نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :12/4/1387 18:32:0 تعداد بازديد كنندگان خبر:1055 يک قطره درياماجراي کشف روغن لورنزووقتي «لورنزو اودون» پنج سال داشت، پسري باهوش و دوستداشتني بود. او در آن سن به سه زبان مسلط بود و سه سال از عمرش را با پدر و مادرش در جزاير کوموروس در شرق آفريقا سپري کرده بود. اما در دسامبر سال 1983 او به طور ناگهاني در مدرسه شروع به کجخلقي کرد، طوري که معلم او متوجه شد و قضيه را به پدر و مادرش اطلاع داد. در ابتدا چند تشخيص روانپزشکي و بيماري دستگاه عصبي مطرح شد اما در نهايت، پزشکان بيمارستان کودکان واشنگتن بيماري لورنزو را «آدرنو لوکو ديستروفي» تشخيص دادند. پزشکان به آگوستو و مايکلا گفتند که همه مبتلايان به آدرنو لوکو ديستروفي، ظرف دو سال پس از شروع علايم ميميرند. هيچ درماني براي بيماري وجود ندارد و هيچ اميدي نيست. با وجود اين، هميشه اشخاصي را ميتوان يافت که روي انواع نادر و بدون درمان بيماريها کار کنند. يک ماه پس از تشخيص، والدين لورنزو دريافتند که رژيم غذايي بدون اسيدهاي چرب با زنجيره بلند، ميتواند سير بيماري را کند کند. بيماري لورنزو طي همين يک ماه، بسيار پيشرفت کرد. او ديگر نميتوانست بدون کمک لباس بپوشد يا راه برود. حرکات ظريفش از بين رفته بود و گامهايش لرزان شده بود. والدين لورنزو، موفق شدند برجستهترين پزشکي را که روي بيماري آدرنو لوکوديستروفي کار ميکند، پيدا کنند. او «گاس نيکولياس» نام داشت. همين پزشک بود که توصيه کرد لورنزو ازمصرف غذاهاي حاوي اسيدهاي چرب با زنجيره بلند اجتناب کند. وقتي ماه سپتامبر رسيد، آگوستو و مايکلا خسته از سپردن کورکورانه گاه و بيگاه فرزندشان به طرحهاي تحقيقاتي، در صدد برآمدند تا خودشان آستينها را بالا بزنند و کاري انجام بدهند. مادر لورنزو، ساعتها خودش را در کتابخانهها حبس ميکرد و کتابهايي درباره بيوشيمي و نورولوژي و لوکوديستروفي حاد ميخواند، به اميد اينکه شناخت بهتري از بيماري پيدا کند و بتواند بهتر تصميم بگيرد. پس ازيک سال لورنزو نميتوانست غذا را ببلعد و متکي به لوله تغذيه شده بود. او به طور کامل فلج شده بود و نميتوانست ببيند و صحبت کند. در اين مدت، والدين او در پي يافتن راهي براي درمان او بودند. ذهن آگوستو آنقدر مشغول اين موضوع بود که موفق شد، يک کشف بيوشيميايي کند. او اسيد چربي را پيدا کرد که روند بيماري را کند ميکرد. اين اسيد چرب، اروسيک اسيد نام داشت. اما پيدا کردن اروسيک اسيد خوراکي به صورت خالص، کار سادهاي نبود. آنها با حدود 100 شرکت گوناگون تماس گرفتند و سرانجام اروسيک اسيد را از شرکتي در لندن تحويل گرفتند. اما محققان دريافته بودند که اروسيک اسيد براي قلب زيانآور است. خاله لورنزو داوطلب شد که اروسيک اسيد را به مدت يک ماه به صورت شخصي استفاده کند و خوشبختانه پس از يک ماه هيچ شواهدي از بيماري قلبي در او پيدا نشد. سرانجام اروسيک اسيد به لورنزو داده شد، در مدت کوتاهي، سطح اسيد چرب با زنجيره بلند در خون لورنزو به مقدار طبيعي رسيد و يک ماه بعد، او توانست غذا را ببلعد. پس از مدتي لورنزو توانست با محيط اطراف با پلک زدن و حرکت انگشتان ارتباط برقرار کند. مقدار زيادي از بينايي او برگشت کرد و توانست سرش را تکان دهد.در اين تلاش بيوقفه، پدر و مارد لورنزو فرمولي ترکيبي را به نام پسرشان ابداع کردند. در اين فرمول دارويي ترکيبي از مخلوط کردن چهار قسمت اولئيک اسيد و يک قسمت اروسيک اسيد به دست ميآمد که نام آن روغن لورنزو گذاشته شد. مشاهده خبر ارسال شده بعد
يک قطره درياماجراي کشف روغن لورنزووقتي «لورنزو اودون» پنج سال داشت، پسري باهوش و دوستداشتني بود. او در آن سن به سه زبان مسلط بود و سه سال از عمرش را با پدر و مادرش در جزاير کوموروس در شرق آفريقا سپري کرده بود. اما در دسامبر سال 1983 او به طور ناگهاني در مدرسه شروع به کجخلقي کرد، طوري که معلم او متوجه شد و قضيه را به پدر و مادرش اطلاع داد. در ابتدا چند تشخيص روانپزشکي و بيماري دستگاه عصبي مطرح شد اما در نهايت، پزشکان بيمارستان کودکان واشنگتن بيماري لورنزو را «آدرنو لوکو ديستروفي» تشخيص دادند. پزشکان به آگوستو و مايکلا گفتند که همه مبتلايان به آدرنو لوکو ديستروفي، ظرف دو سال پس از شروع علايم ميميرند. هيچ درماني براي بيماري وجود ندارد و هيچ اميدي نيست. با وجود اين، هميشه اشخاصي را ميتوان يافت که روي انواع نادر و بدون درمان بيماريها کار کنند. يک ماه پس از تشخيص، والدين لورنزو دريافتند که رژيم غذايي بدون اسيدهاي چرب با زنجيره بلند، ميتواند سير بيماري را کند کند. بيماري لورنزو طي همين يک ماه، بسيار پيشرفت کرد. او ديگر نميتوانست بدون کمک لباس بپوشد يا راه برود. حرکات ظريفش از بين رفته بود و گامهايش لرزان شده بود. والدين لورنزو، موفق شدند برجستهترين پزشکي را که روي بيماري آدرنو لوکوديستروفي کار ميکند، پيدا کنند. او «گاس نيکولياس» نام داشت. همين پزشک بود که توصيه کرد لورنزو ازمصرف غذاهاي حاوي اسيدهاي چرب با زنجيره بلند اجتناب کند. وقتي ماه سپتامبر رسيد، آگوستو و مايکلا خسته از سپردن کورکورانه گاه و بيگاه فرزندشان به طرحهاي تحقيقاتي، در صدد برآمدند تا خودشان آستينها را بالا بزنند و کاري انجام بدهند. مادر لورنزو، ساعتها خودش را در کتابخانهها حبس ميکرد و کتابهايي درباره بيوشيمي و نورولوژي و لوکوديستروفي حاد ميخواند، به اميد اينکه شناخت بهتري از بيماري پيدا کند و بتواند بهتر تصميم بگيرد. پس ازيک سال لورنزو نميتوانست غذا را ببلعد و متکي به لوله تغذيه شده بود. او به طور کامل فلج شده بود و نميتوانست ببيند و صحبت کند. در اين مدت، والدين او در پي يافتن راهي براي درمان او بودند. ذهن آگوستو آنقدر مشغول اين موضوع بود که موفق شد، يک کشف بيوشيميايي کند. او اسيد چربي را پيدا کرد که روند بيماري را کند ميکرد. اين اسيد چرب، اروسيک اسيد نام داشت. اما پيدا کردن اروسيک اسيد خوراکي به صورت خالص، کار سادهاي نبود. آنها با حدود 100 شرکت گوناگون تماس گرفتند و سرانجام اروسيک اسيد را از شرکتي در لندن تحويل گرفتند. اما محققان دريافته بودند که اروسيک اسيد براي قلب زيانآور است. خاله لورنزو داوطلب شد که اروسيک اسيد را به مدت يک ماه به صورت شخصي استفاده کند و خوشبختانه پس از يک ماه هيچ شواهدي از بيماري قلبي در او پيدا نشد. سرانجام اروسيک اسيد به لورنزو داده شد، در مدت کوتاهي، سطح اسيد چرب با زنجيره بلند در خون لورنزو به مقدار طبيعي رسيد و يک ماه بعد، او توانست غذا را ببلعد. پس از مدتي لورنزو توانست با محيط اطراف با پلک زدن و حرکت انگشتان ارتباط برقرار کند. مقدار زيادي از بينايي او برگشت کرد و توانست سرش را تکان دهد.در اين تلاش بيوقفه، پدر و مارد لورنزو فرمولي ترکيبي را به نام پسرشان ابداع کردند. در اين فرمول دارويي ترکيبي از مخلوط کردن چهار قسمت اولئيک اسيد و يک قسمت اروسيک اسيد به دست ميآمد که نام آن روغن لورنزو گذاشته شد. مشاهده خبر ارسال شده بعد
مشاهده خبر ارسال شده بعد
بیشتر بخوانید...
امتياز شما به تحلیل اين خبر