نمایش جزئیات مطلب / زمان مخابره مطلب :12/4/1387 19:20:0 تعداد بازديد كنندگان مطلب:491 دکتر مصطفي جلاليفخر هنر، رسانه و سلامتدودش به چشم همه ميرود، هم خانه!بارها نوشتهايم كه با تك بعدي بودن شخصيتها موافق نيستيم. همچنين با پزشكان شبيه هم و كليشه اي كه ناجي جان بيماران باشند. اما اين به معناي سقوط از آن سوي بام نيست.توهين و تحقير اهالي سلامت فقط مسالهاي صنفي نيست، يك خطر كلي است كه شامل همه مردم مي شود. به تازگي فيلم «هم خانه» در سينماهاي تهران به نمايش عمومي در آمده است. دختري دانشجو براي اجاره سه ماهه يك منزل، براي تامين شرط صاحبخانهاي كه قصد سفر دارد، به شوهر جعلي چند ساعته نياز دارد تا وانمود كند كه متاهل است. پسري (جمشيد) كه حاضر به پذيرش اين بازي ميشود، گارسون رستوران است و البته ظرف هم ميشويد. اين آقا پسر گارسون، دانشجوي سال آخر پزشكي است. در ظاهر فيلمساز قصد داشته تا به گونهاي اغراقآميز به مشكل بيكاري جامعه دانشگاهي اشاره كند اما انتخاب درستي نكرده است. كسي منكر نامناسب بودن امكانات شغلي / رفاهي پزشكان جوان نيست اما اين گروه بيش از آنكه در پي چند لقمه نان باشند، به شأن و احترام اجتماعي خود انديشيدهاند. با سيلي صورت خود را سرخ نگاه داشتهاند و تن به مشاغلي ندادهاند كه با جايگاه اجتماعي و علميشان ناهمسان باشد. متاسفانه نگاه فيلم به دانشجويان و جوانان پزشكي تا حدي توهينآميز است كه شائبه يك تسويه حساب با اين قشر دانشگاهي را مطرح ميكند. اين يك شق ماجراست كه براي سازمان نظام پزشكي به عنوان مسوول حفظ كرامت پزشكان، مسووليتآفرين است. شق ديگر، اشاعه اين نگاه غير منصفانه عليه مردمي است كه از خدمات سلامت بهرهمند ميشوند. اين يافته به طور كامل اثبات شده که بخش مهمي از تشخيص و درمان به نوع رابطه بيمار و پزشك وابسته است. احترام و اعتماد بيمار نسبت به طبيبان، فرآيند پذيرش و پاسخدهي او و روح و جسماش را نسبت به درمان تقويت ميكند. اگر اين نگاه محترمانه فرو ريزد، فرآيند سلامت است كه مخدوش ميشود. عجيب اينكه اين وجه توهينآميز اضافه شده به شخصيت جمشيد تاثيري در داستان يا شخصيت پردازي بهتر او ندارد. او ميتوانست دانشجوي هر رشته ديگري باشد يا به هيچ وجه دانشجو نباشد. در واقع هيچ ضرورت يا بهره دراماتيكي هم در كار نيست و معلوم نيست كه چرا دانشجويان پزشكي قرباني شدهاند. آيا تا به حال در سينماي ايران با فيلمي برخورد كرده ايد كه يك كارگردان سينما را به شغل دوم گارسوني گماشته باشند؟ دود پايمال شدن حرمت پزشكي به چشم همه مي رود؛ حتي كارگردانان سينما.مهرداد فريد، آدم محترم و نجيبي است و ترديد دارم كه اين حركت حرمتشكنانه را عمدي بدانم. چه بسا آنقدر شجاعت اخلاقي و حرفهاي داشته باشد كه در آينده نزديك از دانشجويان پزشكي عذرخواهي كند. تصادف عجيب اينجاست كه تهيهكننده اين فيلم (مسعود جعفري جوزاني) نيز در فيلم «بلوغ» خود، نگاه غير محترمانه به پزشكان جوان داشت و اتفاقا آنجا هم مستمسك قرار گرفتن برخي پزشكان جوان بيكار، خواسته يا ناخواسته به استهزاي آنان منتهي شده بود. با توجه به اينكه جوزاني و فريد، هر دو تحصيلات دانشگاهي دارند، مي توان متوقع بود كه نگاه محترمي به دانشجويان داشته باشد؛ به ويژه در حوزه پزشكي و سلامت كه حيطه حساس و خطيري است. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
هنر، رسانه و سلامتدودش به چشم همه ميرود، هم خانه!بارها نوشتهايم كه با تك بعدي بودن شخصيتها موافق نيستيم. همچنين با پزشكان شبيه هم و كليشه اي كه ناجي جان بيماران باشند. اما اين به معناي سقوط از آن سوي بام نيست.توهين و تحقير اهالي سلامت فقط مسالهاي صنفي نيست، يك خطر كلي است كه شامل همه مردم مي شود. به تازگي فيلم «هم خانه» در سينماهاي تهران به نمايش عمومي در آمده است. دختري دانشجو براي اجاره سه ماهه يك منزل، براي تامين شرط صاحبخانهاي كه قصد سفر دارد، به شوهر جعلي چند ساعته نياز دارد تا وانمود كند كه متاهل است. پسري (جمشيد) كه حاضر به پذيرش اين بازي ميشود، گارسون رستوران است و البته ظرف هم ميشويد. اين آقا پسر گارسون، دانشجوي سال آخر پزشكي است. در ظاهر فيلمساز قصد داشته تا به گونهاي اغراقآميز به مشكل بيكاري جامعه دانشگاهي اشاره كند اما انتخاب درستي نكرده است. كسي منكر نامناسب بودن امكانات شغلي / رفاهي پزشكان جوان نيست اما اين گروه بيش از آنكه در پي چند لقمه نان باشند، به شأن و احترام اجتماعي خود انديشيدهاند. با سيلي صورت خود را سرخ نگاه داشتهاند و تن به مشاغلي ندادهاند كه با جايگاه اجتماعي و علميشان ناهمسان باشد. متاسفانه نگاه فيلم به دانشجويان و جوانان پزشكي تا حدي توهينآميز است كه شائبه يك تسويه حساب با اين قشر دانشگاهي را مطرح ميكند. اين يك شق ماجراست كه براي سازمان نظام پزشكي به عنوان مسوول حفظ كرامت پزشكان، مسووليتآفرين است. شق ديگر، اشاعه اين نگاه غير منصفانه عليه مردمي است كه از خدمات سلامت بهرهمند ميشوند. اين يافته به طور كامل اثبات شده که بخش مهمي از تشخيص و درمان به نوع رابطه بيمار و پزشك وابسته است. احترام و اعتماد بيمار نسبت به طبيبان، فرآيند پذيرش و پاسخدهي او و روح و جسماش را نسبت به درمان تقويت ميكند. اگر اين نگاه محترمانه فرو ريزد، فرآيند سلامت است كه مخدوش ميشود. عجيب اينكه اين وجه توهينآميز اضافه شده به شخصيت جمشيد تاثيري در داستان يا شخصيت پردازي بهتر او ندارد. او ميتوانست دانشجوي هر رشته ديگري باشد يا به هيچ وجه دانشجو نباشد. در واقع هيچ ضرورت يا بهره دراماتيكي هم در كار نيست و معلوم نيست كه چرا دانشجويان پزشكي قرباني شدهاند. آيا تا به حال در سينماي ايران با فيلمي برخورد كرده ايد كه يك كارگردان سينما را به شغل دوم گارسوني گماشته باشند؟ دود پايمال شدن حرمت پزشكي به چشم همه مي رود؛ حتي كارگردانان سينما.مهرداد فريد، آدم محترم و نجيبي است و ترديد دارم كه اين حركت حرمتشكنانه را عمدي بدانم. چه بسا آنقدر شجاعت اخلاقي و حرفهاي داشته باشد كه در آينده نزديك از دانشجويان پزشكي عذرخواهي كند. تصادف عجيب اينجاست كه تهيهكننده اين فيلم (مسعود جعفري جوزاني) نيز در فيلم «بلوغ» خود، نگاه غير محترمانه به پزشكان جوان داشت و اتفاقا آنجا هم مستمسك قرار گرفتن برخي پزشكان جوان بيكار، خواسته يا ناخواسته به استهزاي آنان منتهي شده بود. با توجه به اينكه جوزاني و فريد، هر دو تحصيلات دانشگاهي دارند، مي توان متوقع بود كه نگاه محترمي به دانشجويان داشته باشد؛ به ويژه در حوزه پزشكي و سلامت كه حيطه حساس و خطيري است. مشاهده مطلب ارسال شده بعد
مشاهده مطلب ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين مطلب