتينوييد که شبها به پوست ماليده ميشود تا حدي منافذ باز پوست را جمع ميکند. آفتاب اثري روي اندازه منافذ ندارد ولي هر عاملي که تعريق را افزايش دهد، مانند گرماي مداوم، آفتاب و برخي غذاها و... باعث گشادشدن موقت منافذ پوست ميشوند. ماليدن آب گوجهفرنگي و عسل يا حتي پوست ميوهها به پوست به علت اينكه ماده اسيدي هستند، تا حدي باعث شفافشدن پوست ميشود ولي اشکال آنها موقتيبودن آنهاست زيرا پس از کمتر از يک ساعت مواد آن جذب ميشود و پوست به حالت عادي برميگردد. مشکل ديگر اين است که پوست بعضي از افراد پس از ماليدن آب ميوهها، حساسيت نشان ميدهد و دچار التهاب و قرمزي و پوستهپوستهشدن در آن ناحيه ميشود. البته تمام مواد مفيد در ميوهها در کرمهاي آرايشي و بهداشتياي كه کارخانههاي معتبر ميسازند به علت داشتن مواد نگهدارنده، مدت زمان طولانيتري در پوست ميمانند و اثر ميکنند.
پرسشپدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهرانپاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پدر معتادي داريم که دوست داريم وي را ترک دهيم اما نميدانيم براي کمک به او چه بايد بکنيم. لطفا ما را راهنمايي کنيد. مجتبي م. از تهران
پاسخدكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند. لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند. توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد. خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دكتر محمدعلي حريرچياندرمانگر اعتياد
درمانگر اعتياد
خانواده?ها بايد بدانند که ميتوانند در ترغيب فرد معتاد براي تغيير عادت و سبک و روش زندگي خود نقش موثري داشته باشند و آنها بايد روح تازهاي را به زندگي فرد معتاد بدمند.
لازم نيست او را ترغيب كنيد ناگهان تغييراتي در زندگياش ايجاد كند يا اقدامهاي پيچيده و دشواري انجام دهد بلکه بهترين راه?حل اين است که ابتدا اهداف سهلالوصول و آسانتري را براي او معين کنيد تا وي آن راه حل را انتخاب كند. به عنوان مثال تغييرات ظاهري ميتواند نقطه شروع مناسبي باشد.
تشويق او براي رسيدگي به ظاهر، آراستگي و تميزي لباسها به نحوي که از شلختگي و بيحوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاهکردن ناخنها، اصلاح صورت و از اين قبيل كارها كه روحيه وي را از کسالت دور خواهند کرد، از جمله اين اقدامهاست. شايد ديدار بزرگترها و جمعشدن خانواده دور هم، انگيزه ايجاد چنين تغييراتي را فراهم كند.
توجه داشته باشيد که هرچه پيوندهاي معنوي در تار و پود خانواده گسترشيافتهتر و اخلاقيبودن رفتارها ملموستر باشد، فرصتهاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار فرد معتاد قرارميگيرد. اين امر مستلزم وقتگذاشتن و با همبودن است.
همچنين خانواده ميتواند راهكارهاي جديدي براي در کنار همبودن امتحان كند. ميتوانيد فعاليتهايي ترتيب دهيد که همگي اعضاي خانواده در آن درگير شوند و از در کنار همبودن لذت ببرند؛ مثلا همگي با هم براي تغيير دكوراسيون فصل سرد در خانه و سرزدن به بزرگترها دور هم جمع شويد.
خانواده ميتواند فرصت دوستيهاي جديدي را براي فرد معتاد خلق کند و يا او را در موقعيتهاي مناسب به تجديد رابطه با دوستان قديميکه مصرفکننده نيستند، ترغيب کرده و با تقويت اعتمادبهنفس او، اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد، از بين ببرند. نكته اينجاست كه براي شخص درحال ترک اعتياد هرگونه ارتباط با افراد مصرفکننده يا دوستاني كه يادآور آن دوران هستند، وسوسهگر و دردسرساز است. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر فاصله بگيرد و حتي فرار کند، برايش مناسبتر خواهد بود. خانوادهها آگاه باشند براي پيشگيري از اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم يا نصيحتهاي خشک و خالي چندان موثر نميافتند اما ارشاد مهربانانه همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي، در گفتوگو با فرد معتاد و کمک به درک واقعي خطري که در اين ارتباطات او را تهديد ميکند، کارساز خواهد بود.
پرسشافرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
افرادي که در خانوادهشان يک بيمار مبتلا به اسکيزوفرني دارند چه کارهايي ميتوانند براي او انجام دهند؟ 0965***0916
پاسخدکتر فربد فداييروانپزشکدانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشيخانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر فربد فدايي
روانپزشک
دانشيار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
خانواده بيمار اسکيزوفرنيک خيلي کارها را ميتواند براي بهبود او انجام دهد. مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متاسفانه خيلي از خانوادهها وجود بيماري رواني را در فرزند، همسر يا والدين خود انکار ميکنند. براي نمونه ميگويند: «پسر ما بيمار نيست بلکه کارهايي که ميکند دست خودش است و اگر بخواهد ميتواند جور ديگري رفتار کند.»
اما خانواده نميدانند که بيمار بيش از همه از وضعيت خويش رنج ميبرد اما بدون کمک روانپزشک قادر به تغيير رفتار خود نيست و توقع بيجاي بستگان بر مشکل او ميافزايد. دومين وظيفه خانواده، حفظ آرامش در محيط خانه و پرهيز از خردهگيريها و سرزنشهاي ناموجه نسبت به بيمار است. براي نمونه، سرزنش يک دختر جوان مبتلا به اسکيزوفرنيا که «چرا نمرههايت مانند گذشته درخشان نيست»، باعث افزايش ديد منفي او نسبت به خود و احساس بيارزشي در وي ميشود و رنج او را بيشتر ميکند. انتقاد از يک بيمار اسکيزوفرنيک که «چرا در کنکور دانشگاه قبول نميشوي؟» يا «چرا به دنبال يک کار پردرآمد نميروي؟» بر پريشاني او ميافزايد. سومين وظيفه افراد خانواده، همکاري در درمان بيمار است، چه درمانهاي دارويي و چه درمانهاي روانياجتماعي. براي نمونه بايد مراقب مصرف دارو توسط بيمار باشند و از اظهارنظرهاي نامربوط به دارو و درمان او که شبيه «دوستي خاله خرسه» است، بپرهيزند.
براي نمونه «اگر دارو نخوري بهتر است!» يا «تو که حالت خوب شده است چرا به مصرف دارو ادامه ميدهي؟» يا «مصرف دارو خطرناک است، همسايه ما که داروي اعصاب ميخورد چند وقت پيش يک ماشين به او زد و مرد!» اعضاي خانواده بايد بدانند تجويز، کاهش يا قطع داروي اعصاب فقط در صلاحيت روانپزشک است. چه بسيار خانوادهها که با توصيههاي نابهجا باعث طولانيشدن بيماري يا تشديد يا عوارض برگشتناپذير بيماري مانند خودکشي بيمارشان شدهاند.
گاهي خانواده بيمار اسکيزوفرنيک که پس از قطع سرخود داروها با برگشت نشانههاي بيماري روبهرو شدهاند و به مطب مراجعه ميکنند، ميگويند «ما نميخواستيم داروي بيمارمان را قطع کنيم اما زماني که او را براي دررفتگي مچ پايش نزد دکتر ارتوپد برده بوديم دکتر وقتي متوجه شد داروي اعصاب ميخورد به او گفت به جاي دارو خوردن بهتر است ورزش کني تا اعصابت قوي شود، بيمار ما هم ديگر دارو نخورد تا حالش بد شد.»
البته من نميتوانم صحت گفتههاي خانوادههاي بيماران را که متاسفانه مکرر هم ميشنوم تاييد کنم زيرا قاعدتا پزشکان تخصصهاي ديگر هم لااقل آن اندازه دوره بيماريهاي رواني را گذراندهاند که چنين توصيههاي خطرناکي به عمل نياورند. به هر حال اگر هم پزشک خارج از محدوده تخصصي خود چنين اظهارنظري کرد بهتر است بيمار و خانواده او پرسشهاي خود را با روانپزشک معالج مطرح کنند. چهارمين وظيفه خانواده آن است که با نوع بيماري و نشانههاي بيماري مريضشان آشنا باشند و وضعيت او را هميشه زيرنظر بگيرند و در صورت برگشت نشانهها بيدرنگ با پزشک تماس بگيرند. سرانجام توصيه عملي براي خانوادههايي که بيمار اسکيزوفرنيک دارند اين است که با شناسايي يکديگر در محله خود گروههاي خودياري تشکيل دهند تا با استفاده از تجربهها و امکانات يکديگر بتوانند در توانبخشي بيماران خود نقش مثبت و سازندهاي ايفا کنند. انجمن حمايت از بيماران اسکيزوفرنيک ميتواند در اين مورد به بيماران و خانوادههاي آنان راهنمايي و مشاوره ارائه دهد.
پرسشپرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.4067***0912پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟7023***0918پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: خواهري دارم كه در استفاده از شويندهها زيادهروي ميكند و اين كار باعث شده تا خطها و روزنههاي كل دستش باز شود، طوري كه با دستزدن به هر چيز، حتي وقتي از كرم استفاده ميكند، پس از يک روز دستش پوسته پوسته ميشود. ميخواستم خواهش كنم ايشان را براي حل اين مشكل راهنمايي كنيد.
4067***0912
پرسش دوم: براي از بينبردن قرمزي جاي جوشهاي صورت چه كنيم؟
7023***0918
پرسش سوم: زني33 ساله هستم. از 3 سال قبل و بعد از زايمان دوم پلك چشمهايم به شدت چروكشده، دور چشمانم نيز ژنتيكي تيره است. به متخصص پوست نيز مراجعه و دارو هم مصرف كردهام اما درمان نشدهام. لطفا بگوييد براي خلاصي از اين مشکل چه بايد بكنم؟ 1132***0911
پاسخدکتر پروين منصوريمتخصص پوست و مواستاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر پروين منصوري
استاد گروه پوست دانشگاه علوم پزشکي تهران
پاسخ اول: ساختمان پوست خواهر شما به علت شستشوي زياد و استفاده از آب، دچار اختلال شده و سد پوستيشان آسيبديده است. تنها راه اين است که شستشوي مکرر بهخصوص با آب را محدود کنند زيرا برخلاف تصور همه، آب خود محرکترين ماده است.
همچنين بايد مرتب کرمهاي مرطوبکننده بهخصوص وازلين طبيعي که براي بچهها استفاده ميشود، به دستهاي خود بمالند زيرا ميتواند پوشش خوبي باشد. همچنين از صابونهايي استفاده کنند که pH خنثي دارند و مواد اسيدي و قليايي در آنها وجود نداشته نباشد. به نظر ميرسد با رعايت اين نكات و محافظت از پوست، به مرور مشکل ايشان حل شود اما چنانچه پوستشان خارش و قرمزي هم دارد، بايد حتما به متخصص پوست مراجعه کنند و تحتدرمان حساسيت و اگزما نيز قرار بگيرند.
پاسخ دوم: قرمزي جاي جوش را ميتوان با کمک ليزرهاي خاصي که براي اين منظور وجود دارد، کاهش داد يا از بين برد. نکته حائز اهميت مراجعه زودهنگام به متخصص است زيرا تا زماني که جاي جوشها قرمز است، ميتوان آنها را با ليزرهاي بيخطر که صدمهاي به پوست نميزنند از بين برد اما وقتي به مرور زمان جاي جوشها کهنه و عميق ميشوند، درمان آنها هم سختتر خواهد شد.
پاسخ سوم: چروک پوست مربوط به عامل ژنتيک، عوامل محيطي و ساختمان پوست فرد است. کرمها هرگز نميتوانند اين چروکها را از بين ببرند و فقط مقداري آنها را مرمت و از تشديد آنها پيشگيري ميکنند بنابراين اگر چروکهاي پوستتان شديد است و به درمانهاي دارويي جواب نداده، بايد حتما به يک متخصص پوست مراجعه کنيد تا شيارهاي عميق دور چشم را در صورت صلاحديد، با تزريق بوتاکس ترميم كنند. چين و چروک ريز را هم ميتوان با ليزر يا تزريق ژل از بين برد.
البته ژلهاي دور چشم بايد خيلي دقيق انتخاب شوند زيرا هر ژلي را نميتوان به دور چشم تزريق کرد. شما بايد مايعات زياد بنوشيد، خستگي و کمخوابي نداشته باشيد و مرتب از کرم دور چشم مناسب استفاده کنيد تا رطوبت دور چشم حفظ شود و چروکهاي اين ناحيه تشديد نشوند.
پرسشپرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.2221***0913پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: اگر فردي يک بار تجربه دفع سنگکليه داشته باشد چقدر امکان دارد دوباره به آن مبتلا شود؟ 2609***0936
پرسش دوم: لطفا بنويسيد چه کساني بيشتر به سنگکليه مبتلا ميشوند و چه عواملي در ايجاد سنگکليه تاثير دارند. پدرم کليههاي سنگسازي دارد و دائم نگران اين هستم که نکند من هم به اين عارضه مبتلا شوم. لطفا مرا راهنمايي کنيد.
2221***0913
پاسخدکتر سيمين وحيديجراح متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرارپاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است. پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر سيمين وحيدي
جراح
متخصص بيماريهاي کليه و مجاري ادرار
پاسخ اول: اگر فردي تجربه دفع سنگ داشته باشد و آن را درمان نکند، تا 5 سال آينده 50 درصد امکان دارد دوباره سنگ دفع کند، بنابراين توجه و دقت به اينکه آيا کليهها سنگساز است يا خير، بسيار مهم است.
پاسخ دوم: بايد بدانيد فقط 5 درصد علل سنگسازي ژنتيکي است و 95 درصد ديگر مربوط به عوامل محيطي، رژيمغذايي و فعاليت جسمي ميشود بنابراين هر فردي ميتواند سنگسازي را در خود کنترل کند. ضمن اينکه ميتوان 5 درصدي را که عوامل ژنتيکي در آن دخيل است، با بهبود عوامل محيطي و تغذيه کنترل کرد. سنگسازي در مناطق مختلف دنيا و کشور شيوع متفاوتي دارد؛ در مناطق حاره و گرم مانند مناطق جنوبي کشور ما سنگسازي بيشتر و در مناطقي مانند شمال کشورمان، کمتر است و اين امر به رژيمغذايي ساکنان اين مناطق نيز ربط دارد. رژيمغذايي مناطق شمالي کشور بيشتر ميوه، سبزي و ماهي است. شماليها بيشتر شنا ميکنند و فعاليت جسمي مانند کارهاي کشاورزي و شاليکاري دارند در حالي که در جنوب کشور گرماي هوا و تابش آفتاب زياد و ميزان بارش کم، مصرف مايعات و ميوه بسيار پايين و رژيم غذايي معمولا شامل گوشت و برنج است، بنابراين جنوبيها براي سنگسازي مستعدتر هستند. براي پيشگيري از ابتلا به سنگکليه بايد چند اصل کلي را رعايت کنيد؛ اولين نکته مصرف کلسيم است. حدود 20 سال است که ثابت شده مصرف کلسيم نهتنها در سنگسازي موثر نيست بلکه براي پيشگيري از اين عارضه، مفيد هم هست، بنابراين حتي افرادي که کليه سنگساز دارند بايد حداقل روزي 3 ليوان شير بنوشند. به اين ترتيب جلوي پوکياستخوان گرفته و سنگسازي کنترلميشود. مصرف نمک بايد تا جايي که امکان دارد، محدود شود. سعي کنيد نمکدان سر سفره نگذاريد و غذاهايي مانند چلوکباب يا غذاهايي را که نمک زيادي دارند، همراه پياز بخوريد. پياز، پتاسيم زيادي دارد و تا حدودي به تعديل نمک موادغذايي کمک ميکند و سنگسازي را هم کاهش ميدهد. نکته سوم، مصرف پروتئين يا گوشت است. مصرف پروتئين بايد محدود باشد نه ممنوع و بهتر است نوع آن را تغيير دهيد. گوشتهاي قرمز مانند گوشت گوسفند يا گاو از گوشتهايي هستند که نمک زيادي دارند. مصرف گوشت قرمز باعث ميشود به جز پروتئين، موادي مانند کلسيم و اسيد اوريک هم وارد خون و درنهايت ادرار شوند و شرايط را براي سنگسازي مساعدکنند. توصيه ميکنم در درجه اول از گوشتهاي سفيد شامل گوشت ماهي و ميگو و از گوشت مرغ در درجه دوم استفاده کنيد. ضمن اينکه گوشتهاي سفيد مواد نگهدارندهاي دارند که از سنگسازي جلوگيري ميکنند. برخي بر اين باورند که در مناطقي که املاح آب بالاست، سنگسازي در کليهها شيوع بالاتري دارد در حالي که بررسيها و تحقيقاتي که ساليان طولاني در مناطق مختلف انجام شده است، نشان ميدهد نوع آب به تنهايي تاثيري در سنگسازي ندارد. اتفاقا املاحي که در آب وجود دارد ميتواند در مواردي مانع سنگسازي شود. گاهي همين املاح جذب بدن ميشوند و نيازهاي بدن را تامين ميکنند. آنچه مهم است، حجم آبمصرفي است و ادرار بايد رنگي روشن داشته باشد. نکته مهم ديگر، مصرف همزمان ميوههاي آبدار و نوشيدن آب است. خوب است بدانيد ميوهها ذخيرههاي بهتري براي آب هستند و تا زماني که فيبر ميوه از بدن دفع نشده است، ميتوانند در بدن آب آزاد کنند در حالي که آب فقط 1 تا 2 ساعت پس از نوشيدن از بدن دفع ميشود. مصرف موادغذايي ديگر مانند سوپها هم ميتوانند آب لازم را به بدن برسانند و از سنگسازي پيشگيري کنند.
پرسشپرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919پاسخدکتر سيدعلي کشاورزمتخصص تغذيه استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش: نزديک به 40 سال دارم. با خوردن شير دچار نفخ ميشوم و با مصرف قرص کلسيم نيز کليهدرد ميگيرم. لطفا راهنمايي کنيد که کمبود کلسيم بدنم را چطور جبران کنم؟ 2726***0919
دکتر سيدعلي کشاورز
متخصص تغذيه
پاسخ: شما ميتوانيد براي جبران کلسيم مورد نياز بدن به جاي شير از ماست، پنير يا شير بدون لاکتوز استفاده کنيد يا با هر ليوان شيري که ميخوريد، يک قرص لاکتيز (آنزيميکه بدن توليد ميکند و براي شکستن لاکتوز موجود در محصولات لبني در سيستم گوارش ضروري است) مصرف کنيد.
پرسشلطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است. شهيدي از تهرانپاسخدکتر فرهاد فراهانيروانشناس عضو هيات علمي دانشگاه آزاد حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد. پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
لطفا راهحلي پيشنهاد كنيد تا وقتي در اين ترافيکهاي سنگين قرار ميگيريم اعصابمان به هم نريزد. به نظرم اين مشکل روي اعصاب و روان همه اثر گذاشته و اثر آن به طور غيرمستقيم خانوادهها را درگير کرده است.
شهيدي از تهران
دکتر فرهاد فراهاني
روانشناس
عضو هيات علمي دانشگاه آزاد
حق با شماست. وقتي يک فرد بيش از نيم ساعت در ترافيک ميماند، از نظر رواني بسيار حساس ميشود و با کوچکترين مشکلي ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و باعث درگيري يا حتي تصادف شود. ترافيک شهرهاي بزرگ صدمههاي رواني زيادي هم به راننده و هم به سرنشينان اتومبيلها ميزند. راننده به دليل اينکه دايم با پدال کلاج، ترمز و گاز بازي ميکند، دچار فشار زيادي در زانو و کمر ميشود و همين فشارهاي فيزيکي، زمينهساز ناراحتيهاي عصبي، پرخاشگري و تنشهاي روحي و رواني خواهند شد. توقف طولانيمدت در خيابانها ميان ديگر ماشينها، صداي بوق ممتد و انواع آلودگيهاي صوتي، آلودگي هوا، سرما و گرما و... دايره تحمل رواني فرد را كم و كمتر و او را بهراحتي آماده درگيري و تنش ميكند. نتايج تحقيقات نشان ميدهد فشار و استرس ناشي از ترافيک يکي از عوامل مهم سکته مغزي در ايران است. بسياري از افراد نميدانند بايد فشارهاي عصبي و رواني را به گونهاي تخليه کنند و به همين دليل آنها را درون خود نگه ميدارند و در يک لحظه بر اثر اين فشار، به مويرگ آسيب ميرسد و سکته ايجاد ميشود.
مسلما ما فعلا قادر نيستيم معضل ترافيک را حل کنيم اما ميتوانيم کاري کنيم که برايمان قابلتحملتر باشد. نکته مهم اين است که در چه موقعيت مکاني و زماني در ترافيک ماندهايم. فرض کنيد در تابستان با گرماي طاقتفرسا و آلودگي هوا و آلودگي صوتي، در ترافيك ماندهايد و اعصابتان به هم ريخته است. در اين شرايط بايد پيش از هر چيز خونسردي خود را حفظ كنيد، شيشهها را بالا ببريد و کولر را روشن كنيد و اين نکته را به ياد بياوريد که همه اطرافيانتان شرايطي مشابه شما دارند. براي آرامش بيشتر هم ميتوان به موسيقي موردعلاقه خود گوش داد که ترجيحا اين موسيقي بايد از نوع آرامشبخش و به اصطلاح لايت باشد. اگر در ماشين سرنشيناني هم حضور داشته باشند، شرايط بهتر ميشود زيرا ميتوانيد با آنها در مورد علايق و موضوعات جالب و خاطرات خوبشان حرف بزنيد و متوجه گذر زمان نشويد اما در فصل زمستان، ديگر مشكل گرماي هوا هم وجود ندارد و در حقيقت از گرمازدگي و کلافگي ناشي از گرما در امان هستيد. اگر هوا خيلي سرد بود، ميتوانيد بخاري ماشين را روشن كنيد و با گوشدادن به موسيقي يا برنامه راديويي دلخواه، تا حدي به آرامش برسيد. گاهي تجمع عابران پياده، يکي از دلايل مهم ايجاد ترافيک است و ما ميتوانيم با سوارکردن اين هموطنان، ضمن کمک به آنها، در طول مسير از مصاحبتشان استفاده كنيم و سرگرم شويم. بسياري از روانشناسان معتقدند در شرايطي که فشار رواني بر ما حکمفرماست بايد به اتفاقها و آرزوهاي خوب زندگي فکر کنيم. متاسفانه بسياري از ما بوق زدن مداوم را چاره باز شدن گره ترافيک ميدانيم و همين موضوع باعث تنش عصبي ميشود. توصيه ميکنم وقتي خيلي کلافهايد، چند نفس عميق بکشيد و با پيگيري اخبار ترافيک به دنبال راههاي کمترافيکتر باشيد.
پرسشمادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهرانپاسخدکتر مهشيد فروغانمتخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشياگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
مادرم 67 ساله است و دايم خاطرات گذشته را بهخصوص سختيها و مشکلاتي که داشته، مرور ميکند و مدام به ما ميگويد شما نميفهميد سختي و غم چيست. ما خيلي رنج کشيديم ولي شما با اين همه امکانات زندگي ماشيني خوش هستيد و از اين صحبتها. مشکل اينجاست که توقع دارد ما دايم پاي صحبتش بنشينيم و تحقيرمان کند. بسيار سرسختي ميکنند و حق نداريم نام روانپزشک را نزد ايشان بياوريم. لطفا براي برخورد با ايشان راهنماييمان کنيد. خدابخشي از تهران
دکتر مهشيد فروغان
متخصص روانپزشکي سالمندان، عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
اگر مادر شما در گذشته سير ميکند و بهخصوص با مرور سختيهاي دوران جواني اشتغال ذهني براي خود ميآفريند و احساس ناخوشايندي دارد به اين دليل است که فکر ميکند کاش استفاده بهتري از زندگياش کرده بود. او قصد تحقير ندارد بلکه به هم صحبت و همدل نياز دارد که با او در اين دريغ خوردن سهيم شود. او در وجود شما و ديگر اعضاي خانواده، کسي را ميجويد که به او اطمينان دهد رنجهايش بيحاصل نبوده و زندگياش را به بطالت هدر نداده و افرادي هستند که قدرشناس اين زحمات باشند. افرادي چون مادر شما که بيشتر به گذشته فکر ميکنند تا حال يا آينده، ممکن است به افسردگي دچار و به پزشک و دارو نياز داشته باشند. اگر مادرتان نميپذيرد به روانپزشک مراجعه کند با پزشک داخلي او مشورت کنيد و از او بخواهيد در صورتي که صلاح ميبيند، شخصا براي ارزيابي رواني و درمان اقدام کند.
پرسشآيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918پاسخدکتر محمدجواد ناظميمتخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهرانمانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
آيا انجام مانيکور و پديکور براي ناخنها لازم است و بايد چه جايي انجامشان داد؟ 0223***0918
دکتر محمدجواد ناظمي
متخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علومپزشکي تهران
مانيکور به معناي مرتبکردن ناخنهاي دست و رسيدگي به زيبايي دست و ناخنهاست و پديکور به معناي مراقبت و تامين سلامت و زيبايي پاها و ناخنهاي آن است. بعضي از مردم به جاي آنکه خودشان به سلامت دست و پا توجه کنند و در کوتاه?کردن ناخنها و نظافت و زيبايي آن بکوشند، اين کار را به عهده افرادي ميگذارند که تبحري در آن ندارند و به ناخنها آسيب ميرسانند. اينکه ناخن?ها مرتب باشند و گوشه آنها پوستهپوسته نباشد، خوب و پسنديده است اما اينکه كسي با سوهان کشيدن غيراصولي به جان ناخن بيفتد و به کوتيکول آنها آسيب برساند يا با برداشتن کوتيکول احتمال ايجاد عفونت و قارچ را بالا ببرد، قابلتامل است.
انجام اين دستکاريها و سايش سطح پوست يا ناخن با استفاده از برسهاي زبر يا سايندهها، براي افرادي که به بيماري ديابت مبتلا هستند، ممنوع است. چه بسيارند افرادي که با مراقبتنكردن از خود و رعايت نکردن اصول سادهاي در گرفتن ناخنها، انگشتان دست يا پاي خود را زخم ميکنند و چون مبتلا به ديابت هستند و قندخون بالا، ترميم زخمها را به تعويق مياندازد، همين زخمهاي کوچک عفونت ميكنند و منشا دردسرهاي بزرگ ميشوند، بنابراين مبتلايان به ديابت بايد از اين کار صرفنظر و فقط به كوتاهکردن ناخنها اکتفا کنند. آنها بايد ناخنهاي پا را طوري بگيرند و کوتاه کنند که کنارههاي آن وارد گوشت نشود و حتما پاهايشان را با کرم و مرطوبکننده يا وازلين چرب و از دمپايي استفاده کنند. ديگر افراد هم بهتر است براي انجام مانيکور و پديکور به مراكزي مراجعه کنند که در آنها بهداشت کاملا رعايت و از وسايل بهداشتي استفاده ميشود.
پرسشپرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915پاسخدکتر فرهاد حاج شيخ الاسلاميمتخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيپاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: آيا کساني که به روماتيسم مبتلا هستند و در عين حال مشکل تنفسي(آسم) دارند، ميتوانند قلبشان را جراحي کنند؟ احتمال موفقيت عمل چقدراست؟ 7460***0939
پرسش دوم: لطفا در مورد شل بودن دريچه قلب توضيح دهيد. 9122***0911
پرسش سوم: 23سالهام. در دوران بارداري مبتلا به فشارخون بالا بدون پروتئين ادرار بودم. بعد از زايمان مشكلم حل نشد. پزشك براي مدت كوتاهي،قرص متورال، ورزش و حذف نمك از رژيم غذايي را توصيه كرد ولي بعد از يك سال از زايمان، مشكل سردرد و سرگيجه ناشي از افزايش فشار دارم. پدر و مادرم نيز مشكل فشارخون دارند. لطفا راهنماييام كنيد. 7097***0915
دکتر فرهاد حاج شيخ الاسلامي
متخصص قلب و عروق، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي
پاسخ اول: در صورتي که مشکل تنفس شما بهوسيله پزشک متخصص ريه کنترل شده باشد، مشکلي نخواهد بود. در ضمن ريسک جراحي دريچه در کشور ما کمتر از 4 درصد است يعني احتمال موفقيت 96 درصد خواهد بود بنابراين جاي نگراني وجود ندارد.
پاسخ دوم: در افتادگي يا شل?شدگي دريچه ميترال يا همان «پرولاپس دريچه ميترال»، معمولا ساختار دروني دريچه نرمتر از معمول و گاهي با تپش قلب و دردهاي قلبي خفيف همراه است. اين مشکل در انواع خفيف نسبتا شايع است و به هيچوجه خطري براي زندگي محسوب نميشود بهطوريکه اغلب مبتلايان طبيعي محسوب ميشوند و نيازي به اقدامهاي درماني ندارند. فقط در موارد نادر ممکن است اين بيماري منجر به نارسايي دريچه و عوارض قلبي شود.
پاسخ سوم: فشار خون در بارداري ميتواند ناشي از مسموميت بارداري باشد که در اين صورت معمولا با دفع پروتئين همراه است و در اغلب موارد حداکثر تا 6ماه بعد از ختم بارداري تخفيف مييابد، ولي در مورد شما اين افزايش فشار خون «به شرط طبيعي بودن نتايج آزمايشگاهي ديگر» ارثي بوده كه در جريان بارداري خود را نشان داده است. با اين شرح حال بايد برنامه رژيم غذايي مناسب، کنترل وزن و انجام ورزش حداقل 150 دقيقه در هفته را همراه با درمان مناسب دارويي تجويز شده بدون وفقه ادامه دهيد. زيرا فشار خون بيماري مزمني محسوب ميشود و پيگيري و درمان مادامالعمر لازم دارد.
پرسشآيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919پاسخدکتر پرويز مظاهريروانپزشک دبير علمي انجمن روانپزشکي ايراننه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
آيا افسردگي به نوعي خشم وارونه است يعني من خشمگين هستم و چون نميتوانم بروز دهم افسرده ميشوم؟ 2946***0919
دکتر پرويز مظاهري
دبير علمي انجمن روانپزشکي ايران
نه، من نميتوانم اين تعبير را بپذيرم. البته افراد افسرده خشمگين هم ميشوند. شايد منظور شما اين باشد که افرادي که عصباني ميشوند به جاي آنکه پرخاش کنند و خشمشان را بيرون بريزند خودخوري ميکنند و ناکاميها را در خودشان ميريزند. اين افراد بيشتر دچار افسردگي ميشوند. اگر منظورتان اين باشد، درست است ولي اگر منظوري غير از اين داشتهايد اشتباه است و ما چيزي به نام خشموارونه نداريم.
پرسشالتهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
التهاب لثه در دوران بارداري از چه زماني شروع ميشود و آيا پس از زايمان خود به خود بهبود مييابد يا به درمان نياز دارد؟ 3478***0912
پاسخدکتر مريم سقازادهمتخصص بيماريها و جراحي لثهاستاديار دانشگاه علوم پزشکي تهران اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر مريم سقازاده
متخصص بيماريها و جراحي لثه
اين عارضه لزوما در تمام زنان باردار ايجاد نميشود. گزارشهاي مختلف، شيوع التهاب لثه بارداري را در 50 تا 100درصد زنان باردار اعلام كردهاند اما بايد گفت با رعايت كامل بهداشت دهان، قابل پيشگيري است. معمولا التهاب لثه در دوره بارداري، در ماه دوم يا سوم شروع ميشود، تا ماه هشتم افزايش مييابد و در ماه نهم مقداري كمتر ميشود. تناسب بين ميزان رسوبات ميكروبي موجود در دهان و شدت التهاب لثه تا 2 ماه بعد از زايمان، به وضعيت قبل از بارداري مربوط است. البته اگر در دوران بارداري به دليل وجود حالت تهوع، زن باردار از مسواك و نخدندان كمتر از دوران قبل از بارداري خود استفاده كرده باشد، ميزان جرم و ديگر رسوبات ميكروبي در دهانش بيشتر از مقدار قبل از بارداري ميشود. در نتيجه شدت التهاب لثه 2 ماه بعد از زايمان بيشتر از دوره قبل از بارداري خواهد بود. بعد از زايمان نيز تا وقتي كه رسوبات ميكروبي شامل جرم و پلاك ميكروبي در دهان وجود داشته باشد، لثه خودبهخود سلامت خود را به دست نميآورد و لازم است كه عمل جرمگيري و تميزكردن كامل دهان انجام شود. علايم التهاب لثه در دوران بارداري نيز مانند هر زمان ديگري شامل قرمزي، تورم و بزرگشدن لثه (افزايش حجم لثه) است. لثه با تحريكات بسيار مختصر مانند گاززدن ميوهها، جويدن غذا يا مسواكزدن خونريزي ميكند. اگر بيماري لثه و ازبينرفتن استخوان اطراف دندانها از قبل هم وجود داشته باشد، ممكن است علايم ذكر شده همراه با لقي دندانها و ايجاد فاصله بين آنها، در دوران بارداري شديدتر شود. پس از بارداري، التهاب لثه شدت پيدا کرده و زن باردار به اشتباه فكر ميكند اين تغييرات به علت بارداري ايجاد شده است. التهاب لثه به علت رسوبات ميكروبي به وجود ميآيد، پس اگر قبل از بارداري بهداشت دهان برقرار شود، يعني در صورت نياز به جرمگيري و درمان لثه، اين درمانها انجام شود يا تميزكردن دهان با مسواك و نخدندان، بهطور مرتب و روزانه انجام شود، ديگر نبايد نگران اين مشكل بود.
پرسشپرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917 پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: آيا ميتوان از نمک حاشيه درياچه اروميه به عنوان نمک طعام استفاده کرد؟ 186****0916
پرسش دوم: سوالي از كارشناسان دارم ضرر نخوردن ميوه و سبزي بيشتر است يا خوردن آن با آن همه سمي كه در آنها وجود دارد؟ 130***0917
پرسش سوم: آيا مصرف قند، شكر، نوشابه، آدامس و سوهان قم و... كه روي بستههايشان نوشته شده (بدون قند) مشكلي ندارد؟ 036***0937
پاسخدکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهانپاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود. پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد. پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر رضا غياثوندمتخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهان
متخصص تغذيه و رژيم درماني، مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي اصفهان
پاسخ اول: با توجه به اينکه اين نوع نمک تصفيه نشده و حاوي املاح بسيار زيادي است و درجه آلودگي آب اين درياچه معلوم نيست و ممکن است حاوي برخي سموم نيز باشد، بهتر است به عنوان نمك طعام استفاده نشود.
پاسخ دوم: معمولا در شهرهاي بزرگ با توجه به اينكه آب مورد نياز براي آبياري محصولات كشاورزي در معرض پسآب كارخانهها و... است و آلودگي بيشتري دارد، مسلما ميوه و سبزيهايي كه با آن آبياري ميشوند، احتمال ناسالمبودنشان بيشتر است اما در شهرهاي كوچك شدت آلودگي ميوه و سبزيهايي كه با آب قنات يا رودخانهها آبياري ميشوند، كمتر است و درنتيجه آلودگي كمتري دارند. ميوه، سبزيها و صيفيجات تازه از مهمترين گروه مواد غذايي و داراي انواع مواد مغذي، ويتامينها و املاح هستند و بخش قابل توجهي از آهن، منيزيم و پتاسيم مورد نياز بدن را تامين ميكنند. به همين دليل بايد در برنامه غذايي گنجانده شوند. حذف يا كاهش مصرف آنها باعث كاهش دريافت مواد مغذي ميشود و در نتيجه در معرض خطر كمبود مواد مغذي و عوارض آن قرار ميگيريد. با مصرف ميوهها ويتامين C، آنتياكسيدانها و تركيبهاي فعال گياهي فلاونوييدها كه با توجه به شيوه زندگي امروزي، بدن نياز فراواني به آنها دارد، تامين ميشود. اين موادمغذي در تحكيم استخوانها، رشد و نمو، عملكرد بيوشيميايي بدن، تقويت سيستم ايمني، بهبود عملكرد سيستم بينايي، تامين پيشساز ويتامين A، پيشگيري از بروز برخي بيماريها، كنترل فشارخون و تعادل آب و الكتروليت نقشي موثر دارند. در ضمن، مصرف ميوهها در كنار سبزيها در عملكرد دستگاه گوارشي نيز تاثيرگذار است و مصرف ناكافيشان باعث بروز مشكلات جدي ميشود بنابراين خوردن انواع ميوه و سبزيها توصيه ميشود.
پاسخ سوم: «گالاکتوز»، «ساخارين»، «گلوکز» و «دکستروز»، «آسپارتام»، «زايليتول» و «استديا» از شيرينكنندههاي مصنوعي هستند که برخي توليدکنندگان محصولات غذايي براي شيرينکردن و طعمدادن به محصولاتشان از آنها استفاده ميكنند. متداولترين قندمصنوعي به كاررفته در تركيبهاي اين محصولات، «آسپارتام» و حاوي اسيد «فنيل آنالين آسپارتيك» است. اگرچه مصرف محصولاتي كه در آنها از شيرينكننده آسپارتام استفاده شده است، براي كساني كه مشكل خاص يا بيماري ندارند، اشكالي ندارد اما مصرف آن براي بيماران مبتلا به فنيل کتونوري (PKU) ممنوع است زيرا بدن اين بيماران به دليل مشكل ژنتيكياي كه دارند، فاقد آنزيمي است كه «فنيل آنالين آسپارتيك» را متابوليزه ميكند. به همين دليل مصرف اين محصولات ميتواند برايشان حكم سم را داشته باشد. البته مصرف بيش از اندازه محصولاتي كه روي آنها عبارت «بدون قند» درج شده در افراد سالم هم ميتواند مشكلاتي مانند ابتلا به اسهال را به وجود بياورد.
پرسشلطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
لطفا درباره سرطان مري هم توضيح بدهيد؛ اين بيماري در چه سني ديده ميشود و علايم آن چيست؟ 3259***0937
پاسخدکتر عباسعلي محرابيانفوق تخصص گوارش و کبدعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتيدر سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر عباسعلي محرابيان
فوق تخصص گوارش و کبد
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي
در سرطان مري، مخاط مري به علل نامعلومي شروع به رشد غيرطبيعي ميکند و سرطاني ميشود. مردم به اشتباه گمان ميکنند اگر زخمهاي گوارشي در طولاني مدت درمان نشوند و باقي بمانند، بدخيم و به سرطان تبديل ميشوند. در حالي که زخمها بهطور ذاتي از نظر پزشکي يا خوشخيم هستند يا بدخيم. يعني زخمي که بدخيم و سرطاني است، از ابتداي تشکيل اين ماهيت را دارد. اين سرطان هم مانند سرطانهاي ديگر علت مشخصي ندارد و معمولا مجموعهاي از علل در ايجاد آن دخالت دارند. البته عوامل جغرافيايي در اين سرطان نقش دارند. ما در ايران با شيوع بالاي سرطان مري روبرو هستيم اما در ناحيه شمال کشور در منطقه ترکمن صحرا، ميزان اين شيوع بسيار بالاتر است و دلايل زيادي مانند کمبود برخي مواد در خاک مثل سلنيوم، نوشيدن چاي داغ، ناس، سيگار، مصرف الکل و برخي کمبودهاي ديگر باعث اين شيوع شده است. کشور ما درست روي کمربند شيوع سرطانهاي مري قرار دارد. اين کمربند از کشور ما گذشته و تا ناحيه چين و آسياي جنوب شرقي ادامه دارد. سرطان معمولا در سنين ميانسالي يا بالاي 50 سالگي ظاهر ميشود و بيشترين علامت آن احساس سختي در بلع غذاست. به اين ترتيب که فرد ابتدا در بلع جامدات مشکل پيدا ميكند ولي با پيشرفت ضايعه و بزرگشدن تومور و تنگشدن راه عبور غذا در ناحيه مري، مايعات را هم به سختي ميتواند ببلعد و در مراحل پيشرفتهتر، حتي ممکن است آب دهانش را هم نتواند قورت بدهد.
با توجه به نوع سرطاني که آن هم بعد از نمونهبرداري و پاتولوژي مشخص ميشود، ميتوانيم اظهارنظر کنيم که اين سلول به شيميدرماني پاسخ ميدهد يا راديوتراپي. سرطان مري معمولا به اشعه درماني (راديوتراپي) خوب پاسخ ميدهد. اگر بيماران به موقع مراجعه کنند، بهطور کامل و قطعي درمان ميشوند اما اگر بيماري که در بلع مشكل دارد، در مراحل پيشرفته مراجعه کند، درمان كامل ممكن نيست و همه اقدامها فقط براي کمک به طولاني کردن عمر بيمار خواهد بود. البته در اين موارد هم بيماران نادري هستند که به صورت قطعي درمان شدهاند.
پرسشپرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871 پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240 پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: با سلام. از آقاي دكتر محمدحسين صالحي سورمقي بپرسيد آيا قرص يا قطرهاي وجود دارد كه تمام ويتامينهاي موجود در چلتوك يا شلتوک در آن وجود داشته باشد؟ 27***093871
پرسش دوم: آيا عرق رازيانه براي درمان تخمدان پليكيستيك موثر است؟ در چه زماني بايد استفاده شود؟ 98***091240
پاسخدكتر محمدحسين صالحي سورمقيمتخصص فارماكوگنوزياستاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است. در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است. پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دكتر محمدحسين صالحي سورمقي
متخصص فارماكوگنوزي
استاد دانشکده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهران
پاسخ اول: امروزه مکملهاي غذايي و دارويي بسيار متنوعي در داروخانهها و فروشگاهها وجود دارد. ترکيب مکملهاي غذايي شامل انواع ويتامينها و مواد معدني، پروتئينهاي مختلف، گياهان و مشتقات گياهي است. مولتيويتامينها هم جزئي از مكملهاي غذايي و داراي انواع املاح و ويتامينها هستند و بيش از 30 تا 40 عدد ويتامين مانند ويتامين B1، B2، B12، E، C، A و... و املاحي مانند كلسيم، پتاسيم، آهن، منگنز، روي و... در تركيب آنها وجود دارد. اگرچه گاهي پزشك مصرف مولتيويتامين را براي بيمار تجويز ميكند اما در بيشتر موارد ميتوان آنها را بدون نسخه از داروخانهها تهيه كرد. مصرف مکملهاي غذايي يا مولتيويتامينها در شرايط خاص و بحراني که بدن نياز بيشتري به آن دارد، به سلامت کمک ميکند اما استفاده بيش از حد از آنها ميتواند مضر باشد و باعث مسموميت ناشي از تجمع اين مواد در بدن شود بنابراين توصيه ميشود آنها را مقطعي، کوتاهمدت و طبق دستور پزشک مصرف كنيد.
پاسخ دوم: دانه رازيانه به علت داشتن فيتواستروژن (استروژن گياهي) براي زناني که مشکلات هورموني دارند يا به سن يائسگي رسيدهاند، ميتواند به صورت پودرشده و به اندازه ? گرم در روز و همراه با آب يا غذا مصرف شود. اما استروژن گياهي در رازيانه بيشتر است ولي در عرق آن، استروژن وجود ندارد. مصرف رازيانه به عنوان مكمل، با غذا توصيه ميشود اما براي رفع اختلالات هورموني يا درمان تخمدان پليكيستيك موثر نيست. «ويتاگنوس» تنها داروي گياهي موثر در درمان بينظمي قاعدگي، قطع قاعدگي، عادت ماهانه مكرر، دردهاي بيشازحد قاعدگي (مشكلات قبل از عادت ماهيانه)، ناباروري، کيستهاي تخمدان، تنبلي تخمدان، مشکلات قبل از قاعدگي، فيبرومهاي رحمي، آکنه (جوش صورت)، شكنندگي مو، خشكي پوست، چاقيهاي هورموني و بهخصوص از بين بردن عوارض ناشي از يائسگي است.
در ايران قطره يا قرص «ويتاگنوس» به عنوان داروي رسمي شناخته شده است و مصرف آن باعث تنظيم هورمونها ميشود. مصرف اين گياه هيچ عارضه جانبي ايجاد نميکند و در دنيا به نام «گياه زنان» شهرت يافته است.
پرسشپرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: آيا معالجه قطعي براي سلوليت اطراف باسن و کنارههاي ران وجود دارد؟ آيا شيوه مزوتراپي برگشت دارد و عوارض آن چيست؟ بدون ذکر نام
پرسش دوم: دختري هستم 22 ساله با 158 سانتيمتر قد و 92 كيلوگرم وزن و استخوانبندي متوسط. از آنجا كه 11 سال است كه چاق هستم و رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است، ميخواهم ليپوليز كنم. لطفا راجع به عوارض و مضرات آن توضيح دهيد. 7157***09399
پاسخدکتر حميد ملکانرادفوقتخصص جراحي پلاستيک و زيباييدانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتشپاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر حميد ملکانراد
فوقتخصص جراحي پلاستيک و زيبايي
دانشيار دانشگاه علوم پزشکي ارتش
پاسخ اول: در سلوليت، پوست به شکل پوست پرتقال درميآيد و در فاصله فرورفتگيها، برجستگي ديده ميشود که به دليل تجمع چربي زير پوست است. باندهاي فيبرو که از سطح پوست به عضلات متصل ميشوند، مانع اتساع پوست ميشوند و فرورفتگي پديد ميآورند. علتهاي گوناگوني مانند ارث، غذا، سيگار کشيدن و... براي اين مشکل ذکر شدهاند ولي درستي هيچکدام به اثبات نرسيده است. بهترين درمان اين است که باندهاي فيبرو را که بهطور عمودي پوست را به عضلات ميچسباند، قطع کنيم و مقداري از چربي زير پوست را به روش ليزر ليپوليز و ليزر ساکشن برداريم تا پوست نماي صافتر و زيباتري پيدا کند ولي بهطور کامل نميتوان سلوليت را از بين برد و معالجه قطعي نداريم. در مزوتراپي، داروهايي روي بافت بهطور موضعي و با مقادير اندک استفاده ميشود و من بعيد ميدانم تاثير داشته باشد ولي عارضه چنداني ندارد.
پاسخ دوم: اگر شاخص توده بدني اين خانم را اندازه بگيريم تقريبا عدد 9/36 به دست ميآيد. ما زماني اقدام به ليپوساكشن ميكنيم كه شاخص توده بدن زير 30 باشد پس قبل از ليپوساكشن لازم است وزنشان به 9/74 كيلوگرم برسد. براي ليپوساكشن ابتدا بايد ليپوليز كنيم و از عوارض آن تجمع مايع زرد در ناحيه، عفونت و سوختن پوست است. گاهي سوال ميشود آيا احتمال آمبولي چربي وجود دارد؟ بايد بگويم گزارشي در مورد آمبولي چربي در مورد ليپوساكشن و ابدومينوپلاستي نداشتيم. آمبولي چربي بيشتر در شكستگي استخوانهاي بلند مانند استخوان ران ديده ميشود و به معناي ورود قطرات ريز چربي داخل خون است و غالبا بدون علامت يا علامت آن به صورت لكههاي خونريزي خيلي ريز در ناحيه گردن و زير بغل است ولي اگر عروق بزرگ مانند مغز و ريه را گرفتار كند علايم بهصورت كاهش سطح هوشياري، ناراحتي تنفسي و كما خود را نشان ميدهد و در موارد شديد هم بيمار فوت ميكند. گفتيد كه رژيمهاي مختلف كارساز نبوده است. من بعيد ميدانم كه بيمار واقعا رژيم غذايي با فعاليت مناسب بدني داشته باشند زيرا با اين موارد اغلب نتايج مطلوبي به دست ميآيد.
پرسشمنظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
منظور از اينکه گفته ميشود قلب گشاد شده چيست؟ پدري دارم که ناراحتي قلبي دارد و پزشکش گفته قلبش گشاد شده است. براي درمان چه بايد بکنيم؟ 1154***0919
پاسخدکتر ارشميدس صنعتيفوقتخصص قلب وعروق استاد دانشگاه علوم پزشکي تهرانقلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر ارشميدس صنعتي
فوقتخصص قلب وعروق
قلب 4 حفره دارد؛ 2 حفره در بالا به نام «دهليز» و 2 حفره در پايين به نام «بطن». قلب را ميتوان به 2 قسمت قلب راست و قلب چپ نيز تقسيم کرد. قلب راست خون کم اکسيژن را به ريهها ميبرد. خون اکسيژندار از ريهها به قلب چپ برميگردد و از آنجا به تمام بدن پمپاژ ميشود. هر کدام از اين حفرهها ميتوانند به دليل بيماريهاي بهخصوصي دچار گشادي ميشوند ولي گشادياي که در ميان عوام شناخته شده و مورد بحث است، گشادي بطن چپ است. منظور اين نيست که بقيه حفرهها دچار گشادي نميشوند بلکه گشادي بطن چپ را بيشتر از ساير حفرهها مد نظر داريم و اصطلاح گشادي قلب را براي آن به کار ميبريم. اين گشادي به نارسايي قلب منجر ميشود. مثلا دهليز چپ به دليل تنگي يا نارسايي دريچه ميترال که بين 2 حفره دهليز و بطن چپ قرار دارد، گشاد ميشود و دهليز راست قلب بر اثر تنگي و نارسايي دريچه سه لتي (دريچهاي است بين دهليز و بطن راست) دچار گشادي خواهد شد. گشادي بطن چپ و بطن راست هم به ترتيب ميتوانند به دليل نارسايي و تنگي دريچه آئورت و دريچه پولمونر اتفاق بيفتند. زماني که قلب دريچهاي نارسا و ناکارآمد دارد، مجبور ميشود براي غلبه براين مشکل، فعاليت بيشتري بکند. به اين معني که فشاري مضاعف به عضله قلب وارد ميشود. قدرت انقباض عضله، افزايش مييابد و اين فعاليت اضافه باعث ميشود رشتههاي عضلاني قلب بعد از مدتي کش بيايند. با ادامه اين روند و کش آمدن عضلات قلب، خاصيت انقباض طبيعي قلب افت ميکند و پمپاژ خون بهطور صحيح و درست صورت نميگيرد. در نتيجه خون بيشتري در حفره قلب که دريچهاش خراب است، باقي ميماند و آن حفره به مرور گشاد ميشود علل?ديگري که ميتواند باعث گشادي قلب شود، بيماري ايسکمي قلب است. اين بيماري باعث تنگي رگهاي قلب شده و خونرساني به عضله قلب را مختل ميکند. اگر خون به عضله قلب نرسد، تغذيه و اکسيژنرساني به آن مختل ميشود و دچار سکته يا انفارکتوس خواهد شد. بعد از سکته قلبي، عضله قلب در ناحيه سکته از بين ميرود، خاصيت انقباض خود را از دست ميدهد و سفت ميشود. در اينجا باز هم قلب بايد با يک مکانيسم جبراني به کار خود ادامه و باوجود از بين رفتن نسج طبيعي عضله در آن ناحيه، وظايف خونرساني را انجام دهد. در نتيجه به دنبال فعاليت مضاعف دچار گشادي ميشود. همچنين عوامل ناشناخته ژنتيکي يا ويروسي هم باعث گشادي قلب مي شوند. اين گشادي به صورت يکنواخت در حفره قلب اتفاق ميافتد. به اين بيماري «کارديوميوپاتي» يا «درگيري عضله قلب» ميگوييم. علاوه بر مسايل ژنتيک و ويروسها، اين بيماري در اثر عوامل ناشناختهاي هم ممکن است به وجود آيد. اين بيماري عضله قلب را درگير و آن را دچار گشادي ميکند. هر جا عضله بيشتري داشته باشد، درگيري و گشادي در آن عضله بيشتر اتفاق ميافتد. افرادي که بطن چپ قلبشان گشاد است، معمولا قادر به فعاليت هستند اما خيلي زود خسته و دچار تپش و تنگينفس ميشوند و بايد استراحت کنند. اگر بطن راست قلب گشاد شده باشد، بيمار به هيچ وجه قادر به فعاليت نيست. البته بيماريهايي که باعث گشادي بطن راست ميشوند، کم هستند. اگر فردي زمينههاي ابتلا به بيماريهايي که باعث گشادي قلب ميشوند، داشته باشد، ميتواند با تغيير روش زندگي و شرايط تغذيه بيمار، روند پيشرفت بيماري را کندتر کند. تغذيه متناسب و نوع شيوه زندگي، استراحت خوب و داشتن فعاليت متناسب با سن و سال، به همه افراد کمک ميکند تا از بروز بيماريهاي قلبي جلوگيري کنند. راه درمان گشادي قلب، درمان عامل زمينهساز آن است. اگر علت بيماري مشکلات دريچهاي باشد، با حل مشکل مثلا تعويض دريچه، براي درمان گشادي قلب به صورت غيرمستقيم اقدام ميکنيم. اگر مشکل زمينهساز گشادي، ايسکمي (تنگي عروق) باشد، با تجويز دارو، آنژيوپلاستي و درمان ايسکمي سعي ميكنيم گشادي قلب را برطرف كنيم اما در مورد گشادي قلب به دنبال کارديوميوپاتي (ضعف عضله قلب) اولين راه درمان، استراحت است. در اين موارد، درمان قاطعي نداريم و بيمار بايد با دارو تحت درمان قرار گيرد و فقط در موارد پيشرفتهتر، براي پيوند قلب اقدام خواهد شد.
پرسشپرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نامپاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: پسري 28 ساله هستم. حدود يكسال است كه بيشتر اوقات سردرد دارم در ضمن در طول شبانهروز هم استراحت كافي دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.6545***0918
پرسش دوم: دختري 18 سالهام. سردرد شديد همراه سرگيجه دارم. موقع درس خواندن زود خسته ميشوم. وقتي از جايم بلند ميشوم يا تحرك دارم سردردم شروع ميشود و قلبم تند ميزند و خسته ميشوم و خوابم ميگيرد. ميخواهم بدانم مشكلم جدي است؟ 5460***0914
پرسش سوم: درباره گرفتگي عضلات پا و كمر مرا راهنمايي كنيد. من 49 سال دارم. عضلات كمر و پايم دچار گرفتگي ميشود و فيزيوتراپي و طبسوزني رفتهام. پزشكم گفت شبي يك عدد ديازپام 2 بخورم. آيا مصرف زياد آن اشكالي ندارد؟بدون ذکر نام
پاسخدكتر حسين پورمحموديانمتخصص مغز و اعصاباستاديار دانشگاه علوم پزشكي تهرانپاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد. پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود. پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دكتر حسين پورمحموديان
متخصص مغز و اعصاب
پاسخ اول: سردرد تنشي يكي از شايعترين نوع سردردهاست؛ سردردي كه در طول شبانهروز است و شدت آن كم و زياد ميشود. بعضي از افراد در مقطعي از زندگي گرفتار آن ميشوند. از ديگر علتهاي سردردهاي مكرر ميگرن مزمن است. البته بيماراني كه سردردهاي ناشناختهاي دارند براي تسكين درد به صورت مداوم از مسكن استفاده ميكنند. مصرف طولانيمدت مسكن نه تنها باعث تسكيندرد نميشود بلكه به مرور سردردي ايجاد ميكند كه خيلي بدتر از سردردهاي ديگر است حتي پزشك گاهي براي اينكه بتواند عادت مصرف مسكن در بيمار را از بين ببرد، مجبور ميشود او را در بيمارستان بستري كند. شما حتما بايد به يك متخصص نورولوژيست مراجعه و يك امآرآي براي رد ضايعههاي عروق مغزي بگيريد.
پاسخ دوم: وقتي سردرد و سرگيجه با هم توام ميشوند به خصوص در دخترخانمهاي جوان ابتدا بايد از نظر كمخوني و كمبود كلسيم آنها بررسي كنيم. علايمي كه شما اشاره كرديد مثل خستگي و تندترزدن ضربان قلب هر دو با كمخوني و كمبود كلسيم ارتباط دارند و اينكه وقتي از جا بلند ميشوند، قلبشان تندتر ميزند شايد به علت اين باشد كه فشارخون افت ميكند و با جبران كمبود آهن و كلسيم علايم برطرف ميشوند ولي خوابآلودگي ممكن است گاهي به علت حملههاي صرعي باشد زيرا برخي از بيماران بعد از حمله صرع به خواب فرو ميروند. شايد اين سوال به ذهنتان برسد كه صرع تكانخوردن دست و پا و بيهوششدن است ولي بايد بگويم صرع انواع مختلفي دارد. نوعي از صرع به گونهاي است كه بيمار حين اينكه كارهايش را انجام ميدهد ناگهان كمي مكث ميكند ولي مساله اين نبايد باعث ترس شما خانم 18 ساله شود. لازم است براي رد هرگونه شك و شبهه يك معاينه دقيق انجام و يك نوار مغزي گرفته شود.
پاسخ سوم: افرادي كه ورزش ميكنند يا به مدت طولاني سر پا هستند، اگر كمبود كلسيم داشته باشند عضلات پايشان خصوصا هنگامشب دچار كرامپ (اسپاسم) عضلاني ميشوند و بسيار هم دردناك است. شما ذكر نكردهايد خانم هستيد يا آقا ولي اگر خانم هستيد بايد بررسي شود تا كمبود ويتامين D نداشته باشيد زيرا كاهش ويتامين D باعث كاهش جذب كلسيم ميشود در ضمن معاينه مهرههاي كمر توسط يك متخصص مغزواعصاب براي رد ديسك كمر يا جابهجايي مهرهها ضروري است. مصرف ديازپام 2 آن هم يك عدد هر شب مشكلي ايجاد نميكند، ديازپام عضلات را شل ميكند ولي درمان اصلي نيست و حتما بايد علت مشخص شود.
پرسشپرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نامپرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.5402***0937پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: جواني هستم 28 ساله با پاهاي پرانتزي، آيا ميتوان پاهاي من را به حالت طبيعي برگرداند؟ بدون ذکر نام
پرسش دوم: دختري 22 ساله هستم. گاهي زانوهايم دچار درد شديدي ميشود و هميشه هنگام نشست و برخاست صداي تقتق ميدهد. لطفا مرا راهنمايي کنيد.
5402***0937
پاسخدکتر محمدرضا فراهانچيارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي استاديار دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
دکتر محمدرضا فراهانچي
ارتوپد و جراح زانو و آرتروسکوپي
پاسخ اول: در حالت ايستاده و زانوهاي به هم چسبيده، بين هر 2 پا بايد مختصري از هم دور باشند و اندام تحتاني 3 درجه به طرف بيرون انحراف داشتهباشد. در اثر اختلالات رشد يا کمبود ويتامين B12، راشيتيسم يا نرمياستخوان پديدميآيد و زانوها از شکل طبيعي خود خارج ميشوند و به صورت پرانتزي درميآيند. پايپرانتزي اگر در سن پايين (مثلا 8 سالگي) تشخيص داده شود، ميتوان با پوشاندن کفشهاي مخصوص، جلوي پيشرفت آن را گرفت. بعد از رشد کامل فرد در صورتيکه شدت پرانتزي بودن پاها بهگونهاي باشد که مانع راه رفتن درست و درد در ناحيه کشکک زانو شود و با درمانهاي اوليه هم بهبود نيابد، بايد با عمل جراحي اصلاح شود. در اين حالت، فشار بدن به قسمت داخل زانو وارد ميشود و وجود انحنا، باعث خواهد شد اين قسمت زودتر دستخوش تغييرات و ساييدگي شود و قسمت خارجي که فشار کمتري روي آن است سالمتر بماند اما در حالت طبيعي، وزن بدن انسان بايد به سطح صاف روي هر دو کونديل وارد شود. بعد از عمل جراحي بيمار بايد به مدت 8 تا 12 هفته با 2 عصا راه برود تا علايم جوش خوردن در محل جراحي آشکار شود. بيماراني که دچار اين بدشکلي در پاها هستند، بايد بدانند که هر 2 پا بايد جراحي شود ولي اين کار توأمان انجام نميگيرد و هر کدام از زانوها 5 تا 6 ماه، تحت عمل جراحي قرار ميگيرند تا پاها به حالت طبيعي برگردند.
پاسخ دوم: معمولا در خانمهاي جوان التهاب قسمت غضروفي استخوان کشکک زانو شايع است و هنگام برخاستن از روي زمين يا صندلي، ناحيه جلوي زانو به شدت دردناک ميشود و با راهرفتن و کمي حرکتدادن پا به تدريج درد کاهش مييابد. اين مشکل نگرانکننده نيست و با کمي تغيير در روش زندگي بهبود مييابد. تقريبا ميتوان گفت براي بهبود به 6 ماه مراقبت نياز است. توصيه ميکنم افراد دچار اين نوع درد زانو روي صندلي بنشينند، روي تختخواب بخوابند و از توالتفرنگي استفاده کنند. موقع بالارفتن از پله سعي کنند با زانوي سالم بالا بروند و با زانوي دردناک پايين بيايند. از چهارزانو نشستن بپرهيزند و اگر امکان رفتن به استخر را دارند، هفتهاي 3 روز و هر بار به مدت 20 تا 30 دقيقه در آب راه بروند. البته چاقي نيز يکي از عوامل تشديدکننده اين عارضه است.
پرسشپرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919 پاسخدكتر مجيد صادقىروانپزشکعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهرانپاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: دخترى 32ساله هستم. يک سال است که عقد كردهام اما 6 ماه پيش متوجه شدم همسرم غير از بيمارى صرع مشكل عصبى شديد دارد طورى كه اصلا در خانه يا محل كار نمينشيند و فقط راه ميرود. هنگام صحبتکردن مدام از اين شاخه به آن شاخه ميپرد. وقتى عصبى ميشود بعدا نميداند چه كارى كرده است. در حالت عصبىشدن كبود ميشود و رگهاى زير گردنش متورم ميشوند. هركس براى بار اول با او صحبت ميكند يا او را ميبيند، بلافاصله متوجه عدم تعادل روحى روانىاش ميشود. قصد دارم از اين آقا جدا شوم اما به شدت از او ميترسم. تمنا ميكنم مرا راهنمايى كنيد. آيا تصميم من براي طلاق درست است يا خير؟ 4502***0916
پرسش دوم: برادرم به همهچيز و همهکس مشکوک است. حتي يک قرص هم از دست کسي نميخورد. در سن ?? سالگي به دليل تنبلي هنوز ازدواج نکرده است. در حال حاضر فكر ميكند دائم تحتنظر و کنترل است. پرحرف شده و زياد فرياد ميزند. اعتياد به ترياک هم دارد. آيا با چنين شرايطي براي جان مادرم که با وي زندگي ميکند، خطري دارد؟ 3217***0919
دكتر مجيد صادقى
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران
پاسخ اول: بهتر است شما به اتفاق همسرتان قبل از هر تصميم عجولانه و مبتني بر احساسات، به يک روانپزشک مراجعه کنيد و در مورد تصميم خود و شرايط همسرتان مشاوره بگيريد. قطعا متخصص ميتواند با بررسي وضعيت همسرتان جوانب مختلف را بررسي کند و تشخيص دهد که آيا مشکل ايشان با درمانهاي دارويي و مشاوره قابل کنترل و رفع است يا خير و اساسا اين جدايي چقدر به صلاح شما و همسرتان خواهد بود.
اگر اين راه به نتيجه نرسيد، اقدام بعدي ميتواند متارکه، آن هم به صورت منطقي و با آرامش، باشد زيرا معمولا اگر دو طرف به توافق برسند که ادامه زندگي ممکن و به نفع هيچکدام نيست، به هر حال يک فرد حتي به ظاهر عصبي نيز ممکن است منطق را بپذيرد و قبول کند که با واقعيت کنار بيايد و اگر اين كار تحتنظر يک روانپزشک پيش رود، عوارض کمتري متوجه هر دو طرف خواهد شد. زيرا به هر حال روانپزشک در ديدارها و بررسيهايي که روي همسر شما انجام ميدهد، متوجه خواهد شد که آيا پس از متارکه اين فرد ميتواند بالقوه خطرناک باشد يا خير.
اما بيشتر بيماران اعصاب و روان افراد خطرناکي نيستند و ممکن است فقط ژستهاي رفتارهاي خشونتآميز داشته باشند بنابراين نبايد از آنها واهمه داشت. بيشتر خشونتها و مسايلي را که در صفحه حوادث روزنامهها مطالعه ميکنيد يا افراد به ظاهر سالمي که هيچ سابقهاي از بيماري اعصاب و روان نداشتهاند، مرتکب شدهاند يا افرادي که تحتتاثير مصرف موادمخدر و موادمحرکي نظير شيشه و امثالهم بودهاند.
پاسخ دوم: با اين شرح حالي که شما دادهايد به نظر ميرسد برادر شما دچار يک مشکل جدي اعصاب و روان هستند و هر چه زودتر بايد به يک روانپزشک مراجعه كنند و تحت درمان قرار گيرند. حتي ممکن است به يک دوره بستري نيز نياز داشته باشند زيرا اگر درمان نشوند، ممکن است بهطور بالقوه براي خود و ديگران ايجاد خطر کنند.
پرسشپرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918پاسخدکتر رامين طاهريمتخصص پوست و موعضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنانپاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
پرسش اول: پسري ??ساله هستم. هر چه به پوستم رسيدگي ميکنم و مراقب هستم، مثلا شستشوي مداوم و... مشکلاتم حل نميشود. 3 سال است که قارچ و شوره صورت و پشت گوش دارم و اگر دير به حمام بروم، خارش امانم را ميبرد. در اين مدت پزشكان هر دارويي که فکر کنيد، برايم تجويز کردهاند. کپسول فلوکونازول و ايتراکونازول، پماد کتوکونازول و انواع شامپوهاي موجود و... راه درمان اين بيماري که مرا گرفتار خودش کرده است، چيست؟3634***0935
پرسش دوم: پسري ??ساله هستم و از آکوتان استفاده ميکنم، بهترين راه از بين بردن منافذ باز پوست به ويژه منافذ باز و آشكار روي بيني کدام است؟ ليزر يا کپسول آکوتان؟ 3634***0935
پرسش سوم: بهترين کرم براي از بين بردن جاي خال و زخم صورت کدام است؟ 7714***0918
دکتر رامين طاهري
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي سمنان
پاسخ اول: بيماري شما به احتمال زياد بيماري درماتيتسبورئيک است. در اين بيماري معمولا ناحيه سر، گوشها، چين کنار بيني، ابروها و ناحيه ريش درگيرميشود. علامت درماتيتسبورئيک، قرمزي خارش و پوستهريزي است که دورههاي شدت و ضعف دارد و معمولا علايم بيماري به صورت دورهاي کم و زياد ميشود. درمان، بيماري را از بين نميبرد ولي علايم آزاردهنده آن را کنترل ميکند. در مواردي که بيماري شديد ميشود، بايد داروهايي که مصرف کردهايد به ويژه داروهاي موضعي را به صورت دورهاي و زير نظر پزشک تکرار کنيد. اين بيماري پرهيز غذايي ندارد و قابل سرايت به ديگران نيست ولي در طول زمان شدت و ضعف پيدا ميکند.
پاسخ دوم: استفاده از بعضي انواع کرمهاي لايهبردار يا داروهاي حاوي اسيدآلفاهيدروکسي و دستگاههاي ليزر که براي اين منظور بهکار ميروند، مفيد است. تمام اين درمانها را بايد متخصصان پوست بعد از معاينه فرد تجويز كنند ولي در مصرفکنندگان داروي ايزوترتينويين يا آکوتان تا زمان قطع مصرف دارو و چندماه بعد از قطع آن، استفاده از آنها توصيه نميشود.
پاسخ سوم: کرمهاي متعددي در داروخانهها وجود دارد که همه کرمهاي ترميمکننده ناميده ميشوند و آثار تقريبا مشابهي دارند. استفاده از اين کرمها تا حدودي به بهبود محل زخم يا بريدگي کمک ميکند ولي نماندن اثر زخمها يا بريدگيها تا حدود زيادي به نوع مراقبت از پوست، کنترل عفونت و پرهيز از تابش آفتاب?در محلهاي باز پوست بستگي دارد. البته پوست بعضي از افراد بهطور ذاتي ترميمپذيري بهتري دارد.
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب